تبليغاتX
نجوم مهبانگ
اخبار و اطلاعات نجومی

 

سياره زهره در نزديکی پروين است و هلال ماه نيز در اواخر ماه به آن‌ها می‌پيوندد. شب ۳۰ فروردين در پديده‌ای کم‌نظير اختفای خراشان ماه و پروين رخ می‌دهد. نقشه‌های اين مقاله از محل وقوع اختفاهای خراشان ستاره‌های خوشه پروین با ماه راهنمای شماست.
بابک امین‌تفرشی و همام حسينی
 برای دسترسی به نقشه‌های اختفاهای خراشان انتهای مقاله را ببینید.
 
سیاره درخشان زهره (ناهید) در حالی که در آسمان شامگاهی بر فراز افق غرب ارتفاع می‌گیرد تا به بیشترین کشیدگی شرقی خود در خرداد امسال نزدیک شود در این شب‌ها از کنار خوشه پروین،‌ زیباترین خوشه ستاره‌ای آسمان، عبور می‌کند. زهره از قدر ۴- نورافکنی درخشان در ابتدای این شب‌ها در افق غرب و در صورت فلکی ثور است.
 
 
در شب‌های ۲۲ و ۲۳ فروردین زهره در فاصله کمتر از ۳ درجه‌ای خوشه پروین است و تا شب ۲۶ فروردین کماکان در فاصله نزدیک کمتر از ۵ درجه‌ای پروین، بین این خوشه و ستارگان رخ  ۷  مانند گاو (خوشه قلائص) قرار دارد؛ منظره‌ای کم نظیر برای رصد و عکاسی نجومی حتی با ساده‌ترین دوربین‌ها.
 

زهره هم‌چنان که از پروین فاصله می‌گیرد در شب پنجشنبه ۳۰ فروردین تماشاگر منظره‌ای دیدنی در افق غرب است. در شامگاه آن روز کمی پس از غروب خورشید هلال باریک ماه از مقابل گوشه‌ای از خوشه‌پروین می‌گذرد و اختفا یا مقارنه‌ای نزدیک (بسته به موقعیت جغرافیایی شما) رخ می‌دهد. در حالی که زهره نیز در فاصله ۱۰ درجه‌ای از ماه و پروین قرار دارد. برای جزییات بیشتر درباره این اختفا بخش آسمان در این ماه ماهنامه نجوم شماره ۱۶۸ و مقاله بهترین اختفاهای سال ۱۳۸۶ در شماره ۱۶۹ (فروردین ۱۳۸۶) را مطالعه کنید.

 

این منظره در حالی دیده می‌شود که دنباله‌دار کوتاه دوره انکه نیز به اوج روشنایی خود می‌رسد و فقط ۱۳ درجه پایین‌تر از ماه و پروین در جمع ستاره‌های کم فروغ حمل قرار دارد. احتملا انکه در این هنگام از قدر ۵ یا ۶ و مانند اغلب ملاقات‌های آن با خورشید بسیار محو و بدون دمی بارز و بزرگ اما نسبتا درخشان با دوربینی دوچشمی یا تلسکووی کوچک (و شاید در شرایط رصدی ایده‌آل با چشم برهنه) ديده شود.

اختفا/مقارنه ماه و پروين، افق غرب شامگاه ۳۰ فروردين

 

اما در شامگاه ۳۱ فروردین که در سراسر ایران علاقه‌مندان به نجوم آخرین بخشهای مراسم روز جهانی نجوم را برگزار می‌کنند هلال ماه به زهره می‌رسد و آن دو در فاصله زاویه‌ای حدود ۴ درجه‌ای یکدیگر به زیبایی در میان ستارگان ثور می‌درخشند؛ منظره‌ای به یاد ماندنی برای نجومی‌ترین روز سال (درباره روز نجوم و فعالیتهای آن در ایران در سایت انجمن نجوم ایران- شاخه‌آماتوری بخوانید).

وضعيت افق غرب در شامگاه ۳۱ فروردين

 

 

 

 

 

 
همام حسینی/نجوم
اختفای پروین با ماه، آن گونه که از چند شهر ایران دیده می شود. خط های بالایی مسیر عبور لبه بالایی ماه و خط های پایینی مسیر عبور لبه پایینی قرص ماه را از شهرهای مشخص شده نشان می دهد. برای اطلاعات بیشتر در مورد این اختفا مقاله آسمان در این ماه را در شماره اسفند ۸۵ماهنامه نجوم ببینید. تصویر قابل چاپ

 

اختفای خراشان ماه و ستاره‌های خوشه پروین

از شکل بالا که مسیر عبور ماه را از میان خوشه پروین از دید چند شهر ایران نشان می‌دهد، پیداست که اختفای ستاره‌هایی مثل کلائنو، مائیا و ۱۸-ثور (ستاره ۵.۶ بالای خوشه پروین) از برخی مناطق ایران به صورت خراشان دیده می‌شود. رصد اختفاهای خراشان به بررسی عوارض لبه ماه کمک می‌کند. نقشه‌های پایین به دقت محل‌هایی که اختفا‌های این سه ستاره‌ را به صورت خرشان می‌بینند نشان می‌دهند.

در نقشه‌ها سطح قرمز شده منطقه ای را نشان می‌دهد که ساکنان آنها اختفا را می‌بینند. خط‌های قرمز رنگ مرز این منطقه را نشان می‌دهند. مرز سمت راست نشان‌دهنده‌ی غروب ستاره است. یعنی اگر روی این مرز باشید شروع اختفا برای شما با غروب ستاره هم‌زمان است. رصدگرانی که روی مرزهای پایین و بالا رصد می‌کنند تماشاگر اختفای خراشان خواهند بود. می‌توانید نقشه را بزرگ کنید تا محل دقیقی را پیدا کنید که اختفا از آن‌جا خراشان دیده‌ می‌شود. 

 

 اختفای ستاره کلائنو

 

 اختفای ستاره مائیا

 

اختفای ستاره ۱۸-ثور

 

داده‌ها با ترتیب یک دهم درجه حساب شده‌اند و برای ترسیم خط‌ها از درون‌یابی خطی استفاده شده‌است. روی نمایش پونزها کلیک کنید تا اطلاعات کاملی را درباره شرایط اختفا در نقاط روی مرزهای خراشان به دست آورید. پونزها با فاصله یک درجه از هم چیده شده‌اند.

 
+ نوشته شده در  جمعه 31 فروردین1386ساعت 11:47  توسط محمد حسین باقریان | 

تاریخ برگزاری همایش نجوم...یکشنبه مورخه ۹/۲/۱۳۸۶

از ساعت ۵ تا ۷ بعد از ظهر در محل سالن اجتماعات پژوهش سرای دانش آموزی برگزار می شود ...

 مهران فرزادمهر و اشکان زرعی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 21:14  توسط محمد حسین باقریان | 

سلام به علاقه مندان به علم زیبا و مفرح نجوم

انجمن نجوم مهبانگ برگزار می کند .

mehran farzadmehr.. topolos2002@yahoo.com

زمان : یکشنبه ۹/۲/۱۳۸۶ سالن اجتماعات پژوهشسرای

دانش آموزی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 فروردین1386ساعت 22:49  توسط محمد حسین باقریان | 

 

محققان بخش تکنولوژی ناسا بر این باورند که در ۱۰ سال آینده دانشمندان قادر به مطالعه سیارات ناشناخته‌ای به اندازه زمین خواهند بود که در برخی از آن‌ها حيات گیاهی نیز وجود دارد که بسته به رنگ خود سیاره، زرد، نارنجی و یا قرمز است.
آذين زنگويی
«ن. کیانگ»(N. Kiang) از ناسا می‌گوید:"تشخیص محدوده این رنگ‌ها مهم است. رنگ فتوسنتز معمولا در ناحیه زرد، نارنجی و قرمز قرار دارد. برای مثال غیر ممکن است سیاره‌ای آبی رنگ پیدا کرد. ولی رنگ سبز نیز محتمل به نظر می‌رسد". «و. میدوز»(V. Meadows) می‌گوید:"آنچه در مورد این تحقیق اهمیت دارد این است که رشته‌‌‌های‌ مختلف‌ علمی‌ را در بر می‌گیرد تا بهترین مدل ممکن برای پیدا کردن طیف سیاراتی که شبیه زمین هستند را ارائه کند. این تحقیق به تمامی اطلاعات از قبیل فوتونی که یک سیاره در زمان حیات خود ساطع می‌کند تا عمق آب مورد نیاز یک گیاه، نیاز دارد و هیچ محققی از یک گروه خاص و به تنهایی قادر به حل این مسئله نخواهد بود".
 

مرکز توجه محققان بر روی راه‌هایی است که گیاهان نور را جذب می‌کنند و از آن ماده‌ قندی‌ می‌سازند. منبع این نور از ستاره مرجع یا در نتیجه تاثیر فیلترهای گازی موجود در جو است. برای مثال، اُزُن پرتو فرابنفش را جذب می‌کند و به همین خاطر این پرتو به زمین نمی‌رسد. کیانگ توضیح می‌دهد:"آن‌ چه که مهم است، طیف تعداد ذرات نور است. بر روی زمین این ذرات در ناحیه قرمز قرار می‌گیرند و به همین خاطر گیاهان سبز هستند".
 

بر روی زمین گیاهان نور آبی را به علت انرژی بالای آن و نور قرمز را به دلیل تعداد زیاد ذرات آن جذب می‌کنند. در نور خورشید نورهای قرمز و آبی بیش از حد نیاز انرژی ایجاد می‌کنند؛ به همین دلیل گیاهان بر روی زمین به انرژی بیشتر نیاز ندارند. بنابراین بیشتر نور سبز را منعکس می‌کنند و به همین خاطر سبز به نظر می‌آیند. سیاره‌ای مانند زمین که به دور ستاره‌ای به بزرگی و دمای خورشید می‌گردد، بیشتر تمایل به جذب نورهای آبی و قرمز و کمتر تمایل به جذب نور سبز را دارد. اما ممکن است در سیاره‌های دیگر طیف‌های نوری دیگری غالب باشند. در این صورت رنگی مانند قرمز ممکن است مورد نیاز نباشد و در این صورت این رنگ بیشتر بازتاب شده و در نتیجه سیاره قرمز به نظر می‌آید.
 

عوامل موثر دیگر عبارت هستند از نقش لایه اُزُن، دی‌اکسید کربن، بخار آب، چگونگی واکنش‌های شیمیایی توسط پرتوهای ستاره‌ای، آمادگی ستاره برای تشعشع‌ ناگهانی‌ نيروی‌ خورشيد، میزان آب موجود در سیاره، میزان نوری که به سطح می‌رسد، گازهایی که توسط خود گیاهان ایجاد می‌شوند و ... . به همین دلیل مدل کامپیوتری پیشرفته‌ای مورد نیاز است.
 

مدوز می‌گوید:"در سیاره‌ای که تنها توسط قسمت کوچکی از اُزُن محافظت می‌شود، باعث شگفتی است که حیات به هر شکلی وجود داشته باشد. تنها احتمال دارد که حیات در قسمتی که «مکان مناسب» باشد و در حدود ۳ متری زیر سطح قرار دارد، محافظت شود. برای سیاره‌ای که به دور ستاره‌ای خنک‌تر از خورشید ما می‌گردد، این مکان مناسب در ۹ متری زیر آب قرار دارد. در گذشته تصور بر این بود که اندک سیاره‌ای است که به دور ستاره‌ای بگردد. ولی امروزه با پیشرفت تلسکوپ‌ها تعداد زیادی از سیاره‌های بزرگ و هم اندازه‌ی مشتری کشف شده است. احتمال می‌رود که حیات به شکل باکتری بر روی این سیاره‌های عظیم وجود داشته باشد.
نبع:مجله نجوم
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 فروردین1386ساعت 20:43  توسط محمد حسین باقریان | 
تلسکوپ فضایی هابل داده‌ای را ثبت کرده‌است که می‌تواند نشانه وجود بخار آب در جو یک سیاره فراخورشیدی کاملا شناخته‌شده باشد. این یافته تنها دوماه پس از شکست تلسکوپ فضایی اسپیتزر در یافتن آب بر سطح این سیاره بدست آمده است 

دانشمندان موفق شده‌اند در جدیدترین تحلیل تصاویر تلسکوپ فضایی هابل، نشانه‌هایی بر وجود آب در جو یک سیاره فراخورشیدی بیابند. برخی اخترشناسان از این نتیجه استقبال کرده‌اند، درحالی‌که دیگران معتقدند نشانه‌های موجود چیزی فراتر از خطای اندازه‌گیری نیست.
 
 
 این سیاره که HD 209458b نام دارد، 70% سیاره مشتری سنگینی دارد و به‌دلیل فاصله بسیار نزدیکی که با ستاره‌اش دارد، (9 برابر نزدیک‌تر از عطارد به خورشید)، بسیار داغ و سوخته است. این سیاره یکی از 14 سیاره فراخورشیدی کشف‌شده است که دقیقا از مقابل ستاره مادر عبور می‌کند و درپشت آن پنهان می‌شود و به‌همین دلیل، اخترشناسان توانسته‌اند داده‌های مداری دقیقی از این سیاره بدست آورند.
دو ماه پیش، رصدهای دقیق تلسکوپ فضایی فروسرخ اسپیتزر نشان داد هیچ‌ نشانه‌ای از بخارآب در جو این سیاره دیده نمی‌شود. اما از آن‌جایی که مدل‌های سیارات فراخورشیدی پیش‌بینی می‌کنند مولکول بخارآب به‌مقدار فراوان در جو این سیارات وجود دارد، برخی سیاره‌شناسان احتمال داده بودند که علایم فروسرخ بخارآب در توده‌های غبار محو شده است.
اما به‌نظر می‌رسد تلسکوپ فضایی هابل توانسته است بخارآب گم‌شده را نمایان کند. در یکی از عبورهای این سیاره از مقابل ستاره مادر، هابل توانست داده‌های کسوف جزیی ستاره را ثبت کند و با استفاده از آن، شعاع این سیاره را که 30% بزرگ‌تر از سیاره مشتری است، اندازه‌گیری کند. اما تراویس بارمن، اخترشناس رصدخانه لاول در فلگ‌استف آریزونا با تحلیل رایانه‌ای داده‌های این توانست نشانه‌هایی از بخارآب را آشکار کند.
پرتوهایی که دوربین‌های هابل ثبت کرده‌اند، از لایه‌های خارجی جو این سیاره عبور کرده‌اند و ازآن‌جایی‌که ترکیب شیمیایی بخصوص جو سبب می‌شود شفافیت جو برای طول‌موج‌های مختلف نور متفاوت باشد، شدت طول‌موج‌های رسیده نیز باهم متفاوت است. بارمن توانست با مدل‌سازی‌های مختلف و ترکیب‌های مختلف شیمیایی، شفافیت جو را در نورهای مختلف بررسی کند و سازگارترین نتایج را با داده‌های هابل بدست آورد. این‌چنین او توانست به اطلاعاتی از ترکیب شیمیایی جو این سیاره دست یابد.
نتایج رصد نشان می‌دهد مقدار اندک جذب نور در طول‌موج 0.9 میکرومتر نشانه‌ای بر وجود آب در جو سیاره است، زیرا آب چنین طول‌موجی را جذب می‌کند. به عقیده بارمن، این داده دلیلی محکم بر وجود آب در سیاره‌ای فراخورشیدی است. البته این کشف برای دوستداران حیات فرازمینی چندان خوشایند نیست، زیرا دمای سطح سیاره 1000 درجه سانتی‌گراد است و به‌سختی می‌توان حیاتی را در چنین شرایطی متصور شد.
اما خبر این کشف با واکنش‌های مختلفی روبرو شده است. مارک سواین، از اعضای گروه تحقیقاتی اسپیتزر که پیش‌از این اعلام کرده بودند در این سیاره نشانه‌‌ای از آب وجود ندارد، معتقد است کشف بارمن می‌تواند در تعیین دقیق دمای سطح این سیاره بسیار موثر باشد؛ زیرا برای این‌که اسپیتزر بتواند پرتوهای نور جذب‌شده توسط مولکول‌های آب را شناسایی کند، مناطق داخلی‌تر این سیاره باید داغ‌تر از جو فوقانی باشند. اما اگر این سیاره دمای نسبتا یکنواختی داشته باشد، آن‌گاه اسپیتزر نمی‌تواند این نشانه‌ها را ثبت کند و در این‌صورت نیازی به وجود توده‌های غبار هم نخواهد بود.
از سوی دیگر، دیوید چاربونیو، استاد دانشگاه هاروارد و از اعضای گروهی که برای اولین بار، این سیاره را با تلسکوپ فضایی هابل رصد کرده‌اند، می‌گوید نشانه‌های ثبت‌شده در هابل آن‌قدر اندک است که بیشتر به نویز و خطای ابزارهای هابل شباهت دارد تا یک داده علمی. به عقیده او تا زمانی که نشانه‌ها و علایم به‌مراتب قوی‌تری دیده نشود، این یافته نمی‌تواند دلیلی معتبر بر وجود آب در یک سیاره فراخورشیدی باشد.

منبع:آسمان پارس
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 فروردین1386ساعت 20:39  توسط محمد حسین باقریان | 

به ياد نخستين پرواز فضايي انسان, جشن‌هاي «شب يوري» در كشورهاي مختلف جهان برگزار مي‌شود
 

بيش از 114 گروه در 32 كشور جهان، شب 12 آوريل (23 فروردين ماه) را به ياد پرواز تاريخي نخستين انسان به فضا در چهل و شش سال پيش جشن‌ مي‌گيرند.

 به گزارش  خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، از هفت سال پيش تاكنون هر ساله در بسياري از نقاط جهان با برگزاري مراسم و برنامه‌هاي علمي ويژه، اين شب به يادماندني گرامي داشته مي‌شود.

 اين برنامه‌ها، ماهيتي شبيه روز نجوم دارد با اين تفاوت كه اهدافي مانند آشنايي با ماموريت‌هاي فضايي و داستان سفر انسان به فضا نيز در آن نهفته است.

 يوري گاگارين، نخستين فضانوردي بود كه در روز 12 آوريل سال 1961 ميلادي، با فضاپيماي روسي «وستك» (زمين) به فضا رفت و با فضاپيماي خود يك دور در مدار زمين چرخيد.

 گاگارين در حالي كه درون يك كپسول در داخل فضاپيما قرار داشت در مدت يك ساعت و 48 دقيقه بيش از 40 هزار كيلومتر در فضا پرواز كرد.

 12 آوريل همچنين يادآور پرتاب نخستين فضاپيماي جهان است. شاتل «كلمبيا» حامل جان يانگ و رابرت كريپن فضانوردان ناسا كه 26 سال پيش (12 آوريل 1981) به فضا پرتاب شد، اولين سفينه فضايي بود كه توانايي پرواز مجدد داشت.

 طي چند سال گذشته تلاش‌هايي براي برگزاري «شب يوري» در ايران نيز انجام شده كه به دليل همين برنامه‌ها، در سال‌هاي گذشته نام ايران در زمره كشورهاي برگزار شده مراسم «شب يوري» ثبت شده بود ولي ظاهرا امسال هيچ گروه ايراني برنامه‌اي براي بزرگداشت «شب يوري» ندارد.

+ نوشته شده در  جمعه 24 فروردین1386ساعت 22:15  توسط محمد حسین باقریان | 
NGC ۵۵۸۴ تنها کهکشان خوشه‌ی سنبله که در غرب این خوشه واقع است از یازدهم اسفند به بعد دیگر تنها نیست! چون بزرگترین انفجار ستاره‌ای سال را نیز در بر دارد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
این ابرنواختر جدید که با نام SN۲۰۰۷af شناخته می‌شود، ۷۵ میلیون سال نوری از ما فاصله دارد. کهکشان مارپیچی رُز ارغوانی(NGC ۵۵۸۴) کمی از راه‌ شیری ما کوچک‌تر است. کهشان‌ مارپیچی از یک دیسک تخت و یک برآمدگی مرکزی تشکیل شده است. در برآمدگی وسط معمولا ستاره‌های پیر و سیاهچاله‌های ابرپر‌جرم قرار دارند. ستاره‌های جوان‌تر که در دیسک واقع هستند، شکل و ویژگی‌های کهکشان‌ها را تعیین می‌کنند.
 
در تصویر اخیر از این کهکشان دو بازوی اصلی آن مشخص است؛ اما بقیه بازوها نامشخص است. تکه‌ای درخشان در سطح دیسک پخش شده است که نمایان‌گر تشکیل ستاره‌ها در سرعت‌های بسیار زیاد است. آن‌چه در این تصویر چشم‌ها را به سوی خود جذب می‌کند قسمت درخشانی است که در تصویرهای قبلی آخر فوریه به صورت نقطه‌ای درخشان دیده شده بود.
 
این جرم درخشان در سمت راست-پایین در هسته کهکشان واقع است و از خود هسته درخشان‌تر است. این جرم ابرنواختری است که از این پس آن‌ را با نام SN۲۰۰۷af می‌شناسیم و سی و دومین ابرنواختری است که در سال ۲۰۰۷ کشف شده است. مطالعات نشان داده است که جرم آن در حدود جرم خورشید است و مرگ بسیار پرمخاطره‌ای را داشته است.

این جرم تاکنون درخشان‌ترین ابرنواختر شناخته شده سال است که شکارچی ژاپنی ابرنواخترها بنام «کیوچی ایتاگاکی»(Koichi Itagaki) آن‌ را در یازدهم اسفند ماه کشف کرد. او در هنگام رصد با تلسکوپ ۶۰ سانتی‌متری در میان صورت‌ فلکی سنبله، این جرم را ملاقات کرده است. او می‌گوید:"در حین رصد به جرمی برخوردم که قبلا آن را در آن ناحیه ندیده بودم. نور آن در ابتدا تقریبا ۷ بار از هسته ضعیف‌تر بود. کم کم نور آن زیاد شد و به قدر ۳/۱۳ رسید؛ به طوری‌که با تلسکوپ‌های آماتوری نیز قابل دیدن بود".

رصد بعدی در ۱۴ اسفند با تلسکوپ (VLT) نشان داد که این جرم درخشان ابرنواختر نوع Ia بوده است. ماده از این ستاره مرده با سرعت ۱۵۰۰۰ کیلومتر بر ساعت به بیرون پرتاب می‌شود. اخترشناسان می‌گویند بررسی این ابرنواختر به علم اخترفیزیک کمک فراوان خواهد کرد.
منبع:مجله نجوم
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 11:27  توسط محمد حسین باقریان | 
چگونه رصد خانه های زمینی بدون اتلاف وقت موفق به رصد انفجارات اشعه گاما می شوند ؟ 

انفجارات اشعه گاما قوی ترین انفجار شناخته ی شده در کیهان است ، برای بدست آوردن اطلاعات مفید و علمی از این گونه انفجار ها باید بلافاصله بعد از انفجار به رصد این پدیده بپردازید . رصد خانه ی جنوب اروپا یکی از پیشتازان این زمینه است و به تازگی اطلاعاتی از چگونگی عملکرد این رصد خانه منتشر کرده است .

در ابتدا ماهواره سویفت ناسا آسمان را برای پیدا کردن نشانه هایی از انفجارات اشعه گاما رد یابی می کند ، این نشانه ها بیشتر از سیاهچاله های تازه متولد شده گسیل می شوند .سپس مختصات این انفجار ها بوسیله اینترنت به بسیاری از رصد خانه های دنیا مخابره می شود و چند دقیقه ی بعد رصد خانه های دنیا مشغول مشاهده ی این پدیده هستند .

در یکی از تازه ترین انفجارات گاما در 7 ژون سال 2006 رصد خانه ی VLT جنوب اروپا موفق شد 7 دقیقه پس از آشکار سازی این پدیده توسط سویفت آن را رصد کند .   


منبع:آسمان پارس
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 11:26  توسط محمد حسین باقریان | 

برای دانلود یک نرم افزار فیزیکی با قابلیت تبدیل یکا ها و واحد ها به یکدیگر بر روی باکس زیر کلیک کنید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 21:12  توسط محمد حسین باقریان | 

انجمن نجوم مهبانگ تربت حیدریه در نظر دارد به مناسبت ۳۰فروردین با کمک پژوهشسرای دانش آموزی

همایش نجوم و فضا را برگزار کند . علاقه مندان به علم زیبا و مفرح نجوم میتوانند با ارائه مقالات و مطالب

در این همایش شرکت کنند . آخرین مهلت ارسال  ۲۰ فروردین ماه دفتر پژوهشسرای دانش آموزی ....

مهران فرزادمهر - اشکان زرعی - علی محمدپور

امیر حسین باقریان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 فروردین1386ساعت 12:1  توسط محمد حسین باقریان | 

برگرفته از ایرانیکا

+ نوشته شده در  جمعه 10 فروردین1386ساعت 16:26  توسط محمد حسین باقریان | 

newton poster.jpg

 

مdekart poster.jpg

نبع:ایرانیکا

+ نوشته شده در  جمعه 10 فروردین1386ساعت 16:21  توسط محمد حسین باقریان | 

كلف‌ها، از هنگامي كه در 1610 ميلادي به وسيله‌ي گاليله كشف شدند، پيوسته مورد مطالعه بوده‌اند. حاصل اين پژوهش را مي‌توان به صورت زير خلاصه كرد :
كلف هاي خورشيدي
الف) ساختمان : بيشتر كلف‌ها از دو قسمت تشكيل شده‌اند كه از حيث "تيرگي" با يكديگر تفاوت بسيار دارند. قسمت داخلي كه نام فني آن سايه است، تيره‌تر است. سايه را ناحيه‌ي نيمه تاريكي به نام نيم‌سايه احاطه مي‌كند.

گوشزد : واژه‌هاي "تاريك" و "نيمه‌تاريك" كه در مورد كلف‌هاي خورشيدي به كار مي‌رود نيازمند توضيح است. در واقع، نوري كه سايه‌ي تاريك گسيل مي‌كند از نور كارآ ترين قوس الكتريكي شديدتر است. اين ناحيه در كنار زمينه‌ي درخشان‌تر قرص خورشيد تيره به نظر مي‌رسد. سايه 2000 كلوين سردتر از بقيه‌ي نور سپهر است. ولي دماي آن خود هنوز بسيار زياد است. (4000 كلوين)

ب) اندازه :‌ اندازه‌ي كلف‌ها متفاوت است و از 3000 كيلومتر تا ده برابر اين رقم تغيير مي‌كند. بزرگترين كلف شناخته شده، كه در فروردين 1326 ديده شد، مساحتي بيش از سي برابر سطح زمين داشت.

ج) عرض خورشيدي : كلف‌ها بر سطح خورشيد در دو كمربند پديدار مي‌شوند : يكي بين عرض‌هاي خورشيدي 5 دره شمالي و 40 درجه شمالي و ديگري ميان 5 درجه جنوبي و 40 درجه جنوبي است. البته استثناهايي بر اين قاعده نيز وجود دارد.

د) دوام : بيش از 50 درصد كلف‌هاي خورشيدي عمري كمتر از چهار روز دارند. اما گه گاه كلف‌هايي ديده مي‌شود كه بيش از يك صد روز دوام مي‌آورند.

ه) ميدان مغناطيسي : هر كلف مركز يك ميدان مغناطيسي است و شدت اين ميدان با اندازه‌ي كلف تغيير مي‌كند. قطبيت برخي از كلف‌ها "شمال‌جو" است و كلف‌هاي ديگر قطبيت مخالف دارند.

مطالعه‌ي ميدان‌هاي مغناطيسي مبتني بر اثر زيمان است. (زيمان اثر ميدان مغناطيسي را بر خطوط طيفي كشف كرد). خطوط طيفي در يك ميدان نيرومند مغناطيسي يا به چندين مولفه شكافته مي‌شوند و يا به وجه قابل ملاحظه‌اي پهن مي‌شوند.

چگونگي شكافتن يا ميزان پهن شدن بسته به ميدان مغناطيسي است. اطلاعات مربوط به مغناطيس كلف‌هاي خورشيدي بر پهن‌شدگي خطوط طيفي در نوري كه از كلف‌ها گسيل شده مبتني است.

در واقع، نخستين قرينه بر قريب الوقوع بودن تشكيل يك كلف در يك ناحيه‌ي خاص اين است كه شدت ميدان مغناطيسي در آن ناحيه چنيدن هزار بار افزايش مي‌يابد.

هم چنين با بزرگتر شدن كلف بر شدت ميدان مغناطيسي افزوده مي‌شود. اين ميدان چنيدن روز و يا هفته‌ها و ماه‌ها پس از كلف نيز به جا مي‌ماند.

و) شكل و حركات : تا آن جا كه مي‌دانيم، كلف خورشيدي به گردابي مي‌ماند كه حركت آن در نيمكره‌ي شمالي خورشيد در خلاف جهت عقربه‌هاي ساعت و در نيمكره‌ي جنوبي در جهت عقربه‌هاي ساعت است.

گازها در قاعده‌ي گرداب به بيرون جريان دارند و در سطوح بالايي به داخل مي‌ريزند. ارتفاع گرداب ممكن است 150 كيلومتر باشد و به احتمال زياد آثار مغناطيسي، نيروهاي محرك اصلي گازها هستند.

ز) تغييرات سطح خورشيد از حيث شدت كلف‌ها : مساحتي از سطح خورشيد كه از كلف پوشيده شده، دستخوش تغييرات زيادي مي‌شود. ممكن است هفته‌ها بگذرد و حتي يك كلف هم بر سطح خورشيدي نباشد، سپس ده‌ها كلف بر قرص خورشيد ظاهر شود.

ح) دوره‌هاي كلفي : نخستين بار در سال 1843 ميلادي دوره‌اي براي شدت كلف‌ها پيشنهاد شد و اين دوره از آن زمان به بعد مورد تاييد قرار گرفته است. دوره تناوب يك سيكل كامل 22 سال است. هر دوره‌ي كامل به دو نيمه‌ي يازده ساله تقسيم مي‌شود. تفصيل جزئيات يك دوره به شرح زير است :

1ـ آغاز دوره، كه شدت كلف دار بودن سطح خورشيد حداقل است. با ظهور دو كلف در عرض 35 درجه شمالي و دو كلف در عرض 35 درجه جنوبي مشخص مي‌شود. كلف‌ها دو به دو در امتداد محور شرقي ـ غربي قرار دارند. يكي را "جلودار" و ديگري را "دنباله‌رو" مي‌ناميم. فاصله‌ي زاويه‌اي بين اين دو 3 يا 4 درجه است.

خواص مغناطيسي اين دو جفت متفاوت است. اگر جلودار جفت 35 درجه جنوبي داراي خاصيت شمال‌جو باشد، دنباله‌رو چون قطبي عمل خواهد كرد كه جنوب‌جو است. قطبيت جفتي كه در 35 درجه جنوبي است عكس قطبيت اين جفت خواهد بود. جلودار گروه زير خط استوا چون قطبي جنوب‌جو خواهد بود و دنباله‌رو آن شمال‌جو.

2ـ كلف‌هاي اوليه چند روز دوام مي‌آورند، سپس كلف‌هاي ديگري ظاهر مي‌شوند. سه نوع تغيير به چشم مي‌خورد :

ـ تعداد كلف‌ها افزايش مي‌يابد.

ـ اندازه‌ي كلف‌ها بزرگتر مي‌شود.

ـ كلف‌ها به استوا نزديكتر مي‌شوند.

اين روال چهار سال ادامه مي‌يابد، تا مساحت كلف‌ها به حداكثر مي‌رسد. در اين زمان مساحتي كه به وسيله‌ي كلف‌ها پوشيده شده ممكن است 300 بار بيشتر از آغاز دوره باشد.

3ـ در هفت سال بعدي حركت به سمت استوا ادامه مي‌يابد. اما مساحتي كه با كلف پوشيده شده به تدريج كاهش پيدا مي‌كند. اين مساحت در پايان مدت به حداقل مي‌رسد. و اين پايان يك نيم‌دوره است، از حداقل تا حداقل ديگر.

4ـ در حالي كه آخرين كلف‌ها در عرض‌هاي 5 درجه شمالي و 5 درجه جنوبي ناپديد مي‌شوند، كلف‌هاي پيشتاز نيم‌دوره‌ي دوم در عرض‌هاي 35 درجه شمالي و 35 درجه جنوبي ظاهز مي‌گردند. يك جفت در عرض‌هاي شمال و يك حفت در عرض‌هاي جنوبي. نيم‌دوره‌ي دوم شبيه نيم‌إوره‌ي اول است يا يك تفاوت عمده : قطبيت مغناطيسي هر كلف معكوس شده است. بنابراين اگر جلودار 35 درجه شمالي در 11 سال پيش قطبي شمالجو بود، حال داراي ويژگي يك قطب جنوبجو است.

پس از 22 سال دوره‌ي جديدي شروع مي‌شود. مي‌ني‌موم‌هاي اخير، در سال‌هاي 1933، 1944، 1964، 1972 ميلادي واقع شدند. آخرين ماكزيمم در سال 1968 ميلادي روي دارد.

دو نكته در اين جا حائز اهميت است :

1ـ مشخصات دوره‌هاي كلفي تنها در يك جريان متوسط‌گيري آشكار مي‌شود. ممكن است در زماني با حداكثر فعاليت خورشيدي، خورشيد كاملاً صاف و بي‌لكه باشد. و در طي مدتي كه فعاليت در حداقل است، ممكن است بخش بزرگي از سطح خورشيد را كلف پوشانده باشد. بنابر اين دو نيم‌دوره تنها پس از متوسط‌گيري مقدار زيادي داده‌ي رصدي آشكار مي‌شود.

2ـ رقم 11 سال براي يك نيم‌دوره نيز يك مقدار متوسط است. دوره‌هاي مشاهده شده ممكن است با هم تفاوت قابل ملاحظه‌اي داشته باشند. نيم‌دوره‌هاي هشت ساله و نيم‌دوره‌هاي 14 ساله نيز ديده شده‌اند.

منبع : نجوم به زبان ساده : ماير دگاني

براي اطلاعات بيشتر به كتب زير مراجعه كنيد:

1ـ نجوم به زبان ساده ـ ماير دگاني ـ انتشارات گيتاشناسي

2ـ اطلس منظومه خورشيدي ـ‌ پاتريك مور

3ـ نجوم و اختر فيزيك مقدماتي ـ زيليك و اسميت

4ـ منظومه شمسي ـ جان كر كوود


نقل از فیزیک هوپا

+ نوشته شده در  جمعه 10 فروردین1386ساعت 16:15  توسط محمد حسین باقریان | 
در دهه‌ی ۱۹۶۰ شوروی در صدد آن برآمد تا تعدادی فضانورد را به مریخ بفرستد. اگرچه در آن زمان راکت نیرومند حمل‌کننده و تجربه‌ی طولانی اقامت در مدار وجود نداشت.
 
طرح شوروی در سال ۱۹۶۰ این‌گونه بود

ابتدا چند راکت باید قسمت‌های ۸۰ تنی را  به یک مدار پایین بفرستند تا با استفاده از آن قسمت‌ها، فضاپیمایی بین سیاره‌ای با جرمی در حدود ۲۵۰ تن در مدار قرار گیرد. به دلیل این‌که این سفر بیش از دو سال به طول می‌انجامد تنها منبعی که می‌تواند انرژی موتورهای الکترو راکت را تامین کند انرژی هسته‌ای است. در ظاهر نیروی بالابرنده کم این موتورها در مدت چند ماه سرعت فضاپیما را کم می‌کند. پس از گذشتن فضاپیما از حلقه‌ی شعاع زمین، گروهی متشکل از ۶ فضانورد خود را به کنار فضاپیما می‌رسانند. بر اساس این طرح، در هنگام ورود به مریخ باید تمام ورود و خروج‌ها از کابین خدمه صورت گیرد و سپس سکو‌های اکتشافی و راکتورهای هسته‌ای خود را روی آن ایجاد کنند. این سفر درمدار مریخ حدود یک سال به طول می‌انجامید. در اوایل دهه‌ی ۱۹۷۰ پروژه شکل واقعی‌تری به خود گرفت. در این طرح اندازه‌های فضاپیما بسیار کوچک‌تر شد. فضاپیمای مریخی به شکل یک سوزن بلند درآمد. یک خارج‌کننده برای امنیت راکتور تعبیه شد و تعداد خدمه تا ۴ نفر کاهش یافت.

تاریخچه‌ی جدید

در اواخر دهه‌ی ۱۹۸۰ شوروی استفاده از ایستگاه‌های مداری را تجربه کرد که این تجربه پایه‌گذار ایده‌های سفر به مریخ بود. ایده‌ی استفاده کردن از دستگاه‌ها با انرژی هسته‌ای از بین رفت و شوروی در صدد استفاده از انرژی خورشیدی برآمد. یکی از سازنده‌های اصلی راکت «انرژی» به نام «گارشکف» گفت که استفاده از انرژی خورشیدی به منظور فراهم کردن حداکثر امنیت پرواز است. موتورهایی که با انرژی هسته‌ای کار می‌کردند حداکثر امنیت را تامین نمی‌کردند. راکت‌ها و موتورهای هسته‌ای که در قرن گذشته در شوروی در شهر «سمی‌پلاتینسکی» و همچنین در «نوادا» آمریکا مورد استفاده قرار گرفتند پرتوهای رادیو اکتیو را از خود ساطع می‌کردند. این راکت‌ها را در قرن گذشته در جو رها می‌کردند. راکت‌های هسته‌ای کنار گذاشته شده که به اندازه‌ی کافی مورد استفاده قرار گرفته بودند می‌توانستند موتورهای الکترو راکتور را تغذیه کنند. اما این طرح به شدت باعث افزایش وزن فضاپیما می‌شد. نصب دستگاه ضد تششع رادیو اکتیو برای محافظت سرنشینان نیز اطمینان کافی را تامین نمی‌کرد. از این رو شوروی در پروژه‌ی سال ۱۹۸۷ دو راکتور دیگر را طراحی کرد. به هر حال باز هم امنیت لازم تامین نمی‌شد و شوروی به فکر استفاده از انرژی خورشیدی افتاد.

تکنولوژی به کار رفته

جرم اولیه‌ی فضاپیمای بین سیاره‌ای در مدار زمین باید حدود ۴۰۰ تن باشد. هنگامی که فضاپیما در مداری زمین را دور می‌زند طی روندی آخرین مونتاژ‌ها روی آن انجام می‌شود(چون در آغاز قطعات فضاپیما جدا از هم است) تا پس از مدتی به طور خودکار ماموریت خود را شروع کند. روسیه سال‌های قبل بیش از ۱۰۰ مونتاژ موفق در فضا انجام داده است. ایجاد پایگاه‌های مونتاژ مداری در ایستگاه فضایی بین‌ المللی هم اکنون در حال بررسی است. اگر ایستگاه فضایی بین المللی در لحظه‌ی مونتاژ در مدار نباشد روسیه می‌تواند ایستگاه مداری جدید و نه چندان بزرگی را به وجود آورد. گارشکف گفت:"ما نمی‌خواهیم پروژه‌هایمان را با چند نوع از راکت‌های حمل کننده محدود کنیم. فضاپیما را می‌توانند با سری از موشک‌های حمل کننده‌ی روسی «پروتون» به مدار منتقل کنند. از این موشک‌ها می‌توان برای حدود ۲۰ پرتاب استفاده کرد. راکت حمل‌کننده‌ی روسی به نام «آنگارا ۷» ظرفیت حمل ۴۰ تن بار را دارد. این راکت که امروز در کارخانه‌ی «خرونیچو» تولید می‌شود، می‌تواند با ۱۰ پرتاب قطعات لازم برای مونتاژ را به مدار زمین بفرستد. قوی‌ترین راکت حمل‌کننده ی روسیه(انرژی) می‌توانست در نهایت با ۴ پرتاب قطعات لازم را برای مونتاژ به مدار حمل کند و بر اساس نوآوری و ایده‌های نوین در تولید این حمل‌کننده، این راکت می‌تواند بدون شک این قطعات لازم را حمل کند".

موتورها

گارشکف در گفت و گوی خود افزود:"هم اکنون روسیه در صدد است که فضاپیمایی را به مریخ بفرستد که با انرژی خورشیدی کار می‌کند. این فضاپیما از دستگاهی تشکیل شده است که شامل ۴۰۰ موتور کوچک مجزا است. کشش کل موتورها ۳۰ کیلوگرم است. نیروی کشش هر موتور به همراه تبدیل کننده‌های انرژی و قسمت‌های هدایت و باتری‌های خورشیدی کمتر از ۱۰۰ گرم است. صرف نظر کردن از ۱ تا ۵ عدد از موتورها به هیچ عنوان اثری در کیفیت پرواز ندارد. چنین ساختار موتوری برای هر منظوری کاربرد دارد. مشکل اصلی در پروژه‌ی سفر به مریخ تامین امنیت آن است. پس طرح استفاده از انرژی خورشیدی برای ما بهترین طرح به شمار می‌آید".

به خاطر سرعت کشش کم موتورها فضاپیما ۲ تا ۳ ماه در مداری به دور زمین می‌گردد و لازم به ذکر است که کل سفر ۲ سال به طول می‌انجامد. کشش کم موتورها به این دلیل به وجود می‌آید که این موتورها در تمام مدت در حال کار کردن هستند یعنی اول برای خارج شدن از گرانش زمین سرعت می‌گیرد و سپس وقتی که در مدار زمین قرار می‌گیرد تحت گرانش شدید سیاره‌های دیگر است و نمی‌تواند با همان سرعت اولیه خارج شدن از جو به مسیر خود ادامه دهد. پس سرعت را کم می‌کند و وقتی که در مدار سیاره مریخ قرار می‌گیرد ترمز می‌کند. و این اصل حرکت بسیاری از فضاپیماها است. تمام سفر ۲ سال طول می‌کشد.

یک بار یا چند بار؟

حال کمی پروژه ی ناسا را بررسی می‌کنیم. فضاپیمای بین سیاره‌ای با موتور الکترو راکتوری به مداری که وسایل آماده شده برای مونتاژ رسیده بودند، به مدار مریخ می‌رسد و وسایل روی هم سوار می‌شوند(عمل مونتاژ انجام می شود). سرنشین به نقطه‌ی صفر یا نقطه‌ی فرود نقل مکان می‌کند، به مریخ پرواز می‌کند، روی سطح این سیاره کار می‌کند و در نهایت به فضاپیما بر می‌گردد و قطعات را از هم جدا می‌کند. این طرح آینده‌ی آمریکا برای پرواز اکتشافی به سیاره‌ی سرخ است. فضاپیمای مریخی روسی می‌تواند چند بار مورد استفاده قرار بگیرد. سفینه‌ی بین سیاره‌ای روسی در نزدیکی زمین متوقف نمی‌شود بلکه از کنار آن عبور می‌کند. از مدار زمین خارج شده و به کپسول اختصاصی می‌رود(پس از انجام ماموریت به زمین بر نمی‌گردد). در این زمان است که سرنشین با کپسول اختصاصی خود به زمین بر می‌گردد. خود فضاپیما منبعی دارد که می‌تواند آن را حداقل تا ۱۵ سال تغذیه کند.

فرود فضایی

فضاپیمای روس‌ها ماموریت خود را با حداکثر امنیت انجام می‌دهد. مدل ماموریت در ایستگاه مداری شبیه‌سازی می‌شود. ماموریت دیگر فرود بر روی سطح مریخ است و تامین امنیت به عنوان یک مساله دشوار مطرح می‌شود. گارشکف افزود:"وسیله‌ای که قرار است در مریخ فرود بیاید در زمین آزمایش می‌شود تا احتیاجی به انجام عملیات اضافی هنگام پرواز بین سیاره‌ای را نداشته باشیم و طرح فرود تا حد امکان ساده باشد".

گارشکف طرح پرواز را مانند طرح فرود تشریح می‌کند:"پس از ورود به مدار نزدیک مریخ وسیله‌ی فرود از مجموعه جدا می شود. هنگام اولین پرواز وسیله‌ی فرود کاملا خودکار بر روی سطح مریخ فرود می‌آید، سرنشین بدون فرود آمدن و از مدار، ماموریت هدایت را بر عهده خواهد داشت. تکنولوژی موجود اجازه‌ی انجام تمرین همه‌ی کارها را می‌دهد. گارشکف می‌گوید:"فرود و برگشت از سطح مریخ خطرناک‌ترین بخش این سفر اکتشافی است. ما تصمیم نداریم که سرنشین در وسیله‌ی فرود بنشیند. زیرا فعلا تضمینی برای این که این وسیله بتواند فرود خودکار موفقیت‌آمیزی روی سطح انجام دهد وجود ندارد. به همین دلیل در اولین پرواز، انسان بر سطح مریخ فرود نخواهد آمد. و همه‌ی این‌ها همان هدف اصلی پروژه‌ی مریخ یعنی فرود انسان بر مریخ است. به همین دلیل فضاپیمای ما پس از برگشت به زمین پس از اندک زمانی باید حرکت جدید را به سمت مریخ با لباس‌های فضانوردی مخصوص مریخ آغاز کند".

منبع:مجله نجوم

+ نوشته شده در  جمعه 10 فروردین1386ساعت 13:22  توسط محمد حسین باقریان | 
 تازه ترین بررسی ها نشان میدهد که تکه های یخی موجود در مدار زحل باعث تغییر میدان مغناطیسی این سیاره می شود و همین امر سبب می شود تا روش های قدیمی در اندازه گیری طول یک روز زحل کارآمد نباشد. 

یک سوال ساده : یک روز در سیاره زحل چقدر طول می کشد ؟ این معمایی است که سال ها ذهن دانشمندان را به خود مشغول کرده است .

داشمندان برای اندازه گیری مدت زمان چرخش یک سیاره گازی به دور خودش از روش خاصی استفاده می کنند . در این روش با اندازه گیری مدت زمان چرخش میدان مغناطیسی سیاره می توان پی برد که یک روز در این سیاره چقدر طول می کشد . این روش برای تمامی سیارات گازی کارآمد است بع غیر از زحل.

برای اولین بار فضاپیمای ویجر در ده ی 1980 از کنار این سیاره عبور کرد و مطابق روش بالا طول یک دور چرخش میدان مغناطیسی زحل را محاسبه کرد . فضاپیمای کاسینی به تازگی همین فاکتور را محاسبه کرده است . محاسبات جدید کاسینی نشان میدهد که مدت زمان چرخش چرخش میدان مغناطیسی زحل 6 دقیقه زیاد شده است .

دانشمندان احتمال میدهند وجود انسلادوس قمر یخی زحل باعث می شود تا روش بالا برای زحل کارآمد نباشد . تازه ترین بررسی ها نشان می دهد تکه های یخی که توسط آبفشان های انسلادوس تولید می شود از این سیاره فرار کرده و شکل حلقوی وارد مدار زحل می شود . این تکه های یخ از لحاظ الکتریکی باردار می شوند و میدان مغناطیسی زحل را تحت تاثیر قرار میدهند.

 


منبع:آسمان پارس
+ نوشته شده در  جمعه 10 فروردین1386ساعت 13:8  توسط محمد حسین باقریان | 
ستاره شناسان به تازگی با استفاده از رصدخانه های جمینی موفق به کشف ساختار هایی شدند که در حال ترک سحابی جبار با سرعتی ما فوق سرعت صوت هستند  

سحابی ها بخشی از اجزای تشکیل دهنده ی کیهان و مکان شکل گیری ستارگان جدیدهستند. تصویر زیر بخش کوچکی از سحابی جبار یکی از زیباهای آسمان شب را نشان میدهد که توسط رصد خانه های جمینی تهیه شده است. ساختار های عجیب و کشیده ای که در تصویر مشاهده می شود گلوله هایی از گاز هستند که با سرعتی ما فوق سرعت صوت از سحابی جبار به بیرون پرتاب شده اند .ستاره شناسان هنوز دلیل روشنی برای این واقعه پیدا نکرده اند اما احتمال می دهند که به تازگی انفجار شدیدی باعث پرتاب شدن این ذرات به خارج از سحابی شده است .

این گلوله های گازی از دو قسمت عمده تشکیل شده اند :در نوک هر کدام از این گلوله ها، توده های فشرده از اتم آهن قرار دارد که در تصویر با رنگ آبی به صوت نقاط نورانی می درخشد و در پشت آنها دنباله هایی کشیده از گاز هیدروژن گداخته با رنگ نارنجی دیده می شود .

شاهده تصویر بزگتر

منبع:آسمان پارس

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 فروردین1386ساعت 14:34  توسط محمد حسین باقریان | 
زير ترجمه مقاله‌اي است از پروفسور هاوكينگ :
پس از سال 1985 كم كم مشخص شد كه تئورى تار (ريسمان) تصوير كاملى نيست. اول آن كه مشخص شد كه تارها فقط يك عضو از دسته وسيعى از موضوعاتى هستند كه مى‌توان آنها را به بيش از يك بعد گسترش داد. پال تونسند كه همانند من يكى از اعضاى بخش رياضى كاربردى و فيزيك نظرى در كمبريج است و بسيارى از پژوهش‌هاى بنيادى اين حوزه را انجام داده است، نام پ-برين را براى آنها برگزيده است. هر پ-برين در جهت داراى طول است. بنابراين يك برين با تار است و برين با يك سطح يا غشا و به همين ترتيب تا آخر. به نظر مى‌رسد كه هيچ دليلى وجود ندارد كه تارهاى با را بر ساير مقدارهاى ممكن ترجيح دهيم. در عوض بايد اصل موكراسى را بپذيريم: تمام تارها به طور برابر ايجاد شده‌اند.
تمام تارها را مى‌توان به عنوان راه حل‌هايى براى معادلات نظريه‌هاى ابرگرانش در 10 يا 11 بعد در نظر گرفت. هر چند كه ابعاد 10 گانه يا 11 گانه با فضا زمانى كه درك مى‌كنيم، چندان شباهتى ندارد؛ اما در توجيه اين نكته گفته مى‌شود كه 6 يا 7 بعد ديگر چنان پيچ خورده و كوچك شده‌اند كه متوجه وجود آنها نمى‌شويم و فقط 3 بعد باقيمانده را كه بزرگ و تقريباً مسطح هستند، درك مى‌كنيم.
لازم است يادآور شوم كه شخصاً از پذيرفتن ابعاد بالاتر چندان خرسند نبوده‌ام. اما از آنجا كه اثبات‌گرا هستم، پرسش «آيا ابعاد بالاتر واقعاً وجود دارند؟» بى‌معنى است. فقط مى‌توان پرسيد آيا مدل‌هاى رياضياتى با ابعاد بالاتر توصيف مناسبى از جهان ارائه مى‌دهد يا خير. ما تاكنون مشاهداتى نداشتيم كه براى تفسير آنها به وجود ابعاد بالاتر نيازى باشد. با اين همه اين احتمال وجود دارد كه اين ابعاد را در برخورد دهنده بزرگ هادرون كه در ژنو قرار دارد، مشاهده كنيم. اما آنچه كه بسيارى از افراد و از جمله مرا متقاعد ساخته است كه مدل‌هاى با ابعاد بالاتر را جدى تلقى كنند، آن است كه شبكه‌اى از ارتباط‌هاى غيرمنتظره كه دوگانگى ناميده مى‌شود، در اين مدل‌ها وجود دارد. اين دوگانگى‌ها نشان مى‌دهد كه مدل‌ها اصولاً معادل يكديگرند، به عبارت ديگر اين مدل‌ها جنبه‌هاى مختلف يك نظريه بنيادى هستند، كه نظريه ام-تئوري نام گرفته است.
اگر وجود اين شبكه از دو گانگى‌ها را نشانه‌اى از حركت در مسير صحيح ندانيم، تقريباً مثل آن است كه فكر كنيم خداوند فسيل ها را در صخره‌ها قرار داده است تا داروين در مورد تكامل حيات گمراه شود. اين دوگانگى‌ها نشان مى‌دهد كه 5 نظريه ابرتار مبانى فيزيكى يكسانى را بيان مى‌كند و از لحاظ فيزيكى معادل ابرگرانش است. نمى‌توان گفت كه ابر تارها بنيادى‌تر از گرانش است يا برعكس، ابر گرانش بنيادى‌تر از ابرتار. بلكه اين نظريه‌ها بيان‌هاى متفاوتى از يك نظريه بنيادى است كه هركدام از آنها براى محاسبه در موقعيت‌هاى مختلف مفيد واقع مى‌شوند. نظريه‌هاى تار براى محاسبه حوادثى كه هنگام برخورد چند ذره با انرژى بالا و تفرق آنها روى مى‌دهد، مناسب است زيرا فاقد بى‌نهايت‌ها است. با اين همه اين نظريه براى توصيف چگونگى تابدار شدن جهان به وسيله انرژى تعداد زيادى ذره يا تشكيل حالت محدود مثل سياهچاله فايده چندانى ندارد. براى چنين وضعيت‌هايى به ابر گرانش نياز است كه اصولاً از نظريه فضا زمان خميده اينشتين همراه با بعضى موضوع‌هاى ديگر تشكيل شده است. اين تصويرى از عمده مطالبى است كه پس از اين در مورد آنها صحبت خواهم كرد.
مناسب است براى تشريح اينكه چگونه تئورى كوآنتوم به زمان و فضا شكل مى‌دهد، ايده زمان موهومى را بيان كنيم. شايد به نظر برسد زمان موهومى برگرفته از داستان‌هاى علمى تخيلى باشد، اما زمان موهومى در رياضيات مفهومى كاملاً تعريف شده است: زمان موهومى زمانى است كه با اعداد موهومى سنجش مى‌شود. مى‌توان اعداد حقيقى معمولى همانند 1، 2، 5/3- و غيره را به صورت مكانشان روى خطى كه از چپ به راست امتداد دارد در نظر گرفت: صفر در وسط خط، اعداد حقيقى مثبت در سمت راست و اعداد منفى حقيقى در سمت چپ قرار دارند.
اعداد موهومى را مى‌توان به صورت مكانشان روى خط عمود در نظر گرفت: صفر باز هم در وسط خط قرار دارد، اعداد موهومى مثبت رو به بالا و اعداد موهومى منفى رو به پايين ترسيم مى‌شود. بنابراين اعداد موهومى را مى‌توان به صورت نوع جديدى از اعداد، عمود بر اعداد حقيقى معمولى در نظر گرفت. از آنجايى كه اين اعداد ساختارى رياضياتى هستند لازم نيست كه به طور فيزيكى تحقق يابند، هيچكس نمى‌تواند به تعداد عدد موهومى پرتقال داشته باشد يا صاحب يك كارت اعتبارى با صورت حساب اعداد موهومى باشد.
ممكن است كسى فكر كند كه اين گفته‌ها به اين معنى است كه اعداد موهومى فقط يك بازى رياضى است كه با دنياى واقعى كارى ندارد. با اين همه از ديدگاه فلسفه اثبات‌گرا نمى‌توان تعيين كرد كه چه چيزى واقعى است. تنها كارى كه مى‌توانيم انجام دهيم اين است كه دريابيم كدام مدل‌هاى رياضى جهانى را كه در آن زندگى مى‌كنيم، توصيف مى‌كند. معلوم مى‌شود كه مدل رياضياتى شامل زمان موهومى نه تنها آثارى را كه پيش از اين مشاهده كرديم، پيش گويى مى‌كند، بلكه آثارى را پيش گويى مى‌كند كه تاكنون نتوانسته‌ايم اندازه گيرى كنيم، ولى به دلايل ديگر، آنها را باور داشتيم. پس چه چيز واقعى و چه چيز موهومى است؟ آيا اين دو فقط در ذهن ما متمايز از يكديگرند؟
نظريه نسبيت عام كلاسيك (يعنى غير كوآنتومى) اينشتين زمان واقعى را با سه بعد ديگر فضا ادغام مى كند تا فضا زمان چهار بعدى را به وجود آورد. اما جهت زمان واقعى با سه جهت ديگر زمان تفاوت داشت؛ خط جهانى يا تاريخ يك ناظر در زمان واقعى هميشه افزايش مى‌يابد (به عبارت ديگر زمان هميشه از گذشته به سوى آينده حركت مى‌كند.) ولى سه بعد ديگر فضا هم مى‌توانند كاهش يابند و هم افزايش به عبارت ديگر مى‌توان در فضا تغيير جهت داد اما نمى‌توان در خلاف جهت زمان حركت كرد.
از طرف ديگر، از آنجايى كه زمان موهومى عمود بر زمان واقعى است، همانند جهت فضايى چهارم رفتار مى‌كند و بنابراين زمان موهومى مى‌تواند شامل احتمال‌هايى بيش از مسير راه آهن زمان واقعى باشد كه داراى آغاز و پايان است يا روى يك مسير بسته حركت مى‌كند. با توجه به اين مفهوم موهومى است كه مى‌گوييم زمان داراى شكل است.
×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
اين هم يك متن يك خبر در اين باره :
آيا زمين در يك چاله فضا-زمان واقع شده است؟
به زودي جواب را به دست خواهيم آورد: آزمايش فيزيكي مشتركي بين سازمان فضايي آمريكا(ناسا) و دانشگاه استنفورد ، به نام "گرانش كاو B" اخيرا به نخستين نتايج رسيده است. اكنون اولين سال جمع‌آوري اطلاعات اين ماهواره در مدار زمين به پايان رسيده است. نتايج‌، كه تجزيه و تحليل آنها يك سال ديگر طول خواهد كشيد، شكل انحناي فضا-زمان را در نزديكي زمين مشخص خواهد كرد.
زمان و فضا –بر طبق نظريه نسبيت اينشتين –به يكديگر بافته شده اند و ساختار تار و پودي چهاربعدي به نام فضا-زمان را به وجود آورده اند.جرم قابل توجه زمين ، اين ساختار را به شكل يك گودي در مي آورد.مانند شخص سنگيني كه وسط يك تشك بادي نشسته باشد (هر چند كه چنين خميدگيهاي فضا-زمان را اغلب در محيط اطراف اجرام بسيار پر جرم تر و فشرده تري مانند سياهچاله ها، ستاره هاي نوتروني، و كوتوله هاي سفيد سراغ داريم اما اگر با دقت كافي محيط اطراف اجرام بسيار كم جرم تري مانند زمين را نيز بررسي كنيم خميدگي فضا-زمان ناشي از جرم زمين را مي توانيم بيابيم).
بر طبق نظريه نسبيت عام اينشتين ، حركت اجسام در ساختار تار و پودي فضا-زمان صورت مي گيرد. يعني جسم در حال حركت تابع شكل فضا-زماني است كه در آن واقع شده است. بر اساس اين نظريه، گرانش باعث تغيير شكل ساختار فضا-زمان مي شود و در نتيجه حركت جسم نيز بر اثر ميدان گرانشي تغيير مي كند. مي توان گفت كه به زبان اينشتين گرانش در اصل حركت اجسام در مسير خميدگي ساختار فضا-زمان در اطراف جسم پرجرم است. يعني وقتي زمين ر مداري به دور خورشيد در گردش است از ديد نسبيتي به دليل انحناي فضا-زمان اطراف خورشيد در اين مسير هدايت مي شود.
اگر زمين ثابت بود، ضرورتي براي انجام اين كاوش نبود، ولي از آنجا كه زمين به دور خود حركت دوراني دارد ، اين خميدگي نيز بايد همراه با زمين بچرخد.زمين با پيچ و تاب دادن ساختار فضا-زمان به دور خود به آرامي آن را به صورت يك ساختار چرخشي 4 بعدي در مي آورد.اين همان چيزي است كه ماهواره گرانش كاو يا GP-B براي آزمايش آن به فضا فرستاده شده است.
اين آزمايش براساس فكر بسيار ساده اي انجام مي شود: يك ژيروسكوپ (گردش نما) در حال چرخش در مداري در نزديكي زمين قرار مي دهند ، در حالي كه محور چرخش آن به سمت يك ستاره بسيار دور -در نقش يك مرجع ثابت و بدون حركت- نشانه رفته است. بدون وجود نيروهاي خارجي، محور ژيروسكوپ بايد تا ابد به سمت همان ستاره ثابت بماند.ولي چون فضا-زمان در نزديكي زمين خميده است، جهت محور ژيروسكوپ به مرور زمان تغيير مي كند.با اندازه گيري بسيار دقيق تغييرات جهت محور ژيروسكوپ نسبت به ستاره، مي توان ميزان خميدگي فضا-زمان را در نزديكي زمين اندازه گرفت.
اما در عمل اين آزمايش بسيار دشوار است:
4 ژيروسكوپي كه در GP-B كار گذاشته شده اند، كامل ترين كره هايي هستند كه تا به حال به دست بشر ساخته شده اند.اين كره ها كه هر كدام به اندازه يك توپ پينگ پونگ اند (به قطر حدود 4 سانتي متر)، از جنس سيليكون و كوارتز هستند. هيچ گاه اختلاف آنها با يك كره كامل بيش از 40 لايه اتمي نيست. اگر ژيروسكوپ ها كاملا كروي نبودند، محور چرخش آنها حتي بدون اثرات نسبيتي ‌، حركت مي كرد.
بر طبق محاسبات فضا-زمان انحنا پيدا كرده در نزديكي زمين باعث مي شود تا محور ژيروسكوپ در طول يك سال به اندازه ي 041/0 ثانيه قوس جابه جا شود. يك ثانيه قوس 3600/1 يك درجه است. براي اندازه گيري دقيق اين زاويه، GP-B به دقت سنجش فوق العاده 0005/0 ثانيه قوس نياز دارد.اين عمل مانند آن است كه بخواهيم قطر يك ورق كاغذ را از فاصله‌ي 150 كيلومتري اندازه بگيريم.
محققان GP-B فناوري هاي كاملا جديدي را براي اين اندازه گيري اختراع كرده اند. آنان ماهواره گرانش كاو را كاملا “بدون لرزش” ساخته اند تا در هنگام حركت ماهواره در لايه هاي بالايي جو به ژيروسكوپ ها لرزشي وارد نشود. آنها دريافتند كه چگونه از نفوذ ميدان مغناطيسي زمين به داخل فضاپيما جلوگيري كنند و همچنين دستگاهي را براي اندازه گيري چرخش ژيروسكوپ ، بدون تماس با آن، اختراع كردند.
فرانسيس اوريت ، استاد فيزيك دانشگاه استنفورد و محقق اصلي پروژه GP-B مي گويد: “در جريان انجام آزمايش هيچ حادثه غافلگير كننده اي اتفاق نيفتاده است.” اكنون كه مرحله جمع آوري اطلاعات پايان يافته است ، او مي گويد : “دانشمندان GP-B با اشتياق و علاقه بيشتري به كار خود ادامه مي دهند و كار سخت پيش روي خود را ناديده نمي گيرند.”
در مرحله بعدي آنها بايد اطلاعات گرفته شده را به طور دقيق و كامل بررسي كنند.اوريت توضيح مي دهد كه دانشمندان GP-B اين كار را در سه مرحله انجام مي دهند: در مرحله اول آنان اطلاعات را به صورت روز به روز بررسي مي كنند تا بي نظمي هاي موجود در آنها را بيابند. سپس اطلاعات را به صورت ماه به ماه در مي آورند و در نهايت آنها را به صورت يك مجموعه كامل به دست آمده در طول يك سال، تحليل مي كنند. بدين ترتيب دانشمندان ايرادات موجود در اطلاعات را ، كه از طريق يك روش تجزيه و تحليل ساده نمي توان پيدا كرد، مي يابند.
نهايتا دانشمندان از سراسر دنيا نتايج را به دقت بررسي مي كنند.اوريت مي گويد: “بدين طريق به سخت ترين منتقدان، اجازه شركت در اين پروژه داده مي شود.” اگر GP-B بتواند به طور دقيق چاله فضا-زماني را كه انتظار مي رود مشخص كند، بدين معني است كه بر اساس باور عمومي فيزيكدانان نظريه اينشتين حقيقت داشته است ولي اگر اين گونه نشود، چه اتفاقي رخ خواهد داد؟ شايد ايرادي در نظريه نسبيت عام اينشتين يافته شود. اختلاف كوچكي كه ظهور انقلابي بزرگ را در فيزيك عصر جديد اعلام خواهد كرد.
منبع:هوپا
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 فروردین1386ساعت 15:49  توسط محمد حسین باقریان | 
ستاره شناسان به تازگی با استفاده از رصدخانه های جمینی موفق به کشف ساختار هایی شدند که در حال ترک سحابی جبار با سرعتی ما فوق سرعت نور هستند  

سحابی ها بخشی از اجزای تشکیل دهنده ی کیهان و مکان شکل گیری ستارگان جدید هستند. تصویر زیر بخش

کوچکی از سحابی جبار یکی از زیباهای آسمان شب را نشان میدهد که توسط رصد خانه های جمینی تهیه شده است. ساختار های عجیب و کشیده ای که در تصویر مشاهده می شود گلوله هایی از گاز هستند که با سرعتی ما فوق سرعت صوت از سحابی جبار به بیرون پرتاب شده اند .ستاره شناسان هنوز دلیل روشنی برای این واقعه پیدا نکرده اند اما احتمال می دهند که به تازگی انفجار شدیدی باعث پرتاب شدن این ذرات به خارج از سحابی شده است .

این گلوله های گازی از دو قسمت عمده تشکیل شده اند :در نوک هر کدام از این گلوله ها، توده های فشرده از اتم آهن قرار دارد که در تصویر با رنگ آبی به صوت نقاط نورانی می درخشد و در پشت آنها دنباله هایی کشیده از گاز هیدروژن گداخته با رنگ نارنجی دیده می شود .

شاهده تصویر بزگتر

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 فروردین1386ساعت 15:43  توسط محمد حسین باقریان | 
ساکنان گستره پهناور تمدن ايران زمين با برگزاري آئين هاي نوروز، بزرگترين و كهن ترين جشن ايراني را برگزار مي كنند. 
 
 نوروز باستانی یادگار ارجمند نیاکان ما

اعتدال بهاری  به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می‌گذرد و به سمت شمال می‌رود. و یکی از دو اعتدالی است که در هر سال رخ می‌دهد.اعتدال بهاری آغاز بهار نجومی در نیم‌کره شمالی است. جشنی از لحظه اعتدال بهاری آغاز می شودکه درقلب ایرانیان از زمان های باستان به نوروز معروف بوده است.

نوروز مهمترین جشن ایرانیان است که پس از طی قرن ها و با گذر از طوفان رویداد ها به نشانه ی ملیت و افتخار ایرانی به تمدن باستانی خود بدل گشته است . در باره نوروز و اشتراک آن با نخستین روز بهار در علم و اسطوره و افسانه نظرات متفاوتی وجود دارد اما وجه اشتراک همه ی آن ها جمشید است .در اسطوره ها آمده است:  نام اصلی جمشید ، جم بود ، ((جم شاه)) در نخستین روز بهار بر تخت جواهر نشان خود نشسته بود . آفتاب بهاری بر جواهرات تخت و تاج او تابید و اشعه های فراوان از آن بازتابید . مردمی که به تماشای شاه ایستاده بودند ، با دیدن نوری که از جواهرات شاه برمی تابید فریاد برآوردند ((شید )) (یعنی درخشان - خورشید ) و این چنین شد که شید به نام شاه پیوست و او جمشید شد .

 

جهان انجمن شد بر تخت اوي               از آن بر شده فره بخت اوي

به جمشيد بر گوهر افشاندند               مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودين                     بر آسوده از رنج تن، دل ز کين

به نوروز نو شاه گيتي فروز                   بر آن تخت بنشست فيروزروز

بزرگان به شادي بياراستند                   مي و رود و رامشگران خواستند (فردوسی )

 

حکیم عمر خیام ستاره شناس و ریاضی دان بزرگ ایرانی در قرن پنجم  مي نويسد كه جمشيد به مناسبت باز آمدن خورشيد به برج “حمل” نوروز را جشن گرفت: «سبب نهادن نوروز آن بود كه آفتاب را دو دور بود، يكي آن كه هر سيصد و شصت و پنج شبانه روز و ربعي از شبانه روز به اول دقيقة حمل باز مي آمد و به همان روز كه رفته بود بدين دقيقه نتواند از آمدن، چه هر سال از  مدت  همي كم شود. چون جمشيد آن روز دريافت (آن را) نوروز نام نهاد و جشن و آيين آورد و پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان بدو اقتدا كردند.»

محمد بن جرير طبري نوروز را سر آغاز دادگري جمشيد دانسته : جمشيد علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد مي باشيد تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمايـيـد، تا من آن کنم.  و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردين. پس آن روز رسم کردند.

ابوريحان بـيـروني پرواز کردن جمشيد را آغاز جشن نوروز مي داند : چون جمشيد براي خود گردونه بساخت، در اين روز بر آن سوار شد، و جن و شياطين او را در هوا حمل کردند و به يک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم براي ديـدن اين امر به شگفت شدند و اين روز را عيد گرفته و براي يادبود آن روز تاب مي نـشـيـنـند و تاب مي خورند. 

ابوریحان نقل کرده است که نخستين روز از فروردین ماه را از اين جهت نوروز نام نهادند زيرا پيشاني سال نوست و به اعتقاد پارسيان نخستين روزي است از گشتن زمان. در اين روز خوشبختي را براي ساكنان زمين توزيع مي كنند و از اين رو ايرانيان آن را روز اميد مي خوانند.

بیرونی می گوید : مي گويند فرخنده ترين ساعات نوروز ساعت اي متعلق به خورشيد است و بامداد اين روز سپيده دم تا حدود امكان به افق نزديك است و با نگاه كردن به سپيده دم مردم بدان تبرك مي جويند زيرا كه نام آن روز اورمزد است و آن نام خدا، آفريدگار، سازنده و پرورنده جهان و مردم است او كه همت و احساسش قابل توصيف نيست .

ابرویحان بیرونی در کتاب  های آثار الباقیه و التفهیم در باره نوروز می نویسد :

خداي گياهان در اين روز زنده مي شود. گويند در بامداد نوروز بر كوه بوشيخ شخصي خاموش كه دسته اي از گياهان خوشبو در ديت دارد ساعتي آشكار مي شود و بعد تا سال ديگر همان زمان ناپديد مي گردد.

 در نوروز ساعتي است كه در آن سپهر پيروز روان ها را براي ايجاد آفرينش به جنبش در آورد. اين روز كه روز خرداد است نوروز بزرگ نام دارد و در ميان ايرانيان جشني با اهميت است. گويند كه خدا در اين روز آفرينش همه آفريدگار را به پايان رسانيد. در اين روز او ستره مشتري را آفريد و فرخنده ترين ساعات متعلق به مشتري است. اما آخرين عمل آفرينش اورمزد اعتقاد زردشتيان، آفرينش انسان است و اگر آفرينش ستاره مشتري بعدا" بدان اضافه شده بدين دليل است كه ستاره مشتري هم نام اورمزد است. در نوروز بزرگ ( يا روز خرداد ماه فروردين ) است كه طبق متون پهلوي بيشتر رويدادهاي مهم جهان در گذشته و آينده در اين روز اتفاق افتد ، از جمله : تولد زردشت، گسترش دين، پيام اومزد به زردشت، پذيرش گشتاسپ دين زردشت، تولد و عروج كيخسرو، روزي كه سام نريمان اژي دهاك را بكشد و چندي  به عنوان پادشاه هفت كشور بر تخت نشيند و چون كيخسرو ظهور كند آن را بدو واگذار كند، و در آن مدت سوشيانس موبد موبدان او گردد پس تن گشتاسپ شاه زنده گردد و كيخسرو و فرمانروايي را بدو واگذر كند و سوشيانش مقام خود را به پدرش زردشت دهد. در اين روز است كه اورمزد خدا رستاخيز تن پسين كند و جهان از مرگ و رنج و بدي برهد و اهرمن سركوب گردد.

به نوشته گرديزي، جمشيد جشن نوروز را به شکرانهً اين که خداوند " گرما و سرما و بيماري و مرگ را از مردمان گرفت و سيصد سال بر اين جمله بود " برگزار کرد و هم در اين روز بود که " جمشيد بر گوساله اي نشست و به سوي جنوب رفت به حرب ديوان و سياهان و با ايشان حرب کرد و همه را مقهور کرد. "

 

نوروز امسال نیز باشکوه چون سالیان گذشته می آید و سال نو در ساعت  3:37:36  چهارشنبه  آغاز می شود تا ما بار دیگر به همت و علم و خرد نیاکان خود پی ببریم و آن را پاس بداریم .

 

مي اندر مجلس آصف به نوروز جلالي نوش                     

كه بخشد جرعة جامش جهان را ساز نوروزي

ز  كوي  يار   مي آيد  نسيم   باد  نوروزي                       

از اين باد ار مدد خواهي  چراغ  دل بيفروزي (حافظ)

 

بهاريه

 

بوی خوش موسم ارديبهشت

باد گذر کرده ز سوی بهشت

فصل بهار آمده گل سرزده

تکيه به بالين صنوبر زده

مرغ دلم در قفسش پر زده

 باد صبا حلقه چو بر در زده

بوی خوش موسم ارديبهشت

باد گذر کرده ز سوی بهشت

دست طبيعت چو شباب آمده

نغمه زنان رود و رباب آمده

ماهی افلاک بر آب آمده

سبزه به صحرا چو نقاب آمده

بوی خوش موسم ارديبهشت

باد گذر کرده ز سوی بهشت

نيک شمر خسرو ايام را

شاد بزی، نيک سرانجام را

از پی فردا ننهی وام را

صحبت شيرين و شکر کام را

بوی خوش موسم ارديبهشت

باد گذر کرده ز سوی بهشت

 

منبع:آسمان پارس

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 فروردین1386ساعت 12:22  توسط محمد حسین باقریان | 

سال نو مبارک.............

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 فروردین1386ساعت 0:51  توسط محمد حسین باقریان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
وبلاگ نجوم و ادبیات(مهران فرزادمهر)
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
آرشیو موضوعی
عکس های فضایی
كيهان شناسي
منظومه شمسی
فضا و ماهواره ها
اختر فيزيك
عمومی
ستارگان
سیر تحول ستارگان
صورت های فلکی
رویداد های نجومی
مقالات انگلیسی
گزارشات
ابزار های کهن نجومی
ابزار های نوین نجومی
ماموریت های فضایی
عکاسی نجومی
ساخت تلسکوپ
آلودگی نوری
رصد آسمان
ماه
رویت هلال
کهکشان ها
سیارات
اقمار
اجرام غیر ستاره ای
نام آوران نجوم
سازمان های فضایی
اخبار وبلاگ و انجمن
نجوم و ادبیات
دانلود فیلم-نرم افزار
نویسندگان
محمد حسین باقریان
امیرحسین
پیوندها
نجوم پارسی
وبلاگ نجوم و ادبیات(مهران فرزادمهر)
شاخه آماتوري انجمن نجوم ايران
سازمان فضایی ایران
مجله نجوم
آسمان پارس
انجمن نجوم مشهد
انجمن نجوم ایران
آسمان پارسی
دانش فضایی
دفترچه نجوم
فروشگاه آسمان شب
نجوم فضا ستاره کویر و...
<**((00فروغ00))**>
عكسهاي نجومي
آسمان شب ایران
ستاره پارسی
اجرام مسيه
آژانس فضايي آپادانا
انجمن نجوم کرمانشاه
کوارک و کوازار
کاربران هوا فضا
آسمون پرستاره
وب سايت استيون هاوكينگ
نجوم ويجر
نجوم و تلسكوپ تبريز
نجوم اماتوري
چشم نجوم
نجوم امبا
دايره المعارف نجوم
فرزانگان تربت حيدريه
::ويندوز::
گرافيك و كامپيوتر
دایره المعارف علوم
مرز هاي فضا و زمان
معرفی بهترین سایت های ��8%�$�F�B2یک جهان
آسمان ایران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM