تبليغاتX
نجوم مهبانگ
اخبار و اطلاعات نجومی

سلام به همگی شما دوستان خوبم...واقعا از همگیتون معزرت میخوام به خاطر این یکی دو ماهه که یهویی ناپدید شدم و حتی نتونستم یه سری هم بزنم آخه یک سری مشکلاتی پشت سر هم اتفاق افتاد که دیگه اینطوری شد (شما به بزرگی خودتون ببخشین) مثلا اولش adsl قطع شد وقتی خواستم برم پولش رو واریز کنم تصمیمم عوض شد که برم سرعت بالاتری رو بگیرم آخه goldnet بود ولی پسر عموم بهم یه پیشنهاد دیگه ای داد رفتم و از یک شرکت دیگه ای گرفتم(به خاطر اینکه تبلیغات نشه اسم شرکتش رو نگفتم (  خوب مشغول انجام دادن کاراش بودم مثل تخلیه خط و .... که یکهویی مسافرتمون جور شد و مجبور شدم کاراش رو تا بعد از سفرمون لغو کنم......یک ۱۰ , ۱۲ روزی هم رفتیم عشق و حال(جای همتوت خالی خیلی خوش گذشت)آخه هوا هم خیلی خنک بود لب دریا ترکوندیم با برو بچه ها(البته فکرای بد نکنینااااا)...خلاصش اینکه این اتفاق ها شدش که منم نتونستم بیام نت خلاصه منو ببخشین و البته توی این مدت میبینم که دوستای خوبم وب رو آپ نگه داشتن و ازشون ممنونم که نذاشتن مهبانگ خاک بخوره.....

اما قضیه اصلی......

اگر بار گران بودیم و رفتیم اگر نامهربان بودم و رفتیم....آره درست تایپ کردم چشماتونم درست دیده ...منو حلالم کنین خلاصه هر خوبیو بدی که از من دیدن منو ببخشین(البته میدونم جز خوبی از من چیزی ندیدین) خوب دیگه هر اومدنی یک رفتنی هم داره رفتن منم الان شده دیگه باید رفت ......البته من میخواستم اول تابستون این کارو بکنم ولی هر وقت میخواستم این کارو کنم دستم رو کیبرد نمیرفت یا نصفهاش ولش میکردم اما الان...............................................

من میدونم دوستای خوبم(مهران, امیرحسین و علی) میتونن خیلی بهتر از من این وب رو ادارش کنن و ازشونم ممنونم........راستش من به خاطر این کارم دلیل دارم عجله نکنین آخه من تربت حیدریه که نیستم !!!!!!! بعد از ۲ سال بالاخره برگشتم به دیاره خودم(مشهد).....

خیلی هم خوشحالم که توی این ۲سال تونستم یک کاری(هر چند کوچیک) برای نجوم تربت انجام بدم(البته نا گفته نماند با کمک دوستانم).......و الان خیلی هم خوشحالم .........

اگه این درسا بزارن(که میدونم نمیزارن)و اگه خدا کمکم کنه یک وب خوب (البته به پای مهبانگ نمیرسه) بزنم که حتما بهتون خبرش رو میدم.....خوب دیگه سرتون رو به درد آوردم بهتر که زودتر برم آخه حرفای نگفته  زیاد دارم به نفع همتونه چون ممکنه تا صبح براتون تایپ کنم.......

خوب دیگه برای همتون آرزوی موفقیت بخصوص دوستای مهبانگیم میکنم,دوستون دارم, به آرزو هاتون برسین, خوش باشین....

فراموشتون نمیکنم....................................................

بااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

اشکان زرعی                                                                            a_zarei69@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مهر1386ساعت 20:17  توسط محمد حسین باقریان | 

پنجاه و چهارمين باشگاه نجوم مشهد، پنجشنبه 25 امرداد 1386 از ساعت 16 الي 19:45 در محل دبيرستان حسين فاتح واقع در كوي آب و برق، ميدان صحيفه (ميدان 800) مقابل اداره برق برگزار خواهد شد. برنامه هاي اين باشگاه عبارتند از:

عنوان

سخنران / ارائه دهنده

زمان

اخبار

محمد مهدي مطيعي - مريم محمدرضاخاني

16:00 الي 16:15

آسمان شب

سيد علي اصغر رباني

16:15 الي 16:30

نجوم و ادبيات

دكتر رنجبر راد

16:30 الي 17:00

سحابيهاي صوفي سميه اصغرپور

17:00 الي 17:30

بررسي نماد نجومي خورشيد در غزليات ابن حسام خوسفي و حافظ

عليرضا نصيري خانقاه

17:30 الي 18:00

استراحت

-

18:00 الي 18:15

جشنهاي پاييز

فربد فضايلي جوان

18:15 الي 18:45

شكل سحابيهاي سياره نما

سميه شيخ نظامي

18:45 الي 19:15

ريختشناسي سيارات

غلامرضا ثوابي

19:15 الي 19:45

كارگاه ساخت تلسكوپ سيدعلي اصغر رباني 19:00 الي 19:45

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 13:27  توسط محمد حسین باقریان | 

در اين مقاله قصد دارم شما رو با كليات موضوع كيهان شناسي و اصل كيهان شناختي  آشنا كنم كه البته اين مقاله در چند قسمت مي باشد كه در آينده به موضوعات بيشتري و البته كمي تخصصي تر مي پردازيم...

 

  كيهان شناسان به ساختار كلي عالم يعني توزيع ماده در فضا و زمان علاقه خاصي نشان ميدهند.

  براي فهم اينكه عالم چگونه به شكل امروزيش در آمده بايد زمان را تا خود مبدا آن عقب بكشيم.ابزاري به نام COBE كيهان شناسان را در انجام اين كار ياري ميكند.اين ابزار چنان طراحي شده است كه تابش زمينه بسيار ضعيف كيهاني را دريافت ميكند. به عقيده ما اين تابش بازمانده نخستين رويداد در پيدايش عالم است كه معمولا آن را (مهبانگ) يا (انفجار بزرگ) مي نامند.

    كيهان شناسان عمدتا بر ساختار بزرگ مقياس عالم متمركز است.اما بنا بر تعريفي گسترده تر به منشا و تكامل و آينده عالم ربط پيدا ميكند.در ساختار منظومه شمسي , خورشيد يكي از بيشمار ستارگاني است كه همگي به گروه بزرگتري به نام كهكشان راه شيري تعلق دارند و اين كهكشان يكي از بسيار كهكشان هاي گروه محلي است كه خود خوشه اي از كهكشان ها بشمار مي آيد. هر يك از اين ساختار ها كپه هايي از ماده را نشان مي دهد كه در فضا در كنار هم گرد هم آمده اند. اكنون اين سوال مطرح مي شود كه آيا ساختاري وجود دارد كه نشان دهد خوشه هايي از كهكشانها در مقياسي باز هم بزرگتر گرد هم كپه شده باشند؟

 

     ............................................................................................

 

    كافي نيست كه بگوييم چند خوشه از كهكشان ها نزديك به هم به نظر ميرند , زيرا ممكن است شاهد همخطي تصادفي خوشه هايي باشيم كه بعضي از آنها نسبت به ما بسيار دورتر از ديگران اند.بلكه, بايد فاصلۀ تا هر خوشه را علاوه بر تعيين مختصات (جهت) كيهاني اش , اندازه گيري كنيم . اگر با انتقال اين اطلاعات به يك طرح 3 بعدي , خوشه ها نسبتا نزديك به هم باشند , مي توانيم نتيجه بگيريم كه ابر خوشه اي از خوشه ها واقعا وجود دارد . تا چند سال پيش يافتن فواصل چند هزار كهكشان تا ناظر زميني كاري بسيار بزرگ و عظيمي بود,  اما امروزه به كمك دستگاههاي آشكار ساز فوق العاده حساس اين كار ميسر شده است. با چنين بررسيهايي از توزيع كهكشانها و خوشه هايي از كهكشانهاست كه ميتوتنيم بحث درباره يك ابرخوشه محلي را كه شامل گروه محلي است(خوشه اي ازكهكشان ها كه راه شيري را هم دربر دارد), آغاز كنيم يا دربارۀ خوشۀ سنبله و خوشه هاي كهكشاني در صورت فلكي سگان شكاري و اسد (ابر خوشه اي كه 200 ميليارد سال نوري مكعب از  فضا را اشغال مي كند) به بحث بپردازيم.

     شايد موضوع باز هم جالبتر خبر شواهدي باشد كه امروزه از تعدادي رصد خانه ها دريافت ميشود. اين خبر مبني بر اين است كه در مقياس هاي بزرگ , خوشه هاي كهكشاني به صورت رشته هاي طويل و ديواره هايي به نظر ميرند كه به نوبۀ خود مرز هايي براي ساختار نيبتا پر حبابي ايجاد مي كند.

در حدود 60 سال پيش,  ادوين هابل اظهار داشت كه او در  مقياس بسيار كوچكتر نوعي يكنواختي مشاهده ميكند و بر اساس اين فكر فرضيه كارآمدي را مطرح كرد كه قلب كيهان شناختي به شمار مي آيد كه اين فرضيه كه آن را اصل كيهانشناختي مي نامند,  به صورت زير بيان مي شود:

                    *عالم, در مقياس بزرگ, از تمام مواضع يكسان به نظر مي رسد*

 

    بنا بر اصل كيهان شناختي, ما در بحثي >> استثنايي<< از عالم زندگي نمي كنيم و اصولا نقطه اي با مزيت تر جيحي در عالم نداريم. آيا بايد به علت اينكه در چنان مقياس بزرگي غير يكنواختي يافته ايم در اصل كيهانشناختي ترديد كنيم؟ احتمالا خير. سوال اين است كه قطعه اي تا چه حد بزرگ از عالم را بررسي كنيم تا پي ببريم عالم(هموار و صاف) است, يعني روي هم رفته توزيع ماده در آن يكنواخت است؟ مثلا وقتي  كه ساختار هاي كمتر از چند صد ميليون سال نوري را در بزرگترين بعدشان ناديده بگيريم, بنا براين, وقتي در جستجوي فهم اين مطلب بر مي آييم كه عالم چگونه شروع شده است,دو مسئله را نبايد فراموش كنيم: يكي آن كه چرا عالم در مقياس بسيار بزرگ و هموار است؟ و ديگر آن كه چرا در  مقياس كوچكتر كپه اي (غالبا حباب وار) است؟

 

-نجوم دینامیکی

 

+ نوشته شده در  جمعه 19 مرداد1386ساعت 12:15  توسط محمد حسین باقریان | 

به لطف خدا من حالم خوبه خوب شده و دوباره برگشتم و در خدمت شما هستم و اما به دليل اختلال اين چند روز بايد ميبخشين...

 و ممنونم ازتون كه تو اين مدتي كه نبودم با نظراتتون منو تنها نذاشتين.....

ميخواستم براتون چند تا scrinserver عالي بزارم كه البته نجومي بود كه كلا منظومه شمسي رو دور ميزد وخلاصه خيلي زيبا بود اما لينكش دچار مشكل شد و متاسفانه نشد بزارمش... خوب براي شروع دوباره با موضوع ستارگان متغيير شروع كردم كه البته همتون ميدونين اما خوندنش ضرر نداره ...

خیلی دلم براتون تنگ شده بود

 

            ((((****خيلي خوشحالم كه بازم در بين شما اومدم****))))

 

اميد وارم كه اين مطلب مفيد باشه براتون:

 

 

اين ستارگان به دو دسته تقسيم مي شوند: 

 ۱.دوتايي هاي گرفتي(دو ستاره با گردش به دور هم همديگر را مي پوشانند)

2.متغير هاي ذاتي(به طور فيزيكي تغيير نور مي دهند).

دسته اول خود را به دو دسته اصلي راس الغولي و بتا-شلياقي تقسيم مي شوند. صفحه مداري دوتايي هاي گرفتي در خط ديد ما قرار گرفته است و به همين دليل با گذر يك ستاره از مقابل ستاره ديگر نور مجموع آنها افت ميكند و حداكثر درخشندگيشان  زماني است كه دو ستاره در كنار يكديگر قرار گيرند. متغير هاي راس الغولي عموما در حداكثر درخشندگي اند و فقط در مدت كوتاه گرفت نور ستاره افت مي كند .

نوع دوم گرفتي ها شامل دو ستاره پرجرم و بسيار نزديك به يكديگرند كه ميان آدو جرم در حال انتقال است . تغييرات نور اين ستاره ها پيوسته صورت ميگيرد و بيشتر از آنها به هم نزديك اند كه با تلسكوپ هاي آماتوري تفكيك نمي شوند.

متغيرهاي ذاتي به انواع منظم و شبه منظم و دلتاي قيقاووس(با دوره تناوب بلند مدت).ميرا (با دوره تناوب كوتاه مدت)و نواختر تقسيم ميشوند.كه بيش از 500 نوع ستاره متغير وجود دارد.

بسياري از از ستارگان متغير ذاتي داراي منحني هاي نامتقارن اند و مدت زمان افت درخشندگي بيشتر از افزايش آن طول مي كشد .

دوتايي هاي گرفتي بين هر دو مينيمم اصلي يك مينيمم جزيي دارند كه براي بسياري از متغير ها آشكار شده است (اين زماني است كه ستاره كم نورتر در پشت ستاره پرنورتر پنهان مي شود.)

دامنه بسياري از متغيير ها از يك دوره به دوره ديگر تغيير ميكند براي مثال متغير بلند دوره ميرا در اوج درخشندگي خود مي تواند به قدر2+ برسدولي گاهي نيز حد اكثر به قدر 4+ مي رسد.

دسته بندي ستارگان متغيير

تعداد قابل مشاهده

ستارگان متغيير ذاتي :

1.    نامنظم:غول و ابر غول و ستارگن تپنده

2.    منظم:غول و ابر غول سرخ و ستارگان تپنده

3.    ميراگونه:دوره تناوب بلندو منحني نور در حال تغغير و داراي دامنه زياد

4.    قيواووسي:دوره تناوب كوتاه و نا منظم

 

18

 

23

 

14

 

 

10

دوتايي هاي گرفتي:

1.    راس الغولي:منحني ثابت نوري طولاني مدت و مينيمم كوتاه

2.    بتا شلياقي:داراي تغييرات منظم و ثابت

 

6

 

9

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 10:43  توسط محمد حسین باقریان | 
سلام دوستان عزیز...ممنونم از لطف همتون ...

شرمندم من احتمالا نمیتونم تا ۱ هفته دیگه آپ بکنم آخه فردا صبح دارم میرم بیمارستان عمل جراحی کنم

حالم خوب بشه حتما باز شروع میکنم................برام دعا کنین

((((****موفق و سالم باشید****))))

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 9:43  توسط محمد حسین باقریان | 
با سلام خدمت شما دوستان منجم ....

امروز می خواستم براتون چند تا فیلم خیلی قشنگ در باره سیاهچاله ها و  نحوه پیدایش زمین و راهپیمایی فضایی و ..... بزارم که مشکلاتی پیش اومد که منصرف شدم از گذاشتنش .

ولی سعی میکنک که تا دو سه روز آینده این کارو انجامش بدم................. این مقاله هم به نظرم جالبه  اگر بخونین حتما یه چیزایی از توش در مییارین(گرچه همتون اینا رو بلدین)...........

هدف از ساخت کاوشگرها حمل دوربینهای تلویزیونی و ابزارهای لازم برای جمع آوری اطلاعات به فضا است. این ابزارها اطلاعات جمع آوری شده را به زمین مخابره میکنند. موشک پرتاب، تنها سرعت اولیه لازم را به کاوشگرهای فضایی میدهد، و این موتورهای خود کاوشگر هستند، که به آنها اجازه تغییر جهت می دهند. انرژی کاوشگرهایی که به اکتشاف بین سیاره ای مشغولند، بوسیله سلولهای خورشیدی تامین میشود، ولی انرژی کاوشگرهایی که در قسمتهای دورتر منظومه شمسی درحال اکتشاف هستند، بوسیله مواد رادیواکتیو تامین میشود. معمولا جهت آنتن های رادیویی بطرف زمین است، تا از یک س. تصاویر و اطلاعات جمع آوری شده را به زمین بفرستند و از سوی دیگر دستورات لازم را از مرکز هدایت زمینی دریافت کنند.

سفینه وایکینگ
سفینه وایکینگ که در اینجا با مدار پیمایش دیده میشود، اولین فضاپیما بود که با موفقیت در سیاره مریخ فرود آمد.

وظایف مدارپیما
کاوشگری که در مدار یک سیاره قرار می گیرد، میتواند آن را از نزدیک مشاهده کند و تصاویری از آن را نیز به زمین بفرستد. این تصاویر سطح کامل سیاره مذکور را با جزئیات به تصویر می کشند. کاوشگرهایی که در مدار سیاره زهره می چرخیدند، برای نفوذ در لایه ابرهای ضخیم و نقشه برداری سطح زیر آنها از رادار استفاده می کردند. کاوشگرها بدلیل سالها ماندن در مدار یک سیاره، می توانند تغییرات سطح سیاره مذکور را ضبط کنند. برای مثال، مدارپیماهای وایکینگ به مدت 4 سال در مدار مریخ باقی ماندند و توانستند طوفانهای غباری در سطح مریخ را با جزئیات ضبط کنند. اگر در یک ماموریت از سفینه فرود استفاده شود، مدارپیما می تواند پیامهای ارسالی سفینه فرود از سطح یک سیاره یا قمر را گرفته و به زمین مخابره کند. پیامها در زمین بوسیله رایانه های مرکز هدایت تجزیه و تحلیل میشوند.

مدار پیما
مدار پیمای وایکینگ نشان دادند که نیمه شمالی سیاره مریخ دارای کوههای بیشتری نسبت به نیمه جنوبی است

وظیفه سفینه فرود
کاوشگرهای فرود به جمع آوری نمونه های خاکی و سنگی در سطح سیاره می پردازند. دانشمندان نمونه ها را از نظر ساختار شیمیایی مورد تجزیه قرار می دهند تا عناصر تشکیل دهنده آنها را کشف کنند. البته می توان این نمونه ها را به زمین آورد و در اینجا به مطالعه آنها پرداخت. کاوشگرهای وایکینگ که در سال 1976 در سیاره مریخ فرود آمدند، آزمایشگاهای خود ابزار خودکار مجهز کرده بودند. این ابزار خاک را برای یافتن نشانه های حیات آزمایش می کردند.آنها همچنین هوای سیاره مریخ را مورد مطالعه قرار دادند. از دیگر کارهای آنها می توان به فرستادن تصاویر دقیق محلهای فرود در سیاره مریخ به زمین اشاره کرد.

بازوی خاکبرداری کاوشگر
بازویی از سفینه خارج شده و نمونه های سنگی و خاکی را جمع آوری میکند.

سفینه فرود
این سفینه که به مریخ فرستاده شد، مجهز به بازوهایی برای جمع آوری نمونه های خاکی و سنگی و همچنین رایانه ای برای تجزیه این نمونه ها بود.

زباله های فضایی
با پرتاب هر موشک به فضا، مقدار بیشتری زباله در مدار زمین جمع می شود، و این خطر برخورد فضاپیماها به هم را در آینده بیشتر میکند. زباله های فضایی شامل ماهواره های از کار افتاده و اجزاء ماهواره هایی می شود که در فضا متلاشی شده اند. زباله های مدار نزدیک زمین مجددا به جو زمین برمی گردند؛ تکه های کوچکتر می سوزند و تکه های بزرگتر بمانند قسمتهای ایستگاه فضایی اسکای لاب در سال 1979 در زمین فرود می آیند. در فاصله های دورتر از زمین ، زباله ها برای سالها در مدار باقی می مانند بسیاری معتقدند که ماهواره ها در مدار زمین ساکن می توانند تا بیش از یک میلیون سال را در آنجا باقی بمانند. حدود 7000 جرم آسمانی در حال گردش در فضا بوسیله رادارها ردیابی شده اند. از این تعداد تنها کمتر از 400 مورد را ماهواره هایفعال تشکیل می دهند.تکه های زیادی از زباله ها آنقدر کوچکند که قابل ردیابی نیستند، اما همین تکه برای ایجاد خطر به اندازه کافی بزرگ هستند.

حفره
تکه های ریز زباله قادرند به فضاپیما آسیب برسانند، یک ذره ممکن است این حفره 4میلی متری را در پنجره شاتل فضایی ایجاد کند.

+ نوشته شده در  جمعه 29 تیر1386ساعت 10:50  توسط محمد حسین باقریان | 

 مدار ماهواره مسیری است که ماهواره در اطراف یک جسم در فضا دنبال میکند. کشش نیروی جاذبه زمین باعث میشود که ماهواره ها در یک مسیر دایره ای یا بیضی شکل قرار گیرند. یک مدار زمین ساکن مدار ممکن است در ارتفاعات متغیری نسبت به سطح زمین و زوایای مختلفی نسبت به خط استوا قرار داشته باشد. اما در هرصورت ، زمین در مرکز صفحه مدار مذکور واقع میشود و این بخاطر نیروی جاذبه زمین است که همه چیز را به طرف مرکز خود میکشد. بسیاری از ماهواره های مخابراتی در مدار مرتفع زمین مرکز (این مدار به مدار هم زمانی زمینی نیز مشهور است.) قرار دارند. برخی از ماهواره های علمی در مدار کم ارتفاع به فعالیت مشغولند. ماهواره های ردیابی در مدارهای تقریبا دایره ای شکل حرکت میکنند. ماهواره های شناسایی منابع زمینی و برخی از ماهواره های هواشناسی در مدارهای قطبی زمیندرحال گردش هستند.

مدار های ماهواره ای
مداری که ماهواره ها به آن پرتاب میشوند،طبق کار و وظیفه ماهواره انتخاب میشوند.

اغلب ماهواره ها در یک فاصله ثابت به زمین در حال گردش هستند. برخی ماهواره ها در بعضی از قسمتهای مدار به زمین نزدیکتر شده (نزدیکترین نقطه مدار زمین را حضیض میگویند) و در قسمتهای دیگر از زمین دورتر میشوند.(دورترین نقطه از زمین را اوج مینامند.) ماهواره های مخابراتی روسیه که در مناطق دوردست خط استوا قرار دارند، اغلب از این مدار استفاده میکنند. مداری که فاصله های نقاط مختلف آن نسبت به زمین با هم برابر نیستند. ماهواره ه ای که در مدار قطبی قرار دارد توام با حرکت وضعی زمین حرکت میکند و به دو قطب زمین میرسد. در این حالت ماهواره میتواند تقریبا تمام سطح زمین را مشاهده کند. اگر یک نقطه ثابت را در مدار در نظر بگیریم، ماهواره در هر 24 ساعت یکبار و هربار درهمان وقت روز قبل از آن نقطه میگذرد. به این ترتیب میتوانیم عکسهای گرفته شده از آن نقطه خاص را با هم مقایسه کنیم؛ این مدار را مدار همزمان خورشیدی مینامند.

مدارهای ماهواره ای
سه ماهواره مخابراتی در ارتفاع 36 هزار کیلومتری روی خط استوا قادرند علایم رادیویی را از نقاط مختلف زمین گرفته و به نقاط دیگر در سطح کره زمین بفرستند.

مدار زمین ساکن

بطور معمول حدود 200 ماهواره فعال در مدار زمین ساکن که مناسبترین مسیر مداری محسوب میشود قرار دارند. در ارتفاع 36 هزار کیلومتری از خط استوا، زمان لازم برای گردش کامل ماهواره به دور زمین درست برابر است با زمان حرکت وضعی زمین – حرکت زمین بدور خود. به همین خاطر ، ماهواره همیشه در یک نقطه ثابت بر فراز خط استوا قرار میگیرد. در صورتی که ماهواره ها از این مدار استفاده کنند، نیازی به حرکت دادن و تنظیم بشقابهای رادیویی با محل استقرار ماهواره ها نیست. استفاده از ماهواره های مخابراتی را نخستین بار آرتور چارلز کلارک، نویسنده داستانهای علمی تخیلی، در سال 1945 یعنی 12 سال قبل از پرتاب اولین ماهواره،اسپوتنیک، پیشنهاد کرده بود.

فیلم مسیر ماهواره جهت دانلود روی عکس کلیک کنید.
برای دیدن فیلم احتیاج به نرم افزار real paayer
دارید.

مدار زمین ساکن به ماهواره ها اجازه میدهد علایم خود را به نقاط ثابت مشخصی در زمین مخابره کنند.

مدار زمین ساکن آنچنان مورد استفاده این ماهواره ها قرار میگیرد که محل استقرار و امواج رادیویی آنها را توافقهای بین المللی تعیین میکند. در این مدار، ماهواره ها میتوانند تا فاصله 70 کیلومتری به هم نزدیک شوند. برای جلوگیری از تداخل امواج فرستنده هایشان، این ماهواره ها باید از فرکانس های رادیویی متفاوت استفاده کنند.

مدار کم ارتفاع (لئو)

با استفاده از کمترین انرژی میتوان به این مدار رسید. به همین دلیل است که ماهواره های سنگینتر دسترسی بیشتری به این مدار دارند. شاتل فضایی و ایستگاه فضایی هر دو با حرکت در این مدار – مدار کم ارتفاع – روزانه زمین را چند بار دور میزنند. ایستگاه فضایی میر که در ارتفاع 300 تا 400 کیلومتری از سطح زمین قرار دارد، هر 90 دقیقه یکبار و هرروز 16 بار مدار زمین را دور میزند. از زمین ، حرکت ماهواره ها در مدار کم ارتفاع (لئو) خیلی آهسته به نظر میرسد.

مدارهای غیر عادی

مدار های غیر عادی برخلاف مدارهای دایره ای، از طول بیشتر و عرض کمتری برخوردار هستند. قسمتهایی از این مدار به زمین نزدیک و قسمتهایی نیز از آن دور هستند؛ این امر باعث میشود، ماهواره ها در بعضی از قسمتهای مدار به زمین نزدیک و در دیگرقسمتهای آن از زمین دور میشوند.

برخی از ماهواره های مخابراتی ساخت روسیه از این مدار استفاده میکنند. مداری با زاویه 60 درجه نسبت به خط استوا امکان رسیدن ماهواره ها به نقاط شمالی فدراسیون روسیه را میسر میکند. با وجود این، ماهواره هایی که در مدار غیر عادی قرار دارند مانند ماهواره های مستقر در مدار زمین ساکن حرکت نمیکنند. به این دلیل، آنتنهای زمینی برای برقراری ارتباط دائمی باید مرتبا تغییر جهت دهند- نسبت به محل استقرار ماهواره ها تنظیم شوند. برای پوشش دائمی ، از 2 یا 3 ماهواره با فاصله های مشخص از هم در هر مدار استفاده میشود.

مدارهای زمین ساکن انتقالی

مدارهای زمین ساکن انتقالی مدارهای موقتی هستند که برای انتقال یک ماهواره از مدارهای نزدیک به زمین به مدارهای دور زمین ساکن مورد استفاده قرار میگیرند. ماهواره های مخابراتی ابتدا به مدار کم ارتفاع (لئو) پرتاب میشوند. سپس موتورها یشان روشن شده، نیروی موتورهای مذکور آنها را به مدار زمین ساکن انتقالی میبرد. ماهواره ها پس از رسیدن به دورترین نقطه این مدار تغییر مسیر داده، وارد مدار دایره ای شکل زمین ساکن میشوند. روش دیگر این است که ماهواره ها را ابتدا در مدار زمین ساکن انتقالی قرار دهند و پس از آن به مدار زمین ساکن مناسب هدایت کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 تیر1386ساعت 20:17  توسط محمد حسین باقریان | 
پنجاه و سومين باشگاه نجوم مشهد، پنجشنبه 28 تير 1386 از ساعت 16 الي 19 در محل دبيرستان حسين فاتح واقع در كوي آب و برق، ميدان صحيفه (ميدان 800) مقابل اداره برق برگزار خواهد شد. برنامه هاي اين باشگاه عبارت خواهند بود از:

 

 

عنوان

 

سخنران / ارائه دهنده

 

زمان

 

اخبار

محمد مهدي مطيعي

16              الي 16:15

آسمان شب

سيد علي اصغر رباني

16:15              الي 16:30

معرفي زيرگروههاي آسمان توس

مسؤولين زيرگروهها

16:30                  الي 16:50

نجوم و ادبيات

دكتر رنجبر راد

16:50                  الي 17:20

جشنهاي امرداد و شهريور ماه

فربد فضايلي جوان

17:20                  الي 17:50

معرفي گروههاي نجومي

علي باقريان

17:50                  الي 18

استراحت

-

18                  الي 18:15

سينما نجوم 4

علي علي اكبريان

18:35                 الي 19

اختفاي زهره و ماه (پروژه نجوم آماتوري)

 

كسري مختارپور

 

18:35 الي 19

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 تیر1386ساعت 18:38  توسط محمد حسین باقریان | 

ماهواره وسیله سکو مانندی است که در مدار زمین میچرخد و ابزاری را با خود حمل میکند که از آنها برای مخابره اطلاعات و انجام مشاهدات استفاده میکند. برای اینکه ابزار به خوبی کار میکنند، ماهواره باید چیزهای مورد نیاز آنها را به طور کامل فراهم کند. موتور اصلی ماهواره ابتدا آن را در مدار صحیح قرار داده، سپس آن را به جایگاه پیش بینی شده اش هدایت میکند. ماهواره باید ابزار مخابره اطلاعات را در جهت های صحیحی نشانه گیری کند، نیروی خود را خود تامین کند، برای تماس مستمر با مرکز هدایت زمین ، آنتن رادیویی اش را بطرف زمین نشانه گیری کند، اجزاء تشکیل دهنده خود را در دمای مناسب قرار دهد و بالاخره سبک باشد اما در مقابل لرزش و شتاب پرتاب، نیروی مقاومت کافی را داشته باشد. ماهواره هایی که نیازمند نیروی بیشتری هستند از باله های خورشیدی که سطح آنها را سلولهای خورشیدی پوشانده اند استفاده میکنند. برای گرفتن انرژی خورشیدی باله ها را به طرف خورشید نشانه گیری میکنند. سلولهای خورشیدی با تبدیل نور آفتاب به الکتریسیته ، نیروی مورد نیاز ماهواره ها را تامین میکنند. بعضی از ماهواره ها از اجسام استوانه ای شکل چرخانی برخوردارند که سطح آنها را با سلولهای خورشیدی پوشانده اند. یک لایه نازک عایق کاری شده، دمای داخلی ماهواره را در حالت معتدلی نگه میدارد. این درحالی است که طرف رو به خورشید ماهواره خیلی گرم و طرف دیگر ماهواره که درسایه قرار دارد خیلی سرد میشوند. لایه براق عایق کاری شده نور آفتاب را منعکس میکند. علاوه بر موتور اصلی ، ماهواره از یک گروه موشک پیش برنده کوچک نیز برخوردار است که قادرند جهت ماهواره را عوض کنند. هنگامیکه ماهواره در یک مدار مرتفع، مخصوصا مدار زمین مرکز قرار دارد، نمیتوان آن را تعمیر کرد. انتظار میرود یک ماهواره تا  سال کار کند، بنابر این تمام قسمتهای آن را قبل از پرتاب آزمایش میکنند.برای بعضی از قسمتها ابزار یدکی درست میکنند.تا در صورت از کار افتادن یک قسمت در مدار،یدکی آن قسمت، جای آنرا پر کند.

اینتل ست 6
این گروه از ماهواره های مخابراتی جزء بزرگترین ماهواره های تجاری فعال محسوب میشوند. آنها در مدار زمین مرکز حرکت میکنند، و نیروی آنها توسط سلولهای خورشیدی تامین میشود.

intelsat

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 تیر1386ساعت 9:13  توسط محمد حسین باقریان | 

برخلاف امواج رادیویی امواج مایکروویو نمی توانند به لایه های تحتانی جو نفوذ کنند. همانند ماهواره ها، تلسکوپ های مستقر در قلل کوهستانی نظیر مائوناکیا در هاوایی و لاسیا در شیلی می توانند آنها را شناسایی کنند. امواج مایکروویو می توانند به ستاره شناسان بگویند چه مواردی در ابرهای غباری و گازی در بین ستارگان وجود دارد.

کوبه کاوشگر تشعشع زمینه کیهانی (کوبه) از تشعشع زمینه مایکروویو کیهانی نقشه برداری کرد.

 

آسمان پوشیده از مایکروویو این نقشه مایکروویو آسمان را ماهواره کوبه گرفته است. نتایج این مطالعه در سال 1992 صحت نظریه انفجار بزرگ را تقویت کردند.

 

ستاره شناسی با اشعه مادون قرمز

همه اجرام آسمانی مقداری اشعه مادون قرمز ساطع می کنند. بخار آب بخشهای تحتانی جو این اشعه را جذب می کند، بنابراین برای یافتن آن، باید تلسکوپها در ارتفاعات یا روی ماهواره ها نصب شوند. ستاره شناسان می توانند با سنجش اشعه مادون قرمز ، اجرامی را مشاهده کنند که ابرهای متراکم غبار ، نظیر سحابی جبار که محل تولد ستارگان است، آنها را احاطه کرده اند. آنها همچنین می توانند حلقه های گازی پیرامون ستارگان که محل تشکیل سیارات هستند را رصد کنند.

تولد ستارگان این تصویر اشعه مادون قرمز ، بخشی از سحابی حمال را نشان میدهدکه تعدادی ستاره تازه در آن متولد شده اند.

 

مشاهده اشعه مادو قرمز ماهواره ستاره شناسی با استفاده از اشعه مادون قرمز (ایراس) در سال 1983 پرتاب شد و بیش از 200 هزار منبع را برای این اشعه کشف نمود.

 

ستاره شناسی با اشعه ماوراء بنفش

ستارگان گرم از خود تشعشع ماوراء بنفش ساطع میکنند که معمولا جو زمین مانع رسیدن آن به زمین میشود. بنابراین همیشه تلسکوپ های ماوراء بنفش بر روی ماهواره ها نصب میشوند. بجای شیشه که این نوع تشعشع را جذب میکند با یک کانی به نام کوارتز آیینه های تلسکوپ را می سازند. این آیینه ها پوشش مخصوصی دارند که متوانند اشعه ماوراء بنفش را منعکس کنند.

مشاهده اشعه ماوراء بنفش : کاوشگر بین المللی ماوراء بنفش در سال 1978 پرتاب شد، که تاکنون بسیار موفق بوده و امکان مطالعه اجرامی نظیر ابرنواخترها را فراهم نموده است.

 

سوختن خورشید: این تصاویر ماوراء بنفشی یک شراره خورشیدی است. مناطق سفید نشانگر گرم ترین نقاطند.

 

ستاره شناسی با اشعه ایکس

مطالعات فضایی درباره اشعه ایکس توسط ماهواره ها یا موشکها انجام میشود ، زیرا تشعشع این اشعه نمی تواند از جو زمین بگذرد. اشعه ایکس از گازهای فوق العاده گرم موجود در بقایای ابرنواختر و یا جفت ستارگانی که یکی از آنها کوتوله سفید و یا سیاهچاله است، حاصل میشود. بخاطر عبور اشعه ایکس از آیینه های معمولی ، تلسکوپهای جمع کننده آنها از مجموعه ای از آیینه های کنونی و استوانه ای استفاده می کنند که اشعه را با زاویه ای حاده منعکس می کنند.

تصویر اسکای لاب از خورشید: این تصویر را در سال 1973 آزمیشگاه فضایی اسکای لاب از خورشید گرفت. بخشهای قرمز تصویر ، شراره های خورشیدی، همان منابع عظیم اشعه ایکس هستند.

 

روست: در سال 1990 یک رصدخانه بین المللی به نام ماهواره روست برای مشاهده منابع آسمانی اشعه ایکس به فضا پرتاب شد.

 

ستاره شناسی با اشعه گاما

اشعه گاما که توسط ماهواره های مستقر در مدار زمین میباشند جمع آوری شده ، حاوی تشعشعات بسیار پر انرژی می باشند. این اشعه ، منابع کیهانی گوناگونی از جمله پالسار ها و هسته کهکشان راه شیری دارد. انتشار بسیار کوتاه اشعه شدید گاما معروف به فورانهای اشعه گاما، از هنگام کشفشان در سال 1967 ستاره شناسان را متحیر کرده اند، زیرا این تشعشعات پراکنده اند و منشا دقیقشان هنوز ناشناخته مانده است.

رصد خانه اشعه گاما: رصد خانه اشعه گاما کامپتون سنگین ترین ماهواره غیر نظامی است که تاکنون پرتاب شده است. وزن آن در زمین متجاوز از 17 هزار کیلوگرم (37500 پوند) است. منطقه روشن نشانگر فعالیت اشعه های گاماست.

 

کهکشان گاما: مطالعه اشعه های گاما به ما امکان میدهد تا "ببینیم" متراکمترین گازهای کیهانی درکجا واقع اند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 تیر1386ساعت 18:56  توسط محمد حسین باقریان | 
فوران های خورشیدی
دانشمندان سرگرم اندازه گیری فرکانس یا تناوب فوران های خورشیدی بوده اند
یک مطالعه تازه علمی نتیجه گیری می کند که تغییرات در میزان تولید انرژی خورشید نمی تواند ارتباطی با گرمایش امروزی زمین داشته باشد.

این مطالعه نشان می دهد که در 20 سال گذشته میزان تولید انرژی خورشید افت کرده اما دمای زمین افزایش یافته است.

این تحقیق همچنین نشان می دهد که برخلاف برخی ادعاها، دمای امروز زمین ربطی به تاثیر خورشید بر اشعه کیهانی ندارد.

پژوهشگران در نشریه "Proceedings A" متعلق به انجمن سلطنتی بریتانیا نوشتند که اشعه های کیهانی ممکن است در گذشته بر آب و هوا تاثیر گذاشته باشند اما امروز چنین نیست.

مایک لاکوود از آزمایشگاه روترفورد-اپلتون در بریتانیا که تحلیل های تازه را با همکاری کلوس فرولیچ از مرکز تشعشعات جهانی در سوئیس انجام داده است گفت: "این یافته باید به بحث ها پایان دهد."

دکتر لاکوود این مطالعه را تا حدودی در واکنش به یک برنامه مستند تلویزیونی به نام "حقه بزرگ گرمایش زمین" که پیشتر در سال جاری از کانال چهار بریتانیا پخش شد و نظریه اشعه های کیهانی در آن بررسی شد انجام داد.

وی به وبسایت خبری بی بی سی گفت: "کلیه نمودارهایی که در آن برنامه نشان داده شد در حدود سال 1980 متوقف شد، و من می دانستم چرا، چون بعد از آن اوضاع عوض شد."

وی گفت: "نمی توانید تکه هایی از داده ها را که دلخواهتان نیست حذف کنید."

به نقل از بی بی سی)
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 12:9  توسط محمد حسین باقریان | 
با سلام خدمت شما دوستانی که تا اینجا همراه ما بودید (با سپاس فراوان)

من با بچه های انجمن تصمیم گرفتیم(همگی!!!!) از این به بعد روند کار وبلاگ رو به کلی تغییرش بدیم  برای همین حتما شاهد تغییرات جدید در وبلاگ بازم شدید...........(((این روزها ما در حال خونه تکونی هستیم))).....

خوب  من برنامه های کلی وبلاگ رو براتون تا چند وقت دیگه میزارم که امیدوارم خوشتون بیاد آخه از این به بعد تصمیم گرفتیم که خود انجمن دست به ترجمه جدیدترین متون نجومی و به روز ترین اخبارو اطلاعات بزنیم که فکر می کنم کنم که شما هم استقبال کنین از این قضیه .خوب اگه خدا بخواد تو همین یکی دو روزه استارت کار رو می زنیم...........

۰۰۰۰((((((*****ازتون خواهش می کنم که نظرتون رو در باره ی این کارا حتما بدید!*****))))))۰۰۰۰۰

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 تیر1386ساعت 14:6  توسط محمد حسین باقریان | 
   حتما در آسمان شب رد های نورانی را دیده اید که به  سرعت ناپدید می شوند . این ردها را شهاب می نامند.ذرات ریزی که در فضای میان سیارات پراکنده اند  هنگامی که به جو زمین وارد می شوند  بر اثر اصطکاک با جو می سوزند و به صورت شهاب دیده می شوندچون شهاب ها با سر عت حرکت می کنند چشم ما مسیر سوختن آنها را در جو بصورت ردی درخشان می بیند اگر جسمی که به جو زمین وارد می شود قطعه سنگی یا فلزی بزرگ باشد بخشی از آن به سطح زمین برخورد می کند که به آن شهاب سنگ می گویند.    

                                                      

   اما علاوه بر شهاب هایی که به صورت اتفاقی در آسمان شب پدیدار می شوددر زمان های مشخصی از سال نیز ار میان توده های بزرگی از ذرات ریز عبور می کند و بارش شهابی رخ می دهد. توده های ذرات ریز عمدتا باقیمانده دنباله دار های دوره ای هستند. دنباله دار ها در نزدیکی خورشید مقدار زیادی گاز غبار و ذرات ریز از دست می دهند. ذرات ریز به تدریج در طول مدار دنباله دار پراکنده می شوند و به دور خورشید می گردند . ممکن است زمین در حرکت فضایی خود مدار دنباله دار را قطع کند  و به درون توده ذرات وارد شود . در این صورت بارش شهابی رخ می دهد . چون ذرات تقریبا در مسیر های موازی به جو وارد می شوند  به نظر میرسد که شهاب ها ار نقطه مشخصی از  آسمان سرچشمه میگیرند به این معنا که اگر مسیر شهاب های بارش شهابی را در جهت معکوس  ادامه دهیم به نقطه مشخصی می رسیم که آن را کانون بارش می نامند. . دقیقا مانند ریل های موازی راه آهن که به نظر می رسد در دور دست یکدیگر را قطع می کنند.

   کانون بارش در بارش های شهابی مختلف است و با هم تفاوت دارد. نام هر بارش شهابی از نام آن صورت فلکی که کانون بارش در آن قرار دارد گرفته می شود  مانند:بارش شهابی برساوشی اسدی و جوزایی و ... .

   به طور معمول در بارش های شهابی غنی حدود صد شهاب را می توان در ساعت مشاهده کرد یعنی به طور متوسط حدود ۲ شهاب در دقیقه. به این ترتیب مشخص است که به راستی بارانی از شهاب ها رخ نمی دهد اما در موارد استثنایی بارش های شهابی استثنایی نیز زخ داده اند. برای مثال دربارش شهابی اسدی گاهی تا ۱۴۰ هزار شهاب در ساعت نیز دیده شده است . در بامداد ۲۷ آبان سال ۱۳۷۸ شمسی در بارش شهابی اسدی رصد کنندگان در ایران حدود سه  هزار شهاب را در یک ساعت شمارش کردند. هر سال زمین در حدود زمان مشخصی مسیر توده ذرات هر بارش را قطع می کند  و بارش شهابی رخ می دهد که در جدول زیر نام و مهمترین بارش های شهابی هر سال را مشاهده می کنید.

نام بارش:

زمان اوج تقريبي بارش :

بيشترين شهاب رصد شده

(به طور معمول)

   مكان كانون بارش:

شلياق

1 ارديبهشت

10-15

ميان ستاره كاپا-شاياق و مو- جاثي

اتا-دلوي

15 ارديبهشت

35

شمال ستاره گاما-دلو

بر ساوشي

21 مرداد

80

3 درجه شمال شرق ستاره اتا-برساوش

جباري

29 مهر

30

ميا خي-جبار گاما- اسد

اسدي

26 آبان

متغير

5 درجه شمال غرب ستاره گاما

جوزايي

22 آذر

؟100

غرب ستاره آلفا-جوزا(كاستور)

ربعي

 

13 دي

؟100

10 درجه ستاره يوتا-ا‍دژدها

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 تیر1386ساعت 10:51  توسط محمد حسین باقریان | 
   با سلام خدمت شما عزیزان واقعا ببخشید که یه مدتی آپ نکردم آخه این ۴ روز کامپیوترم داغون شد  خوب حالا با چند تا مطلب خوب جبران می کنم.......

  نظر یادتون نره ها

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 تیر1386ساعت 9:34  توسط محمد حسین باقریان | 
۰۰۰۰۰۰۰۰۰((((((((((((((((((*****امیدوارم خوشتون بیاد*****))))))))))))))))))۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

013.JPG

008.JPG

015.JPG

010.JPG

012.JPG

014.JPG

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 تیر1386ساعت 13:27  توسط محمد حسین باقریان | 
    بررسی هایی که روی رصد خانه خورشیدی نقش رستم صورت گرفت و نیز کتیبه های میخی اختر شناسی که از ۲۵۰۰ سال پیش و همزمان با عصر هخامنشی به دست آمده است نشان میدهد که هیچیک از آگاهی هایی که تا اینجا درباره حرکت های خورشیدی بیان شد از دیدگاه دانشمندان آن زوزگار پنهان نبوده است.
 
   اخترشناسان ۲۵۰۰ سال پیش قاعده های حرکت خورشید ماه و سیاره ها و ستارگان و دوره های ساروسی را استخرج کرده بودند و پدیده های آسمانی از قبیل خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی را پیش بینی می کردند و در کتیبه ای از زمانداریوش اول حتیمحل دیده شدن آن تشخیص داده شده اشت. کاری که امروزه در ایران تنها از عمده چند تن از دانشمندان اختر شناس بر می آید. دانشمندانی که جانشین اخترشناس بزرگ هخامنشی((نابوریمانو))هستند. کتیبه ها نشان می دهند که در سال های میان ۵۲۹-۵۲۲ پیش از میلاد و همزمان با پادشاهی کمبوجیه فعالیت علمی او آغاز شد و کتیبه معروف ((کمبوجیه۴۰۰)) در رصد ماه و مشتری و زهره و زحل و مریخ(ناهید و کیوان و بهرام)یادگار دانش خلاقه اوست.
 
   کتیبه ها حاکی از آنست که در سالهای ۵۴۰-۴۴۰ پیش از میلاد و همزمان با نیمه نخستین دوره هخامنشی (۵۰۰-۲۳۰ پ.م) دانش اختر شناسی به حدی از پیشرفت خود رسیده بوده است که در همه سرزمین های تابعه ایران هخامنشی تاثیرو گسترش شگرف داشته است. در مصر موجب تجدید حیات و شکوفایی نجوم و هندسه می شودو دانشمندی ایرانی در زمان داریوش اول به مصر اعزام و مامور تشکیل و تاسیس فرهنگ سراها و تجدید سازماغن کتابخانه ها و بنیاد های علمی در مصر می شود.
 
   گزارش های یونانی از قرن ششم پیش از میلاد حاکی از سفرهای دانشمندان یونانی به ایران است. در میان این گروه نام((فیثاغورث))نیز به چشم می خورد. اینان در انتقال دانش و اندیشه از شرق به غرب نقشی قابل توجه دهشته اند. به گزارش هردوت این گروه گروه مفهوم قطب ها و آفتاب سنج و تقسیم دوازده گانه روز و شب و کارکردن با رصدخانه خورشیدی و ساعت خورشیدی را با خود به یونان بردند و در اسپارت آفتاب سنج یا رصد خانه ای خورشیدی ساختند که علاوه بر اعتدال های بهاری و پاییزی و انقلاب های تابستانی و زمستانی ساعات روز را هم نشان می دادند.
 
   در سال ۵۳۰ پیش از میلاد و همزمان با آغاز پادشاهی کمبوجیه دانش اخترشناسی در بابل و در میاندورود(بین النهرین) شکوفا شد.در این دوره نظریه های ماه و سیاره ها و نظام کبیسه کردن سال استخراج می شود و برای رصد اجرام آسمانی تلاش های بسیار صورت می پذیرد. رصد مشتری که در زمان کمبوجیه آغاز شده بود منجر به تدوین نظریه حرکت سیاره مشتری شد که در زمان داریوش اول منتشر گردید.نظریه های گردش زحل و مریخ به دنبال آن تنظیم و تدوین شد.
 
   در زمان حمله اسکندر برادر زاده ارسطو تعدادی از متن های نجومی را به درخواست عمویش برای او به یونان گسیل داشت اما اسکندر و جانشینانش متن هایی را که پیش بینی ها و محاسبه ها در آ» برایشان اهمیت داشت گزینش و رونویسیمی کردند و بقیه کتیبه ها که از نظر ایشان بی فیده و بی ارزش بوده است به نابودی کشیده شدند. پس از اسکندر بنا های علمی به معبد و کاهنان دینی به اداره امور آن گمارده شدند. اختر شناسی و پیش بینی گردش اجرام آسمانی تبدیل به غیب گویی و رمالی و فال بینی شد دانشمندان از کرسی های علمی خود پایین کشیده شدند و آنانی که خودرا واسطه میان زمین و آسمان می دانستند بر آن جیگاه پر ارج تکیه زدند و دریغا که گروهی از مردمان ساده اندیش نیز دوام و استحکام آنان را فراهم ساختند.ساده دلانی که گمان می کردند بین زندگی روز مره خودو گردش کوکب ها ارتباطی وجود دارد و سرنوشت زندگی آینده خود را از این فریب کاران جویا می شدند و کاهنان نیز کهخود را نماینده نیروهای آسمانی معرفی می کردند چه ستم ها و چه سوئ استغاده هایی که از این مردم بخت برگشته نکردند و نبردند. و در این میان بیشتر از همه ستمی بود که به جان و روان دانشمندان و به دانش و فرهنگ ایران زمین رسید.
 
   بررسی رصدخانه خورشیدی نقش رستم این نظریه قدیمی که آغاز سال هخامنشی روز اول مهر ماه بوده است را تایید میکند. سال هخامنشی سال خورشیدی حقیقی و از اعتدال پاییزی تا اعتدال پاییزی بعدی بوده است. جشن یزرگ آنان جشن مهرگان بوده است که در اول مهر ماه و همزمان با جشن های سال نو و یا پیرو گاهشماری اوستایی در روز مهر از ماه مهر انجام می شده است. سازو کار های دقیقی برای سنجش نزدیک شدن و آغاز سال نو در رصد خانه خورشیدی نقش رستم طرهحی و تعبیه سده است.
 
   پس از مهرگان جشن نوروز بزرگ ترین جشن سالیانه آنان بوده است. آفتاب سنج های رصدخانه نقش رستم همچنین ای واقعیت مهم را نشان می دهد که بر خلاف عقیده رایج ایرانیان باستان از واحد هفته استفاده می کرده ان.
 
   نام های ماه های هخامنشی به طوری که در سنگ نبشته دهریوش در بیستون و همچنین در لوحه های گلی کشف شده در تخت جمشید شناخته شده است در جدول زیر آوده است:
 

ماه امروزي:

ماه هخامنشي:

مهر

باگايادي

آبان

وركزن

آذر

آثرياد

دي

آنامك

بهمن

ساميا

اسفند

وياخنا

فروردين

آدوكانيش

ارديبهشت

تورا و اهار

خرداد

تايگرچي

تير

گرماپد

مرداد

درن باچي

شهريور

كارباشيا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 12:2  توسط محمد حسین باقریان | 

با عرض ادب خدمت شما .

من در قسمت نظرات پيام هاي زيادي مبني بر دير لود شدن و ناخوانا بودن كلمات و جملات اين بلاگ شنيده بودم كه براي رفع سريعتر اين مشكل اقدام كردم كه حتما متوجه نتيجه شده ايد . اميدوارم كه از اين قالب خوشتون اومده باشه البته قالب بسيار زيبايي رو مي خواستم بزارم اما ترسيدم كه بازم مشكل لود كردن پيدا كنه.

حتما نظراتتون رو نسبت به ما دريغ نفرماييد.و اميدوارم كه بازم منو راهنمايي كنين.

                                          (((ممنون از شما)))

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 تیر1386ساعت 18:0  توسط محمد حسین باقریان | 
با سلام خدمت دوستان....

ببخشید که من یک مدتی هست که آپ نکردم . .............................................

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 تیر1386ساعت 18:45  توسط محمد حسین باقریان | 
سیاره شناسان شباهت جالبی بین جریان های قیانوس های زمین و کمربند های مشتری یافتند 
 
 
 

 

سیاره شناسان شباهت جالبی بین جریان های مشخص اقیانوس های زمین و کمربند هایی یافتند که مشخصه سطحی خاص سیارات گازی غولپیکر، همچون مشتری اند. ساختار کمربند های جو مشتری سالها موضوع تحقیقات جالبی بوده است. کمربند های مشتری به دلیل حرکت ابرها، در امتداد مجموع های ثابتی از جریان های متناوب، شکل می گیرند. این سیاره شناسان کشف کردند که اقیانوس های زمین هم نوارهایی از جریان های متناوب پایدار، در خود می پرورند که به هنگام مدل سازی، کاملا شبیه به کمربند های مشتری اند. این شباهت ها فقط ظاهری نیست. به گفته آنها طیف انرژی جریان های اقیانوسی از یک قانون نیرو پیروی می کنند که کاملا بر طیف جریان های منطقه ای در سیارات بیرونی، منطبق اند. آیا این پدیده های مشابه، در نیروهای فیزیکی مشابهی، ریشه دارند ؟ برای پاسخ به این پرسش باید تعیین کنیم که چه فرایند های فیزیکی باعث حرکات بزرگ مقیاس، در هر دو این دستگاه ها می شوند. بنابر تحقیقات سیاره شناسان میان عوامل نیروزا در سیارات خارجی و جریان های اقیانوسی، شباهت هایی وجود دارد. مقایسه طیف انرژی در سیارات غولپیکر و اقیانوس های زمین، اطلاعات ارزشمندی درباره خصوصیات اقیانوس ها و به خصوص قوی ترین جریان ها در نیمه اعماق اقیانوس ها به دست می دهد.                          

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 تیر1386ساعت 18:39  توسط محمد حسین باقریان | 
یافته های جدید درباره متغیرهای میرا گونه 
 
 
 
 

یکی از بزرگترین انواع ستاره های شناخته شده، متغیر های میراگونه هستند.ستاره های میرا، غول های سرخی اند که به مراح پایانی زندگی خود رسیده و چنان باد کرده اند که اگر یکی از آنها در منظومه شمسی به جای خورشید قرار می گرفت، احتمالا سیارات داخلی را می بلعید. اما تحقیقات جدیدی نشان می دهد که تخمین اخترشناسان از اندازه ستاره های میرا، بیش از حد بزرگ بوده است. میراگونه مرحله ای از تحول ستاره هایی مانند خورشید یا کمی پر جرمتر اند. آنها پس از 5 تا 10 میلیارد سال زندگی آرام در رشته اصلی به غول سرخ تپنده ای تبدیل می شوند و قطرشان صد بار بیشتر می شود. لایه های بیرونی آنها به دلیل فاصله زیاد از کوره گرمابخش ستاره، بسیار سردتر از ستاره های عادی است. با بزرگ و کوچک شدن ستاره، درخشندگی آن صدها یا حتی چند هزار بار تغییر می کند. تخمین اندازه میراگونه ها همواره دشوار بوده است. زیرا اندازه آنها در طول موج های مختلف تغییر می کند. یعنی بسته به اینکه در چه نوری رصد شوند، لایه های مختلفی نقش سطح قابل مشاهده ستاره را ایفا می کنند. آنها در نور مرئی بزرگتر هستند و در نور فروسرخ کوچکتر می شوند.

 
 البته اندازه گیری قطر ستاره در هر صورت دشوار است، زیرا ستاره ها چنان از ما دور هستند که حتی با بزرگترین تلسکوپ های موجود نیز نمی توان چیزی جز یک چشمه نقطه ای نور از بیشتر ستاره های آسمان دید، اما با روش تداخل سنجی می توان قطر غول های سرخ بزرگ و ستاره های نزدیکتر را تعیین کرد. گروهی بین المللی از اخترشناسان با بررسی 6 متغیر میراگونه به کمک شبکه ای از تلسکوپ های فروسرخ در مونت هاپکینز آریزونا به نتیجه جالبی رسیده اند : قطر ستاره های میرا فقط نصف چیزی است که تخمین زده می شد. زیرا پوست هایی از گازهای رها شده در اطراف ستاره آنها را بزرگتر از واقعیت نشان می دهد. در لایه های بیرونی جو ستاره های میرا دما آنقدر کم می شود که برخی از مولکول ها مانند اکسید تیتانیوم به وجود می آید. پوسته گاز شامل اکسید تیتانیوم نیز در اطراف ستاره، مانند لایه ای مجازی از ستاره دیده می شود اما در نور فروسرخ که در آزمایش جدید انجام شد این لایه شفاف است و سطح واقعی ستاره اندازه گیری می شود. با این کشف سرانجام مشکل اخترفیزیکدانانی که نظریه های خود را درباره تپش ستاره های میرا با مشاهدات در تناقض می دیدند حل می شود. 
                                                به نقل از آسمان پارس                                        


+ نوشته شده در  شنبه 9 تیر1386ساعت 14:5  توسط محمد حسین باقریان | 
اینم چند تا عکس ۳ بعدی از شاتل....

001.JPG

002.JPG

003.JPG

004.JPG

006.JPG

005.JPG

007.JPG

امیدوارم خوشتون اومده باشه(لطفا نظراتتون فراموش نشه)

+ نوشته شده در  جمعه 8 تیر1386ساعت 23:1  توسط محمد حسین باقریان | 

 کهکشان مجموعه ایست از ستارگان، غبار و گاز که توسط گرانش در کنار یکدیگر قرار گرفته اند.  

 

 

کهکشان مجموعه ایست از ستارگان، غبار و گاز که توسط گرانش در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. منظومه شمسی ما در کهکشانی به نام راه شیری قرار گرفته است. دانشمندان تخمین می زنند که بیش از 100 بیلیون کهکشان در فضای مرئی کائنات پراکنده شده اند. ستاره شناسان به کمک تلسکوپ از میلیونها کهکشان تصویر گرفته اند. دورترین کهکشانهایی که تا کنون عکس آنها تهیه شده است، در فاصله 10 تا 13 بیلیون سال نوری از ما قرار گرفته اند. قطر کهکشانها از چند هزار تا نیم میلیون سال نوریست. کهکشانهای کوچکتر کمتر از یک بیلیون ستاره دارند اما کهکشانهای بزرگ دارای بیش از یک تریلیون ستاره هستند. قطر کهکشان راه شیری حدود 100.000 هزار سال نوریست. منظومه شمسی در فاصله 25.000 سال نوری از مرکز کهکشان قرار گرفته است. حدود 100 بیلیون ستاره در این کهکشان وجود دارد.

یک کهکشان مارپیچی شبیه به فرفره می باشد. بازوهای مارپیچ آن از یک مرکز متورم بیرون زده و حول آن می چرخند. این تصویر مربوط به کهکشان M100 است که بسیار به کهکشان ما یعنی راه شیری شبیه می باشد.
عکس از هانتر (
D. Hunter) از رصدخانه لاول و لوی (Z. Levay) از انستیتو دانش تلسکوپ فضایی

تنها 3 کهکشان خارج از منظومه شمسی، از روی زمین با چشم غیر مسلح قابل رویت است. مردم نیمکره شمالی می توانند کهکشان آندرومدا که 2 میلیون سال نوری دورتر از ما قرار دارد را ببینند و مردم نیمکره جنوبی ابر ماژلانی بزرگ در فاصله 160.000 سال نوری و ابر ماژلانی کوچک در فاصله 180.000 سال نوری را می بینند.

خوشه های کهکشانی

کهکشانها به طور نامنظم در فضا توزیع شده اند. بعضی از آنها هیچ همسایه ای ندارند و بعضی به صورت جفت بوده و حول یکدیگر در گردشند. البته بیشتر آنها در گروه هایی به نام خوشه تجمع کرده اند. یک خوشه ممکن است از ده ها تا چندین هزار کهکشان را در بر گیرد. یک خوشه می تواند قطری به بزرگی 10 میلیون سال نوری داشته باشد.

خوشه ها نیز به نوبه خود در گروه هایی قرار گرفته اند که ابر خوشه نامیده می شوند. در مقیاس بزرگ همه کهشکشانها در شبکه ای از رشته های میله ای کهکشانی که با یکدیگر در ارتباطند، قرار گرفته اند. فضای اطراف آنها را فضایی نسبتا خالی پر کرده است. یکی از بزرگترین ساختارهای کهکشانی که تا به حال نقشه برداری شده است، دیوار بزرگ نام دارد. این ساختار بیش از 500 میلیون سال نوری طول و 200 میلیون سال نوری عرض دارد.

شکل کهکشانها

ستاره شناسان بیشتر کهکشانها را بر اساس شکل آنها در دو دسته مارپیچ و بیضی طبقه بندی می کنند. کهکشان مارپیچ ظاهری مانند دیسک با مرکزی متورم دارد. این دیسک شبیه به فرفره، بازوهای مارپیچ درخشانی دارد که از مرکز آن بیرون زده اند. راه شیری یک کهکشان مارپیچ است. همه کهکشانهای مارپیچ مانند فرفره در گردشند اما با سرعت کم. برای مثال راه شیری یک دور گردش کامل خود را در مدت 250 میلیون سال انجام می دهد.

در کهکشانهای مارپیچی ستاره های جدید دائما در حال به وجود آمدن از دل گاز و غبار می باشند. گروه های کوچک ستارگان که خوشه های محلی نامیده می شوند اغلب پیرامون کهکشانهای مارپیچ قرار دارند. یک خوشه محلی معمولی حدود 1 میلیون ستاره دارد.

اشکال کهکشانهای بیضی از کره کامل تا بیضی های مسطح متفاوت است. در مرکز اینگونه کهکشانها نور بسیار شدید است اما تدریجا به سمت لبه ها از شدت آن کاسته می شود. تا آنجا که ستاره شناسان تشخیص داده اند، کهکشانهای بیضی شکل با سرعت بسیار کمتر از کهکشانهای مارپیچ در گردشند و یا اصلا حرکت نمی کنند. به نظر می رسد ستارگان درون این کهکشانها در مدار های تصادفی در گردشند. ظرفیت گاز و غبار این نوع کهکشانها کمتر از کهکشانهای مارپیچ است، بنابراین ستارگان کمتری در آنها متولد می شوند.

کهکشانهای نوع سوم، اشکال بی قاعده ای دارند. بعضی از آنها بیشتر شامل ستارگان آبی و گازهای پف کرده اند اما غبار کمی دارند. ابرهای ماژلانی جز این گروه از کهکشانها هستند. بعضی دیگر از این کهکشانها بیشتر شامل ستارگان  جوان نورانی در میان گاز و غبارند.

خوشه کروی تجمعی است از ستارگان که به واسطه گرانش گرد هم جمع شده اند. این خوشه یکی از متراکمترین 147 خوشه شناخته شده در کهکشان راه شیری است.
عکس از ناسا

کهکشانها نسبت به یکدیگر در حرکتند و دو کهکشان به طور محلی به قدری به یکدیگر نزدیک می شوند که نیروهای گرانشی آنها باعث تغییر شکلشان می شود. کهکشانها حتی می توانند با هم برخورد کنند. اگر دو کهکشان با سرعت زیاد با هم برخورد کنند، بدون اثر یا با تاثیرات اندک از یکدیگر عبور می کنند.

اما اگر دو کهکشان با سرعت کم با یکدیگر برخورد نمایند، ممکن است با یکدیگر متحد شده و کهکشانی بزرگتر از دو کهکشان قبل ایجاد کنند. نتیجه این اتحاد می تواند میله ای مارپیچی از ستارگان را که تا 100.000 سال نوری در فضا امتداد دارند به وجود آورد.

انتشارات کهکشانی

همه کهکشانها انرژی را به صورت امواج مرئی و دیگر امواج الکترومغناطیس، منتشر می کنند. به ترتیب کاهش طول موج (فاصله دو تاج متوالی موج)، این پرتوها عبارتند از، امواج رادیویی، امواج فروسرخ، نور مرئی، پرتوی فرابنفش، اشعه ایکس و پرتوی گاما. همه این امواج در کنار یکدیگر طیف الکترومغناطیس را ایجاد می کنند.

منابع زیادی از انرژی در کهکشانها نهفته است. مقدار زیادی از آن مربوط به گرمای ستارگان و ابرهای گاز و غبار یا سحابی ها می باشد. تعدادی از پدیده های مهیب کهکشانی نیز مقادیر بسیار زیادی انرژی آزاد می کنند. این پدیده ها دو نوع انفجار ستاره ای را در بر می گیرند. اول) انفجارهای نواختر، که در آنها یکی از دو ستارهء ساختارهای دوتایی، به فضا گاز و غبار پرتاب می نماید. دوم) انفجارهای ابر نو اختر، که در آنها یک ستاره متلاشی شده و سپس بیشتر مواد خود را به فضا پرتاب می کند. یک ابر نواختر ممکن است که از خود جرمی فشرده و نامرئی به نام سیاهچاله بر جای گذارد. سیاهچاله آنچنان نیروی گرانش قدرتمندی دارد که هیچ چیز حتی نور نیز نمی تواند از آن عبور کند. ابر نواختر همچنین ممکن است که از خود یک ستاره نوترونی بر جای گذارد. این نوع ستاره آکنده از ذرات نوترون است. به طور طبیعی این ذرات فقط در هسته اتمها وجود دارند. برخی ابر نواختر ها نیز چیزی از خود باقی نمی گذارند.

شدت پرتوهایی که از یک ستاره در طول موجهای متفاوت منتشر می شود، به دمای سطح ستاره وابسته است. برای مثال خورشید که دمای سطحی معادل 5500 K دارد، بیشتر انرژی خود را در طیف نور مرئی گسیل می کند. به این نوع  انتشار انرژی، پرتوی حرارتی می گویند.

درصد کمی از کهکشانها که کهکشانهای فعال نامیده می شوند، مقادیر بسیار بسیار زیادی انرژی منتشر می نمایند. منبع این انرژی پدیده هایی است که در اجرام مرکزی این کهکشانها ایجاد می شود. توزیع این طول موجهای منتشر شده با ستارگان معمولی فرق می کند. به این نوع انتشار، پرتوی غیر حرارتی می گویند. قدرتمندترین منابع انتشار این تابش، اجرامی به نام کوازار می باشند. کوازارها مقادیر شگرفی امواج رادیویی، فروسرخ، فرابنفش، ایکس ری و گاما منتشر می کنند. برخی از کوازارها، که در تصاویر شبیه به ستارگانند، 1000 برابر کل کهکشان راه شیری انرژی تولید می کنند. کوازار مخفف عبارتی به معنای شبه ستاره ای (quasi-stellar) است. دراصل به معنای منبع رادیویی شبه ستاره ای می باشد. این نام در پی این حقیقت به این اجرام اطلاق گردید که نخستین بار این اجرام به واسطه انتشار امواج رادیویی شناخته شدند و بسیار شبیه ستارگان به نظر می رسیدند.

در این تصویر که توسط تلسکوپ فضایی هابل در سال 2004 تهیه شده است، می توانید کهکشانهای بسیار دوردست را به صورت نقاطی نورانی مشاهده کنید. اجرام چرخانی که مشاهده می کنید، کهکشانهای نزدیک به زمین هستند و جرم نورانی نارنجی رنگ یکی از ستارگان کهکشان خودمان است.

نوعی کهکشان مارپیچی به نام سیفرت (Seyfert) وجود دارد. این نوع کهکشان مقادیر زیادی پرتوی فرو سرخ، امواج رادیویی و اشعه ایکس منتشر می کند. این نوع کهکشانها به یاد ستاره شناس آمریکایی، کارل سیفرت (Carl K. Seyfert)، نامگذاری شده اند. وی موفق شد برای نخستین بار در سال 1943، این نوع کهکشانها را کشف نماید.

برخی از کهکشانهای فعال، فواره ها و حبابهایی از ذرات باردار الکتریکی منتشر می کنند. این ذرات شامل پروتونها و پوزیترونها با بار الکتریکی مثبت و الکترونها با بار الکتریکی منفی هستند. الکترون و پروتون ذرات تشکیل دهنده ماده می باشند اما پوزیترونها ذرات ضد ماده ها هستند. آنها ذرات ضد الکترون می باشند و جرمی معادل جرم الکترون دارند.

اینطور تصور می شود که شدت فعالیتهای کهکشانهای فعال به دلیل وجود سیاهچاله ای عظیم در مرکز کهکشان باشد. این سیاهچاله می تواند یک بیلیون بار سنگینتر از خورشید باشد. از آنجا که این سیاهچاله بسیار پر جرم و فشرده است، نیروی گرانش آن برای بلعیدن ستارگان اطراف قدرت لازم را دارد. گاز و غباری که به این صورت وارد سیاهچاله می شود، جرم دیسک موادی را که به دور سیاهچاله در گردش است، بیشتر می کند. در همین حال موادی که در گوشه درونی این دیسک قرار گرفته اند وارد سیاهچاله می شوند. ماده ضمن سقوط، انرژی خود را از دست می دهد.این انرژی به شکل دسته پرتوهایی به بیرون از کهکشان پرتاب می شوند.

راه شیری یک کهکشان فعال نیست اما یک منبع بسیار قوی تابشی در مرکز خود دارد. دلیل انتشار این تابش ممکن است سیاهچاله ای باشد که جرم آن یک میلیون برابر جرم خورشید است.

منشا کهکشانها

دو نوع تئوری اصلی در مورد منشاء کهکشانها مفروض است. سرآغاز هر دو نوع تئوری انفجار بزرگ است. انفجاریکه 10 تا 20 بیلیون سال پیش رخ داد و سرآغاز جهان شد. اندکی پس ازآن انفجار، مقادیری از گاز به یکدیگر پیوستند. سپس گرانش به آرامی آنها را به کهکشانها تبدیل نمود.

 تفاوت این دو تئوری در بیان نحوه رشد کهکشانها است. تئوری نوع اول بر این اساس است که ابتدا اجرام کوچک شکل گرفتند و از پیوستن این اجرام کهکشانها به وجود آمدند. بر اساس تئوری نوع دوم نخست کهکشانها و خوشه های کهکشانی به وجود آمده اند. سپس ستارگان و اجرام کوچک در دل این کهکشانها پدیدار شدند. با اینحال همه تئوریهای مربوط به تشکیل کهکشانها پس از انفجار بزرگ به این نتیجه رسیده اند که پس از شکل گیری نخستین کهکشانها، این روند متوقف شده و هیچ کهکشان جدیدی به وجود نیامده است یا دست کم تعداد بسیار اندکی کهکشان جدید ایجاد شده است.

ستاره شناسان مدارکی به دست آورده اند که شرایط پیش از تشکیل کهکشانها را بیان می کند. در سال 1965، دو فیزیکدان آمریکایی آرنو پنزیاس (Arno Penzias) و روبرت ویلسون (Robert Wilson)، امواج رادیویی ضعیفی را در آسمان شناسایی کردند. بر اساس تئوری انفجار بزرگ، این امواج، تشعشعات باقیمانده از انفجار بزرگ  می باشند. ابتدا چنین به نظر می رسید که قدرت این امواج از هر سوی یک اندازه است. تا اینکه در سال 1992، ماهواره ای به نام کاوشگر گذشته کائنات (COBE) تفاوتهای بسیار اندکی را در قدرت این امواج کشف کرد. این تفاوت از تفاوت چگالی مواد پس از انفجار بزرگ ناشی می شود. در قسمتهایی از فضا که چگالی بیشتر بود، نیروی گرانشی قویتری به وجود آمد. در نتیجه انبوه مواد در این مناطق شکل گرفته و با افزایش تراکم مواد، کهکشانها پدیدار شدند.

بیشتر مشاهدات ستاره شناسی به منظور تائید تئوری انفجار بزرگ صورت گرفته اند. بر اساس این تئوریها جهان همچنان در حال گسترش است. دو نوع از مشاهدات به شدت، این امر یعنی گسترش جهان را تائید می کنند. این مشاهدات ثابت می کنند که همه کهکشانها در حال دور شدن از یکدیگر هستند. علاوه بر آن، کهکشانهای دورتر از کهکشان راه شیری با سرعت بیشتری در حال دور شدن می باشند. این ارتباط مابین فاصله و سرعت کهکشانها به نام قانون هابل شناخته می شود. ادوین هابل (Edwin P. Hubble)، ستاره شناس آمریکایی، در سال 1929 این ارتباط را کشف و گزارش نمود.

ستاره شناسان سرعت حرکت کهکشانها را به کمک شیوه انتقال به سرخ (redshift) تخمین می زنند. انتقال به سرخ نوعی اندازه گیری امواج الکترومغناطیس می باشد که توسط جرمی در فضا منتشر می شود. با تجزیه نور کهکشانها، طیف آنها به دست می آید. در طیف یک کهکشان تعدادی خطوط تیره وجود دارد که بیانگر دما، چگالی و ترکیبات شیمیایی می باشند. چنانچه کهکشانی در حال دور شدن از ما باشد، این خطوط به انتهای طیف یعنی به سمت رنگ قرمز متمایل می شوند. هرچه این تمایل و انتقال به سمت رنگ قرمز در طیف بیشتر باشد، سرعت دور شدن کهکشان مورد نظر از ما بیشتر است.

انتقال به سرخ باعث می شود که خطوط جذبی طیف یک کهکشان که در حال دور شدن از ما است، به سمت رنگ قرمز گرایش پیدا کنند. اگر کهکشانی نسبت به کره زمین ثابت بود، خطوط جذبی آن به شکلی بود که در نمودار بالاتر می بینید.
عکس از
World Book diagram

دانشمندان با بررسی درخشش یک کهکشان و یا بررسی مقدار درخشش اجرام خاصی مانند ستارگان متغیر و ابر نواخترها در آن، فاصله بین کهکشانها را تخمین می زنند.

تکامل کهکشانهای مارپیچ

ستاره شناسان نمی توانند به درستی بفهمند که مارپیچهای کهکشانی چگونه تکامل یافته و هنوز وجود دارند. معما زمانی آشکار می شود که درباره چرخش این کهکشانها فکر کنیم. چرخش این کهکشانها بسیار شبیه به خامه روی سطح فنجان قهوه است. بخش مرکزی کهکشان تقریبا مانند یک چرخ، می چرخد و بازوها به دنبال آن. یک بازوی مارپیچ در حال گردش حول مرکز را تصورکنید که در هر 250میلیون سال یکبار گردش خود را کامل می کند، مانند بازوهای کهکشان راه شیری. بعد از چند بار گردش، احتمالا ظرف 2 بیلیون سال، این انتظار می رود که عمر بازوی مارپیچ به پایان رسیده و شکل خود را از دست بدهد. اما تقریبا همه کهکشانهای مارپیچی عمری بیش از 2 بیلیون سال دارند!.

یک راه حل برای این معما ارائه شده و آن این است که تفاوت نیروی گرانش در این نوع از کهکشانها می تواند ستارگان، غبار و گاز موجود را بکشد و یا هل دهد. این فعالیت باعث به وجود آمدن موجهایی می شود که شبیه به امواج صوتی می باشند. از آنجا که کهکشان در حال گردش است این امواج در یک مسیر مارپیچ حرکت می کنند و باعث تراکم چگالی در این مسیرهای مارپیچ می شوند.

 (به نقل از آسمان پارس)

+ نوشته شده در  جمعه 8 تیر1386ساعت 10:48  توسط محمد حسین باقریان | 
 زمانی اخترشناسان بر این باور بودند که تنها سیاهجاله ها هستند که می توانند جت هایی از ماده را فوران کنند 

زمانی اخترشناسان بر این باور بودند که تنها سیاهجاله ها هستند که می توانند جت هایی از ماده را فوران کنند. تغییرات به سبب وجود افق رویداد، و فقدان ماده در نگاه به آن تمام این موارد وجود سیاهچاله را تایید می کنند، اما، اکنون ستاره ای نوترونی دارای تمام این موارد است.

این ها داده هایی ثبت شده توسط رصدخانه پرتو ایکس ناسا (چاندرا) است این تصویر در سیستم X-1صورت فلکی دوپرگار ثبت شده است. درحقیقت این یک سیستم دونایی، شامل ستاره ای فوق العاده پرجرم تر از خورشید و ستاره ای نوترونی است. در این سیستم ستاره نوترونی از ماده ستاره پرجرم تغذیه می کند و سبب می شود تا مواد در دیسکی اطراف ستاره نوترونی گردهم آیند. در این فرآیند ماده زیادی از ستاره پرجرم مصرف می شود تا از رشد دیسک در ستاره نوترونی پشتیبانی کند و در نهایت دیسک چنان داغ می شود که در طیف پرتو ایکس شروع به تابش می کند.

در این هنگام مرکز دیسک توسعه یافته شروع به فعالیت می کند و مانند  موتوری قدرتمند مواد داغ را همچون جتی بلند از قطبین به بیرون فضا پرتاب می کند، این پدیده فقط در سیاهچاله ها رخ می دهد اما این بار در یک ستاره نوترونی حادث

شده است.

در تصویر چاندرا (بالا، چپ) می توانید مخروطی را در دو طرف ستاره نوترونی مشاهده کنید. ستاره نوترونی بر گرد محور آن در چرخش است و جت های بلندی از مواد را از خود به بیرون پرتاب می کند.

 

(به نقل از اسمان پارس)

+ نوشته شده در  جمعه 8 تیر1386ساعت 10:45  توسط محمد حسین باقریان | 
 آیا انسان تنها ناز پرورده این جهان است ؟ 

منظومه شمسی ما با بیشتر منظومه های سیاره ای شناخته شده در اطراف ستاره های دیگر تفاوت دارد، چون به شیوه دیگری شکل گرفته است. اگر چنین باشد، سیارات زمین مانند بسیار نادر هستند. اخترشناسان پس از بررسی مشخصات حدود 100 منظومه سیاره ای و بررسی دو روش شکل گیری سیارات اعلام کردند که منظومه شمسی ما به راستی مظومه ای خاص است. در منظومه ما مدار همه سیارات بزرگ، تقریبا دایره ای است و چهار سیاره غولپیکر در فاصله زیادی از خورشید قرار دارند. اما بیشتر سیاره های فرا خورشیدی کشف شده غول های مشتری مانند هستند که به ستاره مادرشان نزدیک اند و مدارشان، بیضی بسیار کشیده ای است. دو توضیح برای این یافته ها وجود دارد. اول اینکه احتمالا فرایندهای شکل گیری سیارات متعدد است و فرض اخترشناسان مبنی بر اینکه همه سیارات مثل هم شکل می گیرند اشتباه بوده است. در شبیه سازی شکل گیری سیارات منظومه شمسی، سیارات غولپیکر همچون مشتری، با گرد آمدن گاز در در اطراف هسته های سنگی – صخره ای (مانند زمین) شکل می گیرند. این هسته اولیه در محیط سرد دور از ستاره در ابر اولیه، با گرانش خود، گازها را به طرف خود می کشد و لایه ی ضخیمی از گاز اطراف ستاره، هسته را می پوشاند. اما نزدیکتر به ستاره به دلیل حرارت بالا و بادهای شدید خورشیدی، هسته های صخره ای توان به دام انداختن گازها را ندارند و به شکل سیارات زمین مانند باقی می مانند. 

                                                                                        

 

نظریه پذیرفته تر این است که سیارات غولپیکر فراخورشیدی، مستقیما از رمبش گرانشی گازها شکل می گیرند. در این داستان هسته های صخره ای سیارات زمین مانند، اصلا شکل نمی گیرند. اگر این نظریه برای همه سیاره های فراخورشیدی درست باشد، پس بیشترشان سیاره زمین مانندی که بتواند میزبان حیات آشنای ما باشد، ندارند. البته نتیجه هنوز قطعی نیست و شاید توضیح دیگری برای تفاوت های ظاهری میان منظومه های فراخورشیدی باشد. ماهیگیری را تصور کنید که نتیجه می گیرد همه ماهی ها بزرگتر از 10 سانتی متر هستند، چون این مقدار اندازه شکاف های تورش است. این شاید همان اتفاقی باشد که برای جستجوگران سیاره های زمین مانند می افتد. ابزارهای ما هنوز نتوانسته اند این سیارات خرد را بیابند. شاید حدود 3 تا 4 سال دیگر وقت لازم باشد تا اخترشناسان به قدرت رصدی مناسبی دست یابند که بفهمند کدام نظریه درست است.   

                        (به نقل از آسمان پارس)                                                               
+ نوشته شده در  جمعه 8 تیر1386ساعت 10:44  توسط محمد حسین باقریان | 

مركز نجوم و ستاره شناسي تهران روز چهارشنبه وقايع نجومي تيرماه سال جاري را اعلام كرد.

مدير مركز نجوم و ستاره‌شناسي تهران در اين خصوص به‌خبرنگار ايرنا مركز استان تهران افزود: رگبارهاي شهابي حوا، دلتاي دلوي، حوت جنوبي و آلفاي جدي از وقايع نجومي خرداد ماه جاري است.

"سيدداوود جبلي" گفت: قرار گرفتن كره ماه در صورت فلكي سنبله در جنوب غرب آسمان(اول تيرماه)، مقارنه كره ماه و ستاره سماك اعزل در جنوب غربي آسمان با جدايي زاويه‌اي چهار درجه (سوم تيرماه)، قرار گرفتن ظاهري ماه در صورت فلكي عقرب (پنجم تا هفتم) و واقع شدن كره ماه در صورت فلكي قوس (نهم تير) از ديگر وقايع نجومي اين ماه است.

وي، ‪ ۲۶‬تير قرار گرفتن ماه در صورت فلكي اسد، مقارنه كره ماه و سياره زهره، ‪ ۱۰‬تير مقارنه سياره زهره با سياره زحل، غروب سياره زهره در ابتداي شب در سمت غرب آسمان از ساعت ‪ ۲۳‬در آغاز ماه و رسيدن زمان غروب آن تا آخر تير به حدود ساعت ‪ ۲۱‬و ‪ ۴۰‬را از ديگر وقايع نجومي اين ماه عنوان كرد.

جبلي اظهار داشت: طلوع سياره مشتري و قابل مشاهده بودن آن از ابتداي شب تا صبح را از ديگر وقايع نجومي اين ماه بوده كه طي آن سياره مشتري در اول تيرماه حدود ساعت ‪ ۱۸‬و ‪ ۵۰‬دقيقه طلوع كرده و اين زمان به تدريج كاهش مي‌يابد و تا پايان تير به ساعت ‪ ۱۶‬و ‪ ۴۰‬دقيقه مي‌رسد.

وي خاطر نشان كرد: سياره زحل نيز در اول تيرماه حدود ساعت ‪ ۲۳‬و ‪۲۰‬ دقيقه غروب كرده و اين زمان به تدريج كاهش مي‌يابد و در پايان تيرماه به ‪ ۲۱‬و ‪ ۳۰‬دقيقه مي‌رسد كه اين واقعه نجومي در اوايل شب در غرب آسمان قابل مشاهده است. ك/‪۳‬

منبع : ایرنا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 تیر1386ساعت 22:14  توسط محمد حسین باقریان | 
به نظر می رسد که در سال 1408 سیارکی به زمین برخورد کند. هر چند احتمال برخورد بسیار کم است اما  

خطر برخورد خرده سیاره ای سرگردان همواره حیات روی زمین را تهدید می کند. به طور میانگین در هر هزار سال صخره ای 100 متری با زمین برخورد می کند که اگر به مناطق پر جمعیت اصابت نماید، می تواند شهری را نابود سازد. در هر یک میلیون سال برخورد سیارکی به قطر یک کیلومتر و در هر صد میلیون سال برخورد سیارکی به قطر 6 تا 10 کیلومتر حیات سراسر زمین را تهدید می کند. با توجه به احتمال برخورد سیارکی نزدیک به زمین به نام " آپوپیس " در سال 1408( 2029 )، هر چند احتمال بسیار کم است، از حالا سازمان های فضائی راه حل هائی را برای رویاروئی با چنین مهمانان ناخوانده ای مطرح می کنند. به تازگی سازمان فضائی اروپا( اسا ) طرحی بر مبنای دو فضاپیما به نام های " هیدالگو " و " سانچو " را برای انحراف آزمایشی یک سیارک بی خطر، مطرح کرده است. هیدالگو با سرعت زیاد به سیارک برخورد می کند و سانچو از فاصله امنی اثرات برخورد و تغییرات اندک مدار سیارک را بررسی می کند. البته سانچو پیش از فضاپیماهای دیگر به سیارک هدف می رسد و چندین ماه به نقشه برداری دقیق آن می پردازد. در حال حاضر دو سیارک هدف مورد نظر است و تا اواخر سال جاری یکی انتخاب خواهد شد. پس از آن آماده سازی و ارسال فضاپیما مشخص خواهد شد. 

                                                                                       
به نقل از آسمان پارس
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 تیر1386ساعت 11:30  توسط محمد حسین باقریان | 
بحث و بررسي پيرامون هلال هاي جوان هلال ماه بحثي جالب و جذاب است. اين اهميت براي ما مسلمانان از جنبه اي ديگر نيز قابل بررسي است و آن اينكه بسياري از اعمال عبادي ما ، كه هماهنگ با ماه قمري است ، به رؤيت هلال ارتباط مستقيم دارد كه اهميت بحث پيرامون اين مطلب را برايمان روشن مي سازد. 
 
مقدمه:
بحث و بررسي پيرامون هلال هاي جوان هلال ماه بحثي جالب و جذاب است. اين اهميت براي ما مسلمانان از جنبه اي ديگر نيز قابل بررسي است و آن اينكه بسياري از اعمال عبادي ما ، كه هماهنگ با ماه قمري است ، به رؤيت هلال ارتباط مستقيم دارد كه اهميت بحث پيرامون اين مطلب را برايمان روشن مي سازد.
 اميد است كه مقاله پيش رو شروعي بر افزايش اطلاعات ما در زمينه هلال ماه باشد.
 
اصطلاحات مربوط به رؤيت هلال ماه
مقارنه : به زماني گفته مي شود كه اختلاف طول دايره البروجي ماه و خورشيد دقيقاً برابر صفر درجه باشد.
در واقع زماني را گوييم كه دو جرم آسماني (همانند ماه و خورشيد) كمترين فاصله(جدايي زاويه اي) را در حين يكبار چرخش ظاهري به دور خورشيد داشته باشد.
 
سن ماه: به مدت زمان گذشته از زمان مقارنه ماه و خورشيد اطلاق مي شود.
سن ماه يكي از مهمترين پارامترها(عوامل) براي رؤيت پذيري هلال ماه مي باشد. هرچه سن هلالي كمتر باشد با تاثير گذاري بر عوامل ديگر از جمله جدايي زاويه اي رؤيت هلال را سخت و سخت تر مي كند.
به هلال هايي با سن كمتر از 20 ساعت هلال هاي جوان ، بين 20 تا 24 ساعت هلال هاي ميان سال و بالاتر از 24 ساعت هلال هاي پير مي گويند.
 
جدايي زاويه اي: اصطلاحاً به زاويه اي گفته مي شود كه از تلاقي دو خط فرضي كه نقطه تلاقي آن چشم ناظر و دو سر ديگر اين خطوط  دو جرم سماوي مورد نظر است ،بدست مي آيد.
در بحث جدايي زاويه اي مبحثي به نام حد دانژون وجود دارد كه به بحث پيرامون آن مي پردازيم.
دانژون ، دانشمند فرانسوي ، با تحقيق بر روي ماه و سطح آن به اين نظر دست يافت كه اگر جدايي زاويه اي ماه از خورشيد كمتر از 7 درجه باشد اصولاً هلالي تشكيل نمي شود تا ديده شود. او دليل اين امر را ارتفاعات و پستي و بلندي هاي ماه دانست.
اگر بر فرض سطح ماه كاملاً صاف همانند يك توپ گرد بود ، آنگاه با كمترين جدايي زاويه اي از خورشيد مي توانستيم براي ماه هلالي فرض كنيم. اما به علت وجود ارتفاعات در لبه ماه نور نمي تواند به چشم راصد برسد در نتيجه اصولا هلالي شكل نمي گيرد. تا زمان حال هلالي كمتر از اين حد ديده نشده تا اين نظر رد شود يا تغيير يابد.
 
مدت مكث ماه : در بحث رؤيت هلال ماه به مدت زمان بين غروب خورشيد تا غروب ماه مدت مكث ماه مي گويند. اين پارامتر نيز نقش مهمي در رؤيت پذيري هلال ايفا مي كند، زيرا هر چه اين مدت زمان بيشتر باشد لحظه به لحظه بر تاريكي هوا افزوده مي شود و در نتيجه هلال راحت تر ديده خواهد شد. در واقع هلال هنگامي ديده مي شود كه تضاد رنگي بين زمينه آسمان و هلال ايجاد شود. در هنگام روز اين تضاد رنگي بسيار كم است به همين دليل با تاريك شدن هرچه بيشتر آسمان اين تضاد رنگي افزايش يافته و در نتيجه ي آن هلال راحت تر ديده مي شود.
 
 
طول كمان هلال: در واقع اگر محيط ماه را يك دايره فرض كنيم به زاويه اي كه دو نوك هلال،كه بر روي اين دايره قرار دارند، با مركز ايجاد مي كند طول كمان هلال مي گويند.
 
فاز(سطح روشن) ماه: به ميزان سطح روشن ماه نسبت به كل سطح قابل رؤيت ، فاز ماه گويند. فاز ماه را بصورت عددي بين صفر تا 01/0 نمايش مي دهند كه فاز صفر(0%) مربوط به زمان مقارنه و فاز 01/0 (يا 100%) مربوط به ماه كامل (بدر) است.
 
شماره ماه گرد اسلامي : شماره ماه در تقويم هجري قمري است يعني تعداد ماه هاي گذشته از اول محرم سال هجرت پيامبر اكرم (ص) از مكه به مدينه.
 
شماره ماه گرد نجومي (شماره ماه گرد Brown) : اين ماه بر اساس تعداد ماه هاي گذشته از 16 ژانويه 1923 ميلادي به افتخار كارهاي ارزشمند Ernest Brown   (1938-1866) تعريف مي شود.
 
 
براي رصد هلال ماه چه بايد كنيم؟
1 - انجام محاسبات
براي رصد هلال شامگاهي بايد مشخصات ماه را براي لحظه غروب خورشيد محاسبه كنيم.
امروزه براي انجام اين محاسبات از نرم افزارهاي رايانه اي با دقت بسيار بالا استفاده مي شود كه علاوه بر دقت بالا سرعت محاسبه را بسيار بالا مي برد. در محاسبات ما بايد مقادير پارامتر هايي مانند سن ماه ، جدايي زاويه اي ، مدت مكث ، طول كمان ، فاز ماه ، ضخامت مياني ، اختلاف سمت ماه با خورشيد و ... را براي منطقه رصد مورد نظر در لحظه غروب خورشيد را استخراج كنيم.
در نهايت نيز سمت و ارتفاع ماه را حداكثر به ازاي هر 5 دقيقه محاسبه مي كنيم تا بتوانيم مكان ماه را در لحظات مختلف بيابيم.
2-انتخاب منطقه رصد
يكي از مهمترين عوامل رؤيت پذير بودن هلال انتخاب منطقه رصدي مناسب است . به طوري كه شرح خواهيم داد اين عامل بسيار بر رؤيت پذير بودن يك هلال تاثير گذار خواهد بود.
يك رصدگاه مناسب بايد ويژگي هاي خاصي داشته باشد كه سعي مي كنيم به طور اجمالي به شرح چند ويژگي بپردازيم.
الف – وضعيت افق رصدگاه:
شايد مهمترين ويژگي يك رصدگاه مطلوب بودن افق رصدگاه است. مطلوب بودن يعني اينكه در مكاني كه ماه بايد رؤيت شود حتي الامكان موانعي همانند كوه و درخت و ... كمتر وجود داشته باشد و يا حداقل ارتفاع اين موانع به صفر نزديك باشد. البته وجود موانع با ارتفاع بسيار كم و در فاصله بسيار دور بطوري كه مانعي به حساب نيايد ، مي تواند راهنماي بسيار خوبي براي رؤيت هلال باشد مثلاً مي توان از آنها به عنوان شاخص سمت استفاده نمود.
لازم به ذكر است كه افق صفر افقي است كه جدايي زاويه اي لبه افق در هر قسمت تا سمت الراس 90 درجه باشد. به عنوان مثال هنگامي كه از ساحل به دريا نگاه مي كنيم به افقي تقريبا صفر نگاه كرده ايم . البته افق هاي منفي نيز وجود دارد كه در ويژگي هاي ديگر رصدگاه به آن مي پردازيم.
 
ب – ارتفاع رصدگاه:
هر چه ارتفاع رصد گاه از سطح دريا بيشتر باشد آن وقت رصدگاه چند مزيت پيدا مي كند.
اولاً ارتفاع موانع افق رصدگاه كم مي شود به طوري كه گاهي مي توانيم زير افق(افق منفي) را - كه در حالت عادي و در شرايطي كه روي زمين با ارتفاع كم از دريا هستيم نمي توانيم ببينيم - مشاهده كنيم.پس كمترين فايده يك رصدگاه كم شدن موانع رصدي است.
ثانياً اثر پديده شكست نور نيز بيشتر مي شود و در نتيجه آن بخت رؤيت پذيري هلال افزايش مي يابد و حتي هنگامي كه ماه به طور حقيقي غروب كرده است به علت پديده شكست زمان بيشتري مي توانيم هلال را مشاهده كنيم.
ثالثاً به علت رقيق شدن جو ،اثر كم شدن نور جسم كمتر مي شود و همچنين به علت وجود آبادي هاي كمتر در ارتفاعات و دور بودن از شهرها گرد و غبار نزديك افق كمتر خواهد بود.
 
ج – وضعيت جوي رصدگاه:
مطمئنا براي هر رصد نجومي ، از جمله رصد هلال ، آسماني ابري يا نيمه ابري مطلوب نخواهد بود. در نتيجه براي رصد هلال مناطقي توصيه مي شود كه داراي ثبات جوي نسبتا خوبي باشند. همچنين عواملي مثل رطوبت نيز در بررسي وضعيت جوي رصدگاه مورد مطالعه قرار مي گيرند زيرا مثلا وجود رطوبت در هوا باعث متفرق كردن (پراش) نور به اطراف و در نهايت تضعيف نور رسيده از هلال به چشم راصد مي شود.
 
د – وضعيت نوري  رصدگاه:
معمولا براي رصدهاي نجومي مناطقي مناسب است كه از منابع نوري فاصله داشته باشد. در مورد رصد هلال نيز بهتر است به اين موضوع نيز توجه كنيم. البته اين عامل نقش كمتري را بر رؤيت هلال ايفا مي كند ولي مي توان نقش آن را در هلال هاي بحراني مشاهده كرد.
 
 
 
 3-انتخاب ابزار آلات رصدي:
امروزه استفاده از ابزارهاي رصدي براي رصد هلال بسيار اهميت يافته است. در گذشته تنها وسيله رصدي براي رصد هلال ، دو چشم سالم راصد بود. اما امروزه و پس از ساخت دوربين هاي پيشرفته از اين ابزارها بسيار استفاده مي شود بطوري كه هلال هايي مشاهده مي شوند كه به جز با ابزار ديده نخواهند شد.
 
الف – دوربين دوچشمي :
رايجترين ابزارها براي رصد هلال ماه دوربين هاي دوچشمي هستند.اين ابزار برخلاف تصور بسيار كارا است. چند ويژگي خاص اين ابزار را تا اين حد مؤثر و كارا كرده است. شايد مهمترين و بارزترين ويژگي آن ميدان ديد وسيع آن باشد. علاوه بر ميدان ديد وسيع آن ، كه گاهي به حدود 5 درجه نيز مي رسد ، كار كردن با آن نيز راحتتر است زيرا از هر دو چشم راصد براي رصد استفاده مي شود. اين كار چند مزيت دارد. اولاً باعث خستگي يك چشم نمي شود. ثانياً باعث افزايش توان جمع آوري نور و توان تفكيك شده كه در نتيجه آن هلال راحتتر رؤيت مي شود.
هرچه قطر عدسي دوربين دوچشمي بزرگتر باشد توان جمع آوري نور آن بيشتر خواهد بود.
يك دوربين دو چشمي با دو ويژگي شناخته مي شود. يكي قطر عدسي شيئ و ديگري بزرگنمايي دوربين. شيوه نمايش اين دو ويژگي به اين شكل است كه ابتدا بزرگنمايي دوربين را مي نويسند و پس از علامت ضربدر قطر عدسي را بر حسب ميلي متر نشان مي دهند. مثلاً اگر روي دوربيني نوشته شده باشد 70×15 يعني اينكه بزرگنمايي دوربين 15 برابر و قطر عدسي شيئ آن برابر 70 ميلي متر (7 سانتي متر) است.
يكي ديگر از ويژگي هاي اين ابزار داشتن استقرار سمت – ارتفاعي است. از آنجايي كه شخص راصد در پشت دوربين قرار مي گيرد (بر خلاف تلسكوپ) منطقه مورد جستجو را نيز مي تواند در جلوي خود ببيند و راحتتر مي تواند دوربين را هدايت كند.
در ضمن دوربين هاي دوچشمي از وضوح تصوير بالايي نسبت به تلسكوپ هاي بازتابي برخوردارند كه علت آن انكساري بودن آنها است.
البته دوربين هاي دوچشمي معايبي نيز دارند. يكي از مهمترين اين معايب اندازه قطر عدسي شيئ آنها است كه به مراتب كوچكتر از تلسكوپ ها است و همين عامل باعث مي شود كه تلسكوپ ها قدرت جمع آوري نور بيشتري را داشته باشند.
يكي ديگر از معايب اين ابزارها اين است كه اگر هر يك از چشمي ها از تنظيم (فوكوس) خارج شود تار شدن تصوير نهايي و همچنين خستگي چشم مي شود.البته درست است كه در تلسكوپ ها اين نقص وجود ندارد ولي به علت اينكه فقط يك چشم درگير رصد است چشم ها زودتر خسته مي شوند.
در ويژگي هاي دوربين دوچشمي ذكر كرديم كه استقرار سمت – ارتفاعي يك امتياز براي اين ابزارها به حساب مي آيند. البته اين حرف تا حد زيادي درست است ولي امروزه با استفاده از رايانه ها و اتصال تلسكوپ ها با سيستم استوايي به آنها هدايت دقيق ابزارها به مراتب آسانتر شده است. در اين حالت كافي است كه استقرار استوايي به طور دقيق تنظيم شود و پس از آن با استفاده از بعد و ميل ماه به تعقيب آن مي پردازيم تا هلال را شكار كنيم. البته تنها اشكال اين روش آن است كه تنظيم دقيق اين سيستم سخت است و براي هلال هايي توصيه مي شوند كه اهميت خاصي داشته باشند.
  دوربين دوچشمي و بطور كل دوربين هاي انكساري داراي كجنمايي رنگي در لبه ها هستند پس اگر هلالي در هنگام جستجو در ميدان ديد ولي در لبه ها قرار بگيرد ، احتمال رؤيت آن كاهش مي يابد.
با توجه به نقص هايي كه در دوربين هاي دو چشمي وجود دارد هنوز هم يكي از پركاربردترين ابزارها در مبحث هلال است.
 
ب– تلسكوپ ها :
يكي ديگر از ابزارهايي كه در رصد هلال به وفور از آن استفاده مي شود تلسكوپ ها هستند. اين ابزار نه تنها در هلال بلكه در تمام قسمت هاي نجوم رصدي استفاده مي شود. بطور كلي مي توان گفت نقص هايي كه در دوربين دوچشمي وجود دارد ، يا در تلسكوپ ها وجود ندارد و يا جزء محاسن آن به حساب مي آيد.
همانطور كه در قسمت دوربين دوچشمي گفتيم قطر عدسي شيئ اين دوربين ها معمولاً زياد نيست در حالي كه تلسكوپ هايي با قطر بزرگتر وجود دارند كه نتيجه آن بالا رفتن توان جمع آوري نور است. هم اكنون رصدگران ايراني معمولاً از تلسكوپ هايي با قطر دهانه 6 ، 8 و حتي 14 اينچ استفاده مي كنند.
همچنين بحث كجنمايي رنگي در تلسكوپ هاي بازتابي به علت ماهيتشان مطرح نيست.
با توجه به نكات گفته شده تلسكوپ هاي مجهز به استقرار استواييِ تنظيم شده رصد هلال را بسيار راحت مي كند البته به شرط اينكه دقيقاً تنظيم شده باشند.
در ضمن از آنجايي كه تلسكوپ ها داراي بزرگنمايي متغيير هستند كاركرد وسيع تري نسبت به دوربين هاي دوچشمي دارند. مثلاً به تجربه ثابت شده است كه براي رصد هلال هاي جوان و نازك ، بزرگنمايي زياد (در حد 40 الي 50 برابر) نتيجه بهتري مي دهد.
تلسكوپ هاي بازتابي نواقصي نيز دارند كه دوربين هاي دوچشمي يا تلسكوپ هاي شكستي اين نواقص را ندارند.
 مثلاً ميدان ديد در اين نوع تلسكوپ ها به مراتب كمتر از دوربين هاي دوچشمي است.
تلسكوپ ها به نسبت گرانتر از دوربين ها هستند به همين جهت بسياري از رصدگران دوربين هاي دوچشمي را ترجيح مي دهند.
با توجه به نواقصي كه تلسكوپ ها دارند امروزه از تلسكوپ ها به طور چشمگيري استقبال مي شود.
 
ج– تئودوليت :
اين ابزار يكي از ابزارهاي مهندسي محسوب مي شود و مبناي كار آن اينگونه است كه دوربيني با بزرگنمايي خاصي روي پايه اي كه داراي درجه بندي دقيق سمت و ارتفاع است قرار دارد. بدين طريق مي توان مكان ماه را با استفاده از سمت و ارتفاع آن به طور دقيق پيدا كرد. جديداً از اين وسيله براي پيدا كردن هلال در روز بسيار استفاده مي شود.
 
چگونه هلال ماه را رصد كنيم؟
با توضيحاتي كه داده شد پس از انجام محاسبات ، انتخاب مكان و ابزار رصد حال موقع آن است كه در رصدگاه حاضر شويم و كار را شروع كنيم . اما چگونه ؟
در اين بخش سعي مي كنيم روش هاي مختلفي را براي رصد هلال معرفي كنيم. البته انتخاب روش به عواملي ارتباط دارد كه ذكر خواهيم كرد.
ابتدا بايد در زمان خاصي در رصدگاه حاضر شويم. اين زمان براي هلال هاي شامگاهي بايد قبل از غروب خورشيد باشد.
 
روش هاي جستجوي هلال ماه :
الف) روش جاروب افقي : اين روش ساده ترين روش جستجوي هلال است كه معمولاً اكثر رصدگران از اين روش استفاده مي كنند. در اين روش سيستم پايه سمت – ارتفاعي است. ابتدا با توجه به ارتفاع و سمت ماه در هر لحظه مكان تقريبي ماه را پيدا مي كنيم. سپس ابزار را به آن سمت نشانه مي رويم. پس از آن از درون چشمي نگاه مي كنيم و در همين حال محور ارتفاع را ثابت و محور سمت را آزاد مي كنيم. در اين حالت ابزار در يك ارتفاع ثابت تنها مي تواند در سمت جابجا شود. ابزار را به آرامي به صورت افقي جابجا مي كنيم. بايد توجه داشت كه تمام نقاط را بايد به دقت جستجو كرد و پس از اطمينان از رؤيت نشدن هلال در نقطه اي به نقطه بعدي توجه كنيم. پس از بررسي حدود 5 درجه از مكان احتمالي ماه ( از هر طرف ) ضامن ارتفاع را آزاد مي كنيم و ارتفاع را كمي كاهش يا افزايش مي دهيم. آن قدر اين كار را انجام مي دهيم تا تمام مناطق احتمالي رؤيت شدن هلال را پوشش داده شود. حال بايد منتظر رؤيت هلال باشيم.
مسير حركت مركز ابزار رصدي به شكل زير مي تواند باشد.
 

 
اين روش يكي از ابتدايي ترين روشها در رصد هلال با ابزار است كه البته به علت  دقت كم براي رصد هلال هاي بحراني كارا نيست.
 
ب) روش اجرام هم ميل : در اين روش كار كمي سخت تر است. بهتر است سيستم پايه استوايي باشد ولي اگر سيستم سمت – ارتفاعي بود قابل اجرا است ولي كمي كار سخت تر مي شود. نحوه كار به اين شكل است كه ابتدا بهترين زمان رصد هلال را حدس مي زنند. سپس ميل ماه را بدست مي آورند. پس از آن به وسيله نرم افزار هاي نجومي اجرامي را كه داراي اين ميل هستند را پيدا مي كنند. مثلاً ستارگان به نسبت پرنور ، سيارات و يا اجرام غير- ستاره اي مانند سحابي ها. در نهايت شب قبل از رصد هنگامي كه سمت و ارتفاع جرم هم ميل برابر با سمت و ارتفاع ماه در بهترين زمان رؤيت است به طرف آن جسم نشانه مي رويم و آن را در مركز ميدان ديد قرار مي دهيم. پس از آن ديگر ابزار نبايد تغيير كند. سپس در زمان رصد هلال بايد منتظر نمايان شدن ماه باشيم. اگر سيستم استوايي باشد در صورت نمايان نشدن هلال تا آن زمان ، مي توان باز هم هلال را تعقيب كرد تا شايد بتوان هلال را قبل از غروبش رؤيت كرد.
 
ج) رصد هوايي : اين نوع رصد ، يك رصد كاملاً ويژه است و فقط در شرايط خاص استفاده مي شود زيرا در اين روش بايد از هواپيما استفاده كرد. گاهي اوقات پيش مي آيد كه شرايط براي رصد در روي زمين مناسب نيست و هلال نيز اهميت دارد (مانند هلال هاي رمضان و شوال) ، در اين حالت از اين روش استفاده مي كنند زيرا عوامل مزاحمي مثل هواي ابري ، گرد و غبار و ... وجود ندارد و در صورتي كه هواپيما (مخصوصاً شيشه هاي آن) مناسب باشد مي توان هلال را رصد كرد.
 
د) جستجوي هلال با موتور ردياب (روش بعد و ميلي) : اولاً اين روش روي ابزارهايي كاربرد دارد كه داراي سيستم استوايي باشد. ثانياً سيستم پايه بايد به طور كاملاٌ دقيق تنظيم شود چون در صورت تغيير اندك ابزار ، هلال ديگر در ميدان ديد نخواهد بود. در اين روش با مراجعه به نرم افزارهاي نجومي بعد و ميل ماه را بدست مي آورند و سپس ابزار را با اين اعداد (بعد و ميل) به سمت ماه نشانه مي روند. اين روش معمولاً براي ابزارهايي استفاده مي شود كه در يك رصدخانه قرار دارند زيرا اين ابزارها ثابتند و به طور دقيق تنظيم شده اند.
با توضيحاتي كه داده شد اين روش در ايران به علت نبود رصدخانه ها در مكانِ مناسبِ رصد هلال ، تقريبا استفاده نمي شود.
 
به هر حال انتخاب روش رصد ارتباط مستقيمي به ابزار رصد ، اهميت هلال و تجربه رصدگر دارد كه با توجه به نكات گفته شده بهترين گزينه انتخاب مي شود.
 
 
در پايان بايد گفت كه تجربه ، حرف اول را در رصد هلال مي زند و يك رصدگر هلال بايد تجربه خود را افزايش دهد تا با انتخاب بهترين گزينه ها
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 تیر1386ساعت 12:49  توسط محمد حسین باقریان | 
به نظر می رسد که اوضاع و احوال ستاره اتا - حمال در حال دگرگونی است  

به نظر می رسد که اوضاع و احوال ستاره جنوبی، اتا – حمال( کارینا )، یکی از شگفت انگیزترین ستاره های کهکشان ما در حال تغییر و تحول است. این ابرغول آبی جرمی معادل 100 برابر جرم خورشید دارد( مرز پرجرم ترین ستاره های موجود در عالم ) و نیروی خروجی آن در مدت 6 ثانیه برابر نیروی خروجی خورشید در مدت یک سال است ! در دهه 1840 میلادی این ستاره با پرتاب انفجاری ماده ای به جرم 5 تا 15 برابر جرم خورشید ناگهان چنان درخشان شد که مدتی دومین ستاره پر نور آسمان شب پس از شباهنگ بود. اما درخشندگی بسیار و فوران های عظیم ماده فقط بخشی از داستان بود. تغییرات اخیر در سحابی صورتی رنگ اطراف این ستاره، مدرک معتبری است بر اینکه این ستاره، بسیار بیشتر از آنچه تصور می شد شگفت انگیز است. این ستاره یک ستاره پر جرم نیست. بلکه دو ستاره است. بسیاری از اخترشناسان از سال 1375 بر این باور بودند که اتا – حمال یک ستاره دوتایی است. آنها دریافتند که هر 5.5 سال یکبار تغییرات محسوس و کوتاهی در طیف این ستاره نمایان می شود.                 

               
 
تازه ترین تصویر تلسکوپ فضایی چاندرا از کارینا
 
احتمالا همدمی در مداری بیضوی هر از گاهی به ستاره اصلی نزدیک می شود و برخورد بادهای دو ستاره بر خصوصیت کل مجموعه اثر می گذارد. این باور دانشمندان در اواخر سال 1377 که تغییرات پیش بینی شده رخ دادند، قوت گرفت. تغییرات اخیر اتا – حمال اوایل تابستان 1382 دوباره طبق پیش بینی ها رخ دادند. در آن زمان رصدهای تلسکوپ فضائی هابل با دوربین پیرفته نقشه برداری در نور فرابنفش، سایه ای ضعیف و اثراتی بر درخشندگی ستاره را آشکار کرد که نشان از عبور ستاره همدم از مقابل ستاره اصلی داشت. احتمالا نور فرابنفش ستاره همدم، گازهای سحابی اطراف ستاره را گرم و یونیزه می کند و نواری از نور فرابنفش به طول چند ثانیه قوس شکل می دهد. رصدها تقریبا دانشمندان را مطمئن می کرد که اتا – حمال یک ستاره دوتایی است. جرم ستاره اصلی حدود 100 تا 150 برابر خورشید و جرم همدم حدود 30 تا 60 برابر خورشید است. همدم در مداری بسیار کشیده که تقریبا موازی خط دید ماست به دور ستاره اصلی می گردد. به تازگی تلسکوپ فضایی اسپیتزر به سوی این ستاره شگفت انگیز نشانه رفت است و نمایی زیبا را از آن به تصویر کشیده است که آن را در بالا مشاهده می کنید.
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 تیر1386ساعت 12:47  توسط محمد حسین باقریان | 

 

دومین جشنواره ملی ساعت های آفتابی ایران در پارک سئول تهران برگزار شد. در این جشنواره که به همت شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران تدارک دیده شده بود، ساعت های آفتابی گوناگونی از سراسر ایران گردآوری شد. اين مطلب گزارشي است از برگزاري اين جشنواره.
 
آخرین روز بهار، ۳۱ خرداد سال ۱۳۸۶، دومین جشنواره ملی ساعت های آفتابی ایران در پارک سئول تهران برگزار شد. در این جشنواره که به همت شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران تدارک دیده شده بود، ساعت های آفتابی گوناگونی از سراسر ایران گردآوری شد. در کنار ساعت های آفتابی آورده شده به جشنواره، بخشی نیز به پوستر ساعت های آفتابی ای تعلق داشت که امکان انتقال آن ها برای شرکت در جشنواره نبود. ساعت ۱۰ صبح همزمان با شروع نمایشگاه ساعت های آفتابی این جشنواره، آقای دکتر منصور وصالی، رییس شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران، مراسم افتتاحیه این جشنواره را در سالن سخنرانی های پارک سئول آغاز کردند. پس از ایشان، آقای محسن ایرجی، دبیر برگزاری دومین جشنواره ملی ساعت های آفتابی ایران، به سخنرانی در زمینه نحوه برگزاری و گزینش ساعت های آفتابی در این جشنواره پرداخت. وی خاطر نشان کرد برای این که جشنواره رنگ و بوی رقابتی سالم را به خود بگیرد، داوری این جشنواره، فقط با آرای مردمی است. در انتهای برنامه افتتحایه نیز، که اغلب شرکت کنندگان و سازندگان ساعت آفتابی در آن شرکت کرده بودند، ایشان به نحوه پاسخگویی به مراجعین این جشنواره پرداختند. چیدمان این جشنواره به صورتی بود که با ورود به پارک سئول در ابتدا با یک ساعت آفتابی آنالماتیک مواجه می شدید که با ایستادن بر روی کلمه ماه خرداد آن و استفاده از دستتان به عنوان شاخص می توانستید با سایه خودتان ساعت را مشخص کنید. در دور تا دور حوض ورودی، ساعت های آفتابی گوناگونی چیده شده بود. در اولین غرفه ها، دانش آموزان مدارس راهنمایی و دبیرستان دخترانه خرد و دبیرستان رشد با ساعت های آفتابی ساخته شده خود شرکت کرده بودند. در میان ساعت های آفتابی کنار حوض، سه ساعت آفتابی بیش تر توجه عموم را به خود جلب می کرد.
یکی دستگاه اذان گویی بود که آقای کماری زاده به ابتکار خود آن را ساخته بودند و با توجه به موقعیت خورشید در آسمان، این دستگاه می توانست لحظه ی اذان را محاسبه و اعلام کند. دومی، ساعت آفتابی کروی شکلی بود که برای متوجه شدن ساعت، بایستی شاخصش را رویش می گرداندیم تا با تشکیل کمترین سایه ممکن، به ساعت آن پی ببریم. سومی نیز ساعتی بود که با اتصالش به تیرکی عمودی و حالت کروی شکلش، نور خورشید را از روزنه ای به درون کره انتقال می داد، پس از افتادن روزنه نوری، بر نیم کره ی پایینی که جنسش از شیشه بود، ساعت از روی خطوط مدرج آن خوانده می شد. این طرح ابتکاری مقبولیت زیادی بین عموم یافت. در سوی دیگر حوض نیز، ساعت های آفتابی که به علت نصبشان در مکان خاصی و عدم انتقال آن ها به جشنواره، به صورت پوستر ارائه شده بودند، به نمایش گذاشته شده بود. اما در این میان، ساعت های آفتابی دست سازه ی آقای محمد عسگری جلوه ای نو از هنر و دانش را در هم آمیخت و توجه هر بیننده ای را به خود جلب می کرد. در ادامه راه به سوی سالن برگزاری سخنرانی ها، ساعت های آفتابی گوناگونی به چشم می خورد. ساعت آفتابی ای که شکلی مکعبی داشت و در تمامی وجه هایش به جز قاعده، ساعت آفتابی استوایی یا عمودی کار شده بود، از چشم نوازترین این ساعت های آفتابی بود. لازم است بدانیم گرچه این کار نمونه خارجی داشت ولی محاسباتش را خود سازندگان آن برای تهران انجام داده و ساخته بودند. خانواده ای نیز از شهر سرسبز و همیشه ابری ساری، ساعت آفتابی بسیار بزرگی را به محیط این جشنواره آورده بودند که همتشان برای این حضور، ستودنی است. ساعت آفتابی کار شده بر روی آینه و ساعت آفتابی منقوش به خطوط زیبای خوشنویسی، از آن دسته ساعت های آفتابی ای بودند که جنبه هنری کار در کنار دانش ساده ی آن، تحسین بازدیدکنندگان را برمی انگیخت. از ساعت ۲ بعد از ظهر تا حوالی ساعت ۵ در سالن سخنرانی این جشنواره نیز برنامه هایی تدارک دیده شده بود. سخنرانی آقای بابک امین تفرشی، سردبیر ماهنامه نجوم، در زمینه نحوه شکل گیری شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران و بررسی فعالیت های آن در طول سال، باعث آشنایی بهتر حاضرین در این برنامه با شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران شد. وی در این سخنرانی به بررسی تاریخچه نجوم آماتوری در ایران نیز پرداخت، که پس از سال ها فعالیت به جایگاهی مناسب رسیده است. پس از این برنامه، دانش آموزان راهنمایی خرد به ارائه مطلب گردآوری شده ی خود پرداختند. سخنرانی های خانم فاطمه عظیم لو، عضو هیئت دبیران شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران، در مورد تاریخچه، ساخت و انواع ساعتهای آفتابی و سخنرانی خانم نفیسه نعیمی پور، مدیر بخش فعالیت های علمی و فرهنگی مجله نجوم، در زمینه ساعت های آفتابی در سراسر دنیا، به سوالات بسیاری که در ذهن بازدیدکنندگان جشنواره شکل گرفته بود، پاسخ داد. بخش پرسش و پاسخ نیز پایان بخش این قسمت از برنامه ها بود. ساعتی بعد، همزمان با خداحافظی آفتاب از افق تهران، پس از شمارش آرا مردمی، آقای محسن ایرجی، دبیر این جشنواره، به سخنرانی پرداخت. سپس برگزیدگان مردمی به ترتیب آرا به شرح زیر اعلام شدند:
۱)آرش دلیجانی، سهیل سلیم زاده، سعید بهبهانی نیا و سورنا فاطمی
۲)نیما مجد آرا
۳)نازنین خدمتی راد، غزاله ساغری، سپیده بدخشانیان، نیوشا محمودی و پرنیان طاهری
۴)شقایق خداخواه، نرگس سلمانی، محدثه باقری، سپیده سلیمی و خانم طالبلو
۵)مازیار خادمی، امین قوامیان، محمد محسنی و علی اکبر عشوری

در پایان برنامه به تمامی سازندگان ساعت آفتابی که در این جشنواره شرکت کرده بودند، گواهی شرکت در دومین جشنواره ملی ساعت های آفتابی اهدا شد. ساعت هاي آفتابي گروه ها و سازندگان شرکت کننده به شرح زیر بود:
۱) ساعت آنالماتیک دبیرستان خرد
۲) ساعت آفتابی طرح طاووسی شاخص راهنمایی خرد
۳) ساعت آفتابی دبیرستان رشد
۴) ساعت آفتابی طرح افقی، عمودی، استوایی
۵) ساعت آفتابی عمودی راهنمایی خرد
۶) اذان گوی خورشیدی مرکز نجوم آستان قدس
۷) ساعت آفتابی گروه نجوم برساووش
۸)ساعت های آفتابی آقای عسگری
۹)قبله نمای معراج رزم آرا
۱۰)ساعت مکعبی دبیرستان علامه طباطبایی (چند ساعت در یک ساعت)
۱۱)ساعت آفتابی انجمن نجوم شباهنگ ساری
۱۲)ساعت های شخصی (شکل طبیعت و آیینه)
۱۳)ساعت آفتابی شخصی با پایه تخت جمشید
۱۴)ساعت آفتابی شخصی شکل کره جغرافیایی
۱۵)ساعت آفتابی چوبی
۱۶)ساعت آنالماتیک شخصی
۱۷)ساعت آفتابی مربعی شکل دبیرستان فرزانگان
۱۸)ساعت آفتابی شخصی استوایی ساده
۱۹)ساعت آفتابی شخصی مدل ابتکاری کروی
۲۰)ساعت آفتابی گروه فرانقش

آقای سیاوش صفاریان پور، مشاور هیئت دبیران شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران، ضمن تقدیر از تمامی شرکت کنندگان و سازندگان ساعت آفتابی، از حامیان این برنامه نیز برای برگزاری هرچه بهتر آن تشکر کرد. سازمان فضایی ایران، معاونت فرهنگی-اجتماعی شهرداری منطقه ۳ تهران، برنامه تلویزیونی آسمان شب ، ماهنامه نجوم و مجتمع فرهنگي پارک سئول حامیان این برنامه بودند. همچنین لوح های تقدیری به سبب ابتکار، ابداع، تلاش و به پاس خدمات به برخی از سازندگان ساعت آفتابی اهدا شد. لازم به ذکر است که برای آن عزیزانی که به پوسترشان در جشنواره لوح تقدیر اهدا شد و در جشنواره حضور نداشتند، لوح تقدیر از طرف شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران برایشان ارسال می گردد. در انتها، از تمامی همکارانی که با تلاش و کوشش خود در برگزاری این جشنواره کمک نمودند نیز تقدیر به عمل آمد.

لازم به ذکر است که همزمان با این جشنواره، گروه های نجومی مختلفی مراسم روز ساعت های آفتابی در گوشه و کنار ایران را با برنامه های متنوعی برای عموم تهیه دیده بودند. به امید برگزاری موفق سومین جشنواره ملی ساعت های آفتابی در ۳۱ خرداد ۱۳۸۷.

به نقل از مجله نجوم

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 تیر1386ساعت 9:9  توسط محمد حسین باقریان | 
سیاهچاله ای در مرکز کهکشانی دور دست. 
 
اخترشناسان سیاهچاله ای را در مرکز کهکشانی بسیار دوردست در فاصله حدود 12.5 میلیارد سال نوری یافته اند که بیش از 10 میلیارد برابر خورشید جرم دارد. این سیاهچاله سنگین وزن چنان دوردست است که تصور می شود در دورانی دیده می شود که عالم فقط 7 درصد سن فعلی اش را داشته است. سیاهچاله در مرکز کهکشان، قرص گاز و غبار اطراف خود را می بلعد. اجرام با سرعت و حرکتی مارپیچی به مرز سیاهچاله نزدیک می شوند، جائی که به افق رویداد نزدیک است و پس از آن کشش گرانشی چنان زیاد است که حتی نور هم نمی تواند بگریزد. اما سیاهچاله نمی تواند تمام مواد در حال سقوط را یک جا ببلعد و بخشی از مواد در نزدیکی افق رویداد با سرعتی نزدیک به سرعت نور به صورت فوران( جت ) ذرات از دو سو به فضا پرتاب می شوند. اگر یک سر باریکه ذارات در امتداد خط دید ما باشد اخترشناسان این جرم را " بلازار " می نامند. این جرم، تابش شدیدی در تمام طیف های الکترومغناطیس دارد که به دلیل جت رو به ماست. تابش آنها در طول موج گاما بسیار شدید است به طوری که دیگر اجرام در این تابش ممکن است در فروغ بلازارها رنگ ببازند و در آسمان پیدا نشوند. یکی از دلایل جست و جوی بلازار ها این است که که پس از شناسایی آنها می توان منابع پرتوی گامای دیگر مثل ستاره های نوترونی را در کهکشان خودمان تمیز داد. امسال با پرتاب تلسکوپ فضائی پرتو گامایی به نام " گلاست " این چشمه های پرتو گاما به خوبی شناسایی خواهند شد. 

به نقل از آسمان پارس
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 تیر1386ساعت 17:51  توسط محمد حسین باقریان | 
 

كلمه "اگزايمر" از عبارت "ديمر تحريك شده" بدست آمده است كه بدين معني است كه يك مولكول دو اتمي وقتي در حالت تحريكي واقع است پايدار است و در حالت پايه ناپايدار است. چنين مواردي مشخصا عباتند از هالوژنهاي گاز نادر مانند ArF ، KrF و XeCl. اگر نمودار انرژي بر حسب فاصله بين مولكلي را براي حالت پايه يك مولكول معمولي رسم كنيم منحني با يك انرژي مينيمم در حالت جدايي در حالت پايه مولكول بدست مي‌آوريم. چنين منحني‌هايي را مي‌توان براي حالتهاي تحريكي بدست آورد. ولي براي ديمرها گر چه حالتهاي تحريكي داراي مينيمم است ولي حالت پايه داراي مينيمم نيست.

 

img/daneshnameh_up/c/cd/EX2A.jpg

ايجاد جمعيت معكوس

بطور وضوح در حالت تعادل مولكولهاي كمي در حالت پايه وجود دارند و مولكولها ناپايدارند. از اينرو نمي‌توان تحريك را مستقيم از حالت پايه بدست آورد. چندين امكان براي تحريك غير مستقيم در تخليه وجود دارد. براي مثال در ArF مراحل زير اتفاق مي‌افتد. ابتدا برخورد الكتروني داريم:




e + F2 → F- + F

يونهاي منفي با يونهاي مثبت موجود مولكول تحريك شده را توليد مي‌كنند:


*(Ar+ + F- → (ArF

با وجود اين راه غير مستقيم ، چنين واكنشهايي مي‌تواند در تحريك كردن مولكولهاي ديمر بسيار مؤثر باشد. به دليل جمعيت كم در حالت پايه ، جمعيت معكوس به راحتي حاصل مي‌شود. حتي وقتي كه ليزر در حال كار است جمعيت حالت پايه خالي باقي مي‌ماند، به دليل آنكه حالت پايه ناپايدار است. به محض آنكه مولكول در حالت پايه قرار مي‌گيرد اتمها به سرعت از يكديگر جدا مي‌شوند و مولكول تجزيه مي‌شود.


فرآيند دمش
براي دمش اين ليزرها تخليه الكتريكي ، پرتوهاي الكتروني و حتي پرتوهاي فوتوني بكار مي‌روند، گر چه در ليزرهاي تجارتي معمولا از روش تخليه الكتريكي استفاده مي‌شود. دمش بسيار قوي به منظور ايجاد واكنشهاي فوق مورد نياز است كه منجر به عمل ليزر به صورت ضرباني مي‌شود. تجهيزاتي مانند آنچه در ليزر ازت به منظور دمش ليزر مورد نياز است. بعضي از مواقع با استفاده از پرتوهاي ماوراء بنفش و يا پرتوهاي ايكس گازي محفظه تخليه ابتدا كمي يونيزه مي شود كه تخليه الكتريكي را بعدا سرعت مي بخشد. غالبا تجهيزاتي نيز به منظور تعويض نوع گاز و تغيير طول موج ليزر نيز ساخته مي‌شود. در هر صورت ضروري است بطور منظم گاز داخل محفظه ليزر تعويض شود تا از كاهش و تغيير خروجي ليزر ممانعت شود. لازم به توضيح است كه بعضي از اين مواد بخصوص گاز فلوئور سمي است.
img/daneshnameh_up/f/f0/eximer-laser-2.jpg

توان و بازه فركانسي

تعداد نسبتا زيادي ليزرهاي اگزايمر ساخته شده‌اند كه ناحيه طول موجهاي 120 تا 500 نانومتر را در بر مي‌گيرند. بعضي از آنها به خصوص XeF و KrF داراي كارآيي مؤثر 15-10% مي‌باشند. توان ماكزيمم تا 1 ژول با توان متوسط حدود 200 وات قابل حصول است. چنين ضربانهاي با توان بالا به خصوص جهت دمش ليزرهاي رنگي مورد نياز است.


منبع: دانشنامه رشد

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 تیر1386ساعت 22:13  توسط محمد حسین باقریان | 
 

باستان شناسان چینی می گویند مطالعات آنها به روی آثار حک شده بر دیواره های سنگی حاکی است که خط چینی هزاران سال کهن تر از آن است که تاکنون تصور می شد. رسانه های دولتی چین می گویند محققان بیش از دو هزار نماد تصویری به قدمت بیش از 8 هزار سال را بر سطح دیواره های سنگی در شمال غربی این کشور شناسایی کرده اند. به گفته آنها بسیاری از این نمادها شباهت خیلی زیادی به اشکال تازه تر حروف کهن چینی دارند. دانشمندان تصور می کردند که استفاده از نمادهای چینی در حدود 4500 سال قبل آغاز شد. سنگ نوشته های دامایدی که ابتدا در دهه 1980 کشف شده بود ناحیه ای به وسعت 15 کیلومتر مربع را می پوشاند و حاوی بیش از 8 هزار نقش منفرد از جمله خورشید، ماه، ستارگان، خدایان و صحنه های شکار یا چرای حیوانات است. لی شیانگشی متخصص سنگ نوشته های کهن در "دانشگاه شمالی ملیت ها" در منطقه خودمختار نینگشیا هوی به خبرگزاری شین هوا گفت: "ما سمبل هایی که هم به شکل تصاویر و هم حروف درآورده شده بود پیدا کردیم." "این گراف-تصویرها شبیه به هیروگلیف های کهن حروف چینی هستند و بسیاری از آنها به عنوان حروف کهن قابل شناسایی هستند." تا پیش از این اکتشاف، قدیمی ترین حروف کشف شده چینی شامل دست نوشته های 4500 ساله بر ظروف سفالی از استان هنان در مرکز چین بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 تیر1386ساعت 22:12  توسط محمد حسین باقریان | 


پژوهشگران در نشریه "نیچر" نوشتند که سوخت به دست آمده از فراکتوز، قند میوه، حاوی مقدار خیلی بیشتری انرژی در مقایسه با اتانول است.

در تحولی دیگر، گزارشی درباره سوخت های زیستی که در بریتانیا چاپ شده، می گوید کلیه انواع زباله ها از جمله کیسه های پلاستیکی را می توان برای ساختن بیودیزل به کار گرفت.

منتقدان سوخت های زیستی به دست آمده از گیاهان می گویند که این شیوه باعث افزایش بهای مواد غذایی می شود.

در اتحادیه اروپا و آمریکا سیاستمداران سوخت های زیستی (biofuel) را با آغوش باز پذیرفته اند چرا که آن را راهی برای کاهش تصاعد دی اکسید کربن و وابستگی به نفت وارداتی می دانند.

منتقدان می گویند که سوخت های زیستی کنونی، چه دیزلی که محصول روغن نخل است و چه اتانولی که حاصل ذرت است، کشاورزان را تشویق می کند زمین های خود را صرف تولید سوخت کنند که در این میان قیمت مواد غذایی افزایش می یابد.

اکنون دانشمندان در دانشگاه ویسکانسین-مدیسون آمریکا می گویند که یک شکر ساده به نام فراکتوز را می توان به سوختی که دارای مزایای بسیاری نسبت به اتانول است بدل کرد.

این سوخت "دیمتیلفوران" (dimethylfuran) نام دارد و می تواند 40 درصد بیش از اتانول انرژی ذخیره کند. به علاوه به راحتی اتانول تبخیر نمی شود و ثبات بیشتری دارد.

این گروه از دانشمندان می گویند که فراکتوز را مستقیما می توان از میوه ها و گیاهان گرفت یا آن را از گلوکوز ساخت.

با این حال مطالعه بیشتری برای بررسی عواقب زیست محیطی این نوع سوخت لازم است.

همزمان محققان بریتانیایی می گویند که هم اکنون فناوری لازم برای تولید بیودیزل نه فقط از روغن نخل بلکه از طیفی از مواد از جمله چوب، علف هرز و کیسه های پلاستیکی وجود دارد.

کارشناسان می گوید ظرف شش سال 30 درصد نیازهای دیزلی بریتانیا را می توان از این طریق تامین کرد.

جرمی تامکیسون از "مرکز ملی محصولات غیرغذایی" بریتانیا گفت که نسل بعدی سوخت های زیستی می تواند بسیاری از نیازهای انرژی ورای راه انداختن اتومبیل ها را تامین کند.

بزرگترین مانع این فرآیند درحال حاضر هزینه آن است.

ایجاد تاسیسات تولید این نوع سوخت 10 بار بیش از پالایشگاه های کنونی سوخت های زیستی رقم زده می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 تیر1386ساعت 22:10  توسط محمد حسین باقریان | 
محققان شواهدی را مبنی بر صحت نظریه زمین گلوله برفی یافتند 
 
 
 
 

سالهاست که زمین شناسان به دنبال شواهدی اند که نشان می دهد زمین بارها در طول عمرش به شدت یخ زده است. تا جائی که حتی مناطق استوائی هم از یخ پوشیده شده است. این نظریه که " زمین گوله برفی " نام دارد فاقد توضیح مناسبی برای علت آغاز این یخزدگی جهانی است. گروه تحقیقاتی    موسسه فناوری کالیفرنیا( کالتک ) به این نتیجه رسیده اند که منشا نخستین و شدیدترین اتفاق احتمالا باکتری های ابتدائی بوده اند که با آزاد کردن اکسیژن، گاز اصلی گرم نگهدارنده زمین را از بین بردند. اکسیژن تولید شده گاز متان را، که به مقدار زیادی در جو وجود داشت و گاز گلخانه ای محسوب می شد، از بین برد و آب هوای زمین را به سرعت از تعادل خارج کرد. با اینکه خورشید جوان در آن زمان 85 درصد درخشندگی امروزش را داشت دمای میانگین آن روزگاران با امروز قابل قیاس بود. بسیاری از محققان بر این باورند که علت این شرایط ثابت، وجود گاز متان بوده است. ترکیب اکسیژن و متان شرایط بسیار ناپایداری ایجاد می کند. البته به مرور زمان طی سال ها دی اکسیدکربن و آب می سازند. هرچند دی اکسیدکربن گاز گلخانه ای است اما متان اثر بیشتری دارد. 

  
 
پیدایش یخچال ها موجب پودر شدن مواد مغذی زمین و ورود آنها به به اقیانوس ها شدند و به این ترتیب اقیانوس ها پر از مواد مغذی همچون فسفر و آهن شدند که برای آغاز دوران زمین گوله برفی بسیار مورد نیاز سیانوباکتر ها بود. به این ترتیب دوران از بین رفتن متان و ناپایداری آب و هوای زمین آغاز شد. بدون گاز گلخانه ای متان، دمای متوسط زمین به 50- درجه سانتیگراد رسید. سیاره زمین به قدری سریع وارد دوره یخبندان شد که حتی اقیانوس های استوائی هم با لایه ای از یخ به قطر 1.5 کیلومتر پوشیده شدند. بسیاری از انواع حیات ابتدائی از بین رفتند و آنهائی که نجات یافتند چه زیر زمین، یا در حفره ها و چشمه های آب گرم ناچار به ادامه حیات شدند. پس از ده ها میلیون سال دی اکسید کربن آن قدر شکل گرفت که دوباره اثر گلخانه بر زمین حاکم شد. در حقیقت دوباره دمای متوسط زمین به 50+ درجه سانتیگراد رسید. نتایجی را که دانشمندان با بررسی گذشته زمین به دست آورده اند، فقط به همین موارد ختم نمی شود. باید بدانیم که تازه ماجرا آغاز شده و می توان گفت که اگر متوجه پیامد های دخالت انسان در طبیعت نشویم، آینده ای تلخ انتظار ما را می کشد. درست است که 2.3 میلیارد سال پیش بسیار دور است اما هشداری است برای بشر. اگر رفتارمان را با همین بی دقتی ادامه دهیم تمام حیات روی زمین از بین می رود و تنها راه نجات در آن زمان تبدیل زمین به گلخانه ای بزرگ همچون زهره است. 
                               


+ نوشته شده در  یکشنبه 3 تیر1386ساعت 21:47  توسط محمد حسین باقریان | 

 

یکی از انواع اصلی کهکشان ها، عبارت است از کهکشان های بی نظم. ترکیب ستاره ای آنها عموما مشابه کهکشان های مارپیچی است ولی در ساختارشان بازوهای مشخص وجود ندارد. کهکشانهای نا منظم را به این علت چنین نامیده اند که هیچ گونه تقارن یا ساختار مشخصی ندارند.
 
یکی از انواع اصلی کهکشان ها، عبارت است از کهکشان های بی نظم. ترکیب ستاره ای آنها عموما مشابه کهکشان های مارپیچی است ولی در ساختارشان بازوهای مشخص وجود ندارد. کهکشانهای نا منظم را به این علت چنین نامیده اند که هیچ گونه تقارن یا ساختار مشخصی ندارند.

Iابرماژلان بزرگ کهکشان نامنظم نوع


آنها هسته واضحی هم ندارند، اما در صورت وجود، گاهی به شکل میله دیده می شود. همه کهکشان های بی نظم دارای مقادیر زیادی ستاره جوان، گاز و غبار هستند. خوشه های ستاره ای موجود در آنها، در مقایسه با یک کهکشان مارپیچی که همان جمعیت کلی را دارد، بسیار زیاد است. وجه مشخصه یک کهکشان بی نظم معمولی، جوانی آن است. بیشترین نور آنها، از تعداد زیادی ستاره جوان و درخشان و ابرهای نورانی گسیل می شود. کهکشانهای بی نظم همانند کهکشانهای مارپیچی ولی به دلایلی که تا کنون ناشناخته مانده است، بازوهای مارپیچی در آنها شکل نمی گیرد. واقعیت این است که در برخی از آنها، چیزی شبیه به بازوهای ابتدایی، بازوهای واپیچیده و یا بازوهایی که به طور جزئی شکل گرفته اند، دیده می شود و از این رو گمان می رود که ارتباط نزدیکی بین کهکشان های مارپیچی Sc و کهکشانهای بی نظم وجود داشته باشد.

  این کهکشانها شامل دو نوع فرعی اند، کهکشان نامنظم I که نمونه آن ابر ماژلانی بزرگ است و کهکشان نامنظم II که شبیه NGC۶۸۲۲ است، کهکشان نامنظم I با ستارگان نوع O و B و نواحی هیدروژن یونیده (H II) ، مشخص می شود، و چند نمونه آنها نشانه ای از بازوهای مارپیچی دارند. طبقه بندی نامنظم II انواع کهکشانی گوناگون را در بر می گیرد، از جمله آنها که گسیلهای غیر عادی، محتوای غبار غیرعادی، برهم کنشهای کشندی یا خصلت انفجاری و فوران ماده با شدت زیاد، نشان می دهند (فوران ماده از این نوع کهکشان به صورت رشته هایی است که از هسته به سوی خارج امتداد می یابند). این نوع کهکشان ابری خاص را می توان به صورت کهکشان انفجاری نیز طبقه بندی کرد، که از آن چندین نوع دیگر هم یافت می شود ( مانند M۸۷ ). در نوع II عمدتا کهکشانها بی شکل اند و به ستارگان تفکیک نمی شوند. چنین کهکشانهایی با گرد و غبار بین ستاره ای جذب خاصی را نشان می دهند و نشر گازی نیز توسط آنها مشاهده شده. کهکشان M۸۲ یک کهکشان II است این کهکشان از آن جهت قابل توجه است که مواد گرد وغباری به طور وسیع نور ستارگان را آنچنان می پوشانند که منفجر شده به نظر می رسد.
لازم به ذکر است که همه کهکشانها با رده بندی ساده هابل مطابقت ندارند، زیرا برخی از آنها بسیار عجیبند. دلایلی در دست است که این کهکشانهای خاص با رویدادی شدید و ویران کننده انفجاری رو به رو هستند و در نتیجه به آمیزه ای از ستاره، گاز و غبار تبذیل شده اند که قابل رده بندی نیستند.

IIنوع NGC6822 کهکشان نامنظم 


به طور کلی برای کهکشان های بی نظم می توان ویژگی های زیر را قائل بود :
قطر : ۱۰۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ سال نوری
جرم : ۷^۱۰ تا ۹^۱۰ جرم خورشیدی
درخشندگی : خورشید * ۷^۱۰
غبار : ۲ تا ۵ درصد
گاز (خنثی) : ۱۰ تا ۱۳ درصد
انواع ستارگان : جوان (آبی)

 

 

به نقل از مجله نجوم

+ نوشته شده در  شنبه 2 تیر1386ساعت 20:3  توسط محمد حسین باقریان | 

 در این مقاله با به کارگیری مسائل دقیق می خواهیم اثبات کنیم که ریسمان دیراک، در مقایسه با فضای مینکوفسکی بهتر عمل کرده و حتی می تواند پدیده های قبل از مهبانگ را نیز توجیه کند.  

 

ریسمان دیراک (Dirac’s String):

یک خم تک بعدی در فضا است که از تک قطبی مغناطیسی (Magnetic Monopole) به سمت بی نهایت کشیده می شود.

پتانسیل شاخص (Gauge Potential) برای این ریسمان به هیچ وجه تعریف نمی شود و به همین دلیل این ریسمان مانند سیم پیچ (Solenoid) در پدیده ی بوم – آهانوروف (Bohm – Ahanorov Effect) می باشد.

نسبت تولید بارهای مغناطیسی و الکتریکی به یکدیگر طبق این رابطه باید همواره مضرب صحیحی از π2 باشد.

کوانتیده شدن (Quantization) اجباری در ریسمان دیراک به آسانی توسط کوهومولوژی (Cohomology) گره ی تارها (Fiber Bundle) که نماینده ی میادین شاخص (Gauge Fields) است توجیه می شود. (میادین شاخص منیفولد (Manifold) ابعاد بر پایه ی فضازمان هستند).

 

 

منیفولد (Manifold):

 

به هر فضای مجرد منیفولد می گویند اگر به طور موضعی دارای همسایگی شبیه به فضا باشد اما از نظر ساختار کلی بتواند از آن پیچیده تر باشد.

 

 

پدیده ی بوم – آهانوروف و اثر سیم پیچ در آن:

 

هنگامیکه یک ذره ی باردار از کنار یک سیم پیچ طولانی عبور می کند امواج متناوب این ذره باعث ضعیف شدن میدان مغناطیسی سیم پیچ می شود. در این هنگام ذره ی باردار دچار انتقال فازی (Phase Shift) می شود و بنابر همین دلیل میدان سیم پیچ ضعیف تر نمی شود (به صفر میل نمی کند).

پدیده ی بوم – آهانوروف به بررسی اثرات میدان الکترومغناطیسی بر ذرات باردار می پردازد.

 

 

شرایط کوانتیدگی دیراک (Dirac’s quantization conditions):

 

دیراک فرض کرد اگر در یک فضا یک تک قطبی الکتریکی و یک تک قطبی مغناطیسی داشته باشیم میدانی که این دو را احاطه می کند دارای نیروی جنبشی برابر با بردار پوینتینگ (Poynting’s vector) خواهد بود.

 

 

بردار پوینتینگ برداری است که شار انرژی (Energy Flux) یک میدان الکترومغناطیسی را نشان می دهد و برابر با مقدار زیر است:

 

 

که در آن E بزرگی میدان الکتریکی، B بزرگی میادین مغناطیسی، H چگالی شار مغناطیسی و µ ضریب نفوذ پذیری مغناطیسی می باشد.

 

 

همچنین نیروی حول محور (angular momentum) آن متناسب با بار آن دو ذره و مستقل از فاصله ی آنها خواهد بود.

طبق مکانیک کوانتومی هنگامیکه نیروی حول محور بنابر ثابت پلانک (Planck’s Constant) کوانتیده می شود، آنگاه بار تک قطبی ها نیز باید کوانتیده باشد.

این بدان معناست که اگر حتی یک تک قطبی مغناطیسی منفرد در دنیا وجود داشته باشد، تمام تک قطبی های الکتریکی نیز باید کوانتیده باشند. (تک قطبی های الکتریکی از قبیل الکترون، پروتون و غیره).

آنگاه طبق چه واحدی بار تک قطبی های مغناطیسی کوانتیده می شود؟ (بارهای الکتریکی تحت معادله ی پلانک کوانتیده می شوند).

دیراک فرض کرد که تنها یک تک قطبی مغناطیسی نقطه ای داریم که میدان مغناطیسی آن تحت رابطه ی q/r2 رفتار می کند.

به دلیل دیورژانس (Divergence) یکی از ذرات تک قطبی (برای مثال ذره ی B) که تقریبا در همه جا برابر با صفر است، به جز مکان هندسی (Locus) تک قطبی مغناطیسی در r = 0، می توانیم به صورت پتانسیل بردار (Vector Potential) ثابت کنیم که حلقه ی (Curl) بردار پتانسیل ذره ی دیگر (A)، با میدان مغناطیسی برابر می باشد. البته پتانسیل بردار را نمی توان به صورت دقیق تعیین کرد زیرا واگرایی میدان مغناطیسی متناسب با تابع دلتا (Delta Function) مبدا است.

 

 

پتانسیل بردار  میدان برداری (Field Vector) است که حلقه ی آن میدان بردار خودش باشد:

 

 

حلقه (Curl) برداری است که مقدار چرخش میدان بردار را نشان می دهد و مقدار میدان بردار F برابر است با اندازه ی سطح نرمال در حد آهنگ انتگرال سطح S وقتی که حجم مایل به صفر است (V —› 0).

 

 

سطح نرمال (Normal Surface) سطحی است که یک بردار سه بعدی  در آن بر یک صفحه ی تخت عمود می شود.

 

تابع دلتا تابعی است که به ازای X = 0 مقدار بی نهایت دارد را برای عرض دارد و در بقیه ی نقاط صفر است. انتگرال این تابع به ازای هر حد مثبت و منفی برابر با 1 است.

نوعی که در آن زمان به سمت بی نهایت مثل می کند تابع دلتای دیراک و نوعی که در آن زمان محدود است تابع دلتای کرونیکر (Kronecker Delta Function) نامیده می شود. نوع دوم همواره دارای دو ضابطه ی صحیح است.

به این نوع از توابع، توابع برانگیخته (Impulse) می گویند.

 


براي گرفتن مقاله به صورت DOC بر روي عبارت زير كليك كنيد:

Eternal Impulsive Space

به نقل از آسمان پارس

+ نوشته شده در  شنبه 2 تیر1386ساعت 19:58  توسط محمد حسین باقریان | 
 فرود آتلانتیس به روایت تصاویر 
  
 سرانجام آتلانتیس 28 ساله آمد. خسته از سفر. اما با دستانی پر از موفقیت. شاید بتوان علت خستگی سرنشینان را در اضطراب و نگرانی حاصل از جدا شدن قطعه ای 10 سانتیمتری از مخزن اصلی در هنگام پرواز دانست. علاوه بر آن تعمیر مخزن و انجام چهار راهپیمائی، خستگی مربوط به خود را به دنبال داشته است. با این وجود هدایایی که برای ایستگاه تدارک دیده شده بود یا به عبارت بهتر همان صفحات خورشیدی و لوازم جانبی با موفقیت به ایستگاه رسید و طی راهپیمایی های مختلف بر روی آن نصب گردید. آتلانتیس علاوه بر اینکه سرنشینان خود را سالم به زمین رساند حامل یک میهمان از ایستگاه نیز بود. این مهمان خانم " سونیتا ویلیامز " است که با 6 ماه ماندن در ایستگاه توانست دو رکورد جدید را در قلمرو زنان فضانورد از آن خود کند. اینک آتلانتیس، شاتلی که 244 روز از عمر خود را در فضا سپری کرده، به آشیانه خود برده می شود تا خستگی این یکی دو هفته ماندن در فضا از تنش بیرون رود.                       

 

 

 

 

 

به نقل از آسمان پارس

+ نوشته شده در  شنبه 2 تیر1386ساعت 15:39  توسط محمد حسین باقریان | 
 
عصر ۲۸ خرداد ۱۳۸۶، ماه و زهره به مهماني هم رفتند و اختفايي زيبا و به ياد ماندني را پديد آوردند. گزارشي تصويري از عکس هاي ارسالي اين اختفا، نشانگر زيبايي کم‌نظير اين پديده است.
 

در عصر روز ۲۸ خرداد ۱۳۸۶ سياره تابان زهره در پشت هلال ماه به مدت حدود يک ساعت مخفي شد. لحظات پنهان شدن و پديدار گشتن اين سياره در پشت ماه تجربه‌اي فراموش نشدني براي رصدگران اين پديده بود. تصاوير بسياري از اختفاي زهره از ايران و عکاسان و منجمان از چند کشور ديگر براي ماهنامه نجوم ارسال شد که از بين آنها اين مجموعه را براي ارائه‌ گزارشي تصويري از اين پديده کم‌نظير برگزيده‌‌ايم. با دريافت تصاوير جديد اين صفحه به روز مي‌شود. براي آشنايي بيشتر با اين پديده مي‌توانيد مقاله آموزشي وبگاه نجوم در اين زمينه را بخوانيد. همچنين به مقاله بهترين اختفاهاي سال ۱۳۸۶ در ماهنامه نجوم، شماره ۱۶۹ (فروردين ۱۳۸۶) مراجعه کنيد.  

صادق قمي‌زاده، تهران

محمدرضا معصومي،  مجسمه شيخ‌بهايي، نجف آباد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

محمد سلطان‌الکتابي، مسجد جامع اصفهان
محسن زادصالح، تهران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

احمد مرشد امامي، آسمان درياچه لار، دامنه‌هاي دماوند
گروه نجوم پژوهشسراي رازي شهرستان سرايان، خراسان جنوبي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مخفي شدن زهره در پشت کوه‌هاي ماه، محسن زادصالح، تهران

مرکز هدايتگران انديشه، اصفهان

 

 

 

 

 

بابک امين‌تفرشي و اميرحسين‌ابوالفتح، دشت شقايق‌هاي رينه، دامنه دماوند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آنتوني آيوماميتيس، يونان
عليرضا عظيمي، تهران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انجمن نجوم اورانوسکوپ، فرانسه

 

 

 

 

 

 

 

 

شهريار داووديان، ترکيب چند عکس تلسکوپي  پياپي که  شروع اختفا را در آسمان پيش از غروب خورشيد نشان مي‌دهند، تهران
اميرحسين ابوالفتح و بابک امين‌تفرشي، ترکيب دو نوردهي مختلف،  دامنه دماوند

 

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
منبع:مجله نجوم
+ نوشته شده در  جمعه 1 تیر1386ساعت 22:54  توسط محمد حسین باقریان | 
یک امتیاز خوب!

-ممکن است که زندگی روی زمین برایتان خیلی دشوار و گران باشد اما یادتان نرود که هر سال یک سفر مجانی به دور خورشید دارید!

رهیاب!

ـناسا اگر چا مطمئن نیست اما معتقد است که رهیاب مریخش نشانه هایی از اثبات وجود زندگی روی مریخ پیدا کرده است چون دستگاه صوتی سی دی آنها دزدیده شده است!

سوال و جواب!

ـسوال:در یک روز آفتابی و روشن تا چه مسیری را میتوانی به خوبی ببینی؟

ـجواب:خوب!راستش...۹۳میلیون مایل مسافت را میتوانم ببینم یعنی از اینجا تا خورشید!

-سوال:اگر گفتی از کجا می شود فهمید زحل بیش از یک بار ازدواج کرده است؟!

-جواب:خوب معلوم است دیگر!... از روی حلقه هاش!کلی حلقه دارد!...

ـسوال:کدام مفید تر است؟خورشید یا ماه؟چرا؟

-جواب:ماه مفید تر است.زیرا شب ها وقتی به نور احتیاج داریم ماه می درخشد اما در روز که هیچ نیازی به نور نداریم خورشید بی خودی به ما میتابد!

-سوال:به نظر تو چه ستاره ای عینک آفتابی میزند؟!

-جواب:ستاره ی سینما!...

کاری از انجمن نجوم آماتوری مشهد

+ نوشته شده در  جمعه 1 تیر1386ساعت 9:44  توسط محمد حسین باقریان | 
تازه ترین نمای هابل از دو عضو قلمرو سیارک ها : وستا و سرس 
 
 
 

اینبار چشمان هابل، کمربند سیارک ها را هدف خود قرار داده است. مکانی میان مریخ و مشتری که از 100 هزار خرده سنگ پر شده است. درشت و ریز. همه نوع اندازه ای را در آن پیدا می کنید. اما از میان این همه خرده سنگ، کدامشان در میدان دید دوربین های هابل قرار گرفته اند ؟ وستا در میدان دید دوربین سیاره ای 2 و سرس در وسط دوربین پیشرفته نقشه برداری قرار گرفته اند. نمای سرس در بهمن ماه سال 82 و تصویر سرس در 24 اردیبهشت امسال، تهیه شد. تصاویر، برای نقشه برداری دقیق از کمربند سیارک ها گرفته شده اند. این نقشه ها در تکمیل اطلاعات ماموریت " طلوع " کمک رسان خواهند بود. ماموریتی که برای بررسی کمربند سیارک ها در نظر گرفته شده است. فضاپیمای طلوع در سال 1399 به وستا و در سال 1404 به سرس می رسد. طلوع اولین فضاپیمایی خواهد بود که به طور اختصاصی، کمربند سیارک ها را مورد مطالعه قرار می دهد. اطلاعاتی که از تصاویر هابل به دست آمده بسیار جالب است.  

           تصویر هابل : وستا در سمت راست و سرس در سمت چپ دیده می شوند.

در نمای وستا، دانشمندان متوجه دهانه ای به طول 456 کیلومتر در نیمکره جنوبی این سیارک شدند. دهانه ای که صدها هزار سال پیش بر اثر برخورد جسمی بزرگ ایجاد شده است. اگر این جسم به زمین برخورد می کرد می توانست اقیانوس آرام را از میان بردارد! همچنین تغییراتی در غرب و شرق وستا دیده شده که حکایت از آتشفشان های فعال در این سیارک دارد. اما از سرس چه خبر؟ نواحی تیره و روشن این سیارک شاهدی است بر این مدعا که مواد تشکیل دهنده نواحی مختلف این سیارک، با هم متفاوت هستند. شاید علت این اختلاف، اجرامی باشند که پس از برخورد به سرس، مواد تشکیل دهنده آنها در سطح پراکنده می شده و در تشکیل لایه سطحی نقش داشته اند. همچنین شواهدی مبنی بر وجود آب در زیر سطح این سیاره کوتوله وجود دارد. سرس اولین سیارکی است که در سال 1801 در کشف شد. همچنین مقام سومین سیاره کوتوله شناخته شده را بر دوش می کشد! باید تا سال 1404 صبر کنیم و ببینیم که فضاپیمای طلوع از چه اسراری در این سیارک مرموز پرده بر می دارد.  

به نقل از آسمان پارس

+ نوشته شده در  جمعه 1 تیر1386ساعت 9:20  توسط محمد حسین باقریان | 
هوای نامساعد حاکم بر پایگاه فضایی کندی، فرود آتلانتیس را به تاخیر انداخت 
 
 
 
 
در حالی که همه چیز برای یک فرود موفقیت آمیز آماده بود، خبر ناگوار بخش هواشناسی پایگاه فضایی کندی، همه را غافلگیر کرد. اوضاع جوی نامساعد حاکم بر پایگاه، سبب شده که فرود آتلانتیس به تاخیر افتد. زمان بعدی برای فرود، ساعت 3:30 دقیقه عصر به وقت جهانی در نظر گرفته شده است. چنانچه اوضاع نامناسب آب و هوا همچنان ادامه داشته باشد، فرمانده شاتل، " ریک استارکو " و خلبان شاتل، " لی آرچمبلت " به ناچار شاتل را در ساعت 2:25 دقیقه عصر در فرودگاه به زمین می نشانند. لحظاتی پیش مقامات ناسا اعلام داشتند که به علت هوای بسیار طوفانی آتلانتیس تا 24 ساعت دیگر فرود نخواهد آمد. آتلانتیس روز جمعه 18 خردادماه زمین را ترک گفت و دو روز بعد یعنی یکشنبه 20 خردادماه به ایستگاه رسید. فضانوردان چهار راهپیمائی فضائی انجام دادند. در سومین راهپیمائی، خدمه به تعمیر قسمت آسیب دیده شاتل پرداختند. آتلانتیس هم اکنون انجام 28 ماموریت موفقیت آمیز را در کارنامه خود دارد. حدود 174 فضانورد تا به حال افتخار سفر به فضا را با این شاتل را داشته اند.  
                                           

به نقل از آسمان پارس

+ نوشته شده در  جمعه 1 تیر1386ساعت 9:19  توسط محمد حسین باقریان | 
نگاهی علمی به گیاهانی که قرار است به سیاره سرخ برده شوند. 
 
 

اضطراب گاهي مي‌تواند كمك‌كننده باشد. اضطراب به شما هشدار مي‌دهد كه شايد خطري تهديدتان مي‌كند و يا شايد اشتباهي روي داده است. همچنين باعث به راه افتادن سيگنال‌هايي مي‌شود كه بدن را در حالت آماده‌باش قرار مي‌دهد. هر چند كه اين اضطراب‌هاي گاه و بيگاه مي‌توانند زندگي انسانها را نجات دهند، اما اضطراب مداوم آسيب‌هایی جدی به دنبال خواهد داشت. هورمون‌هايي كه بدن شما را به صورت ناگهاني براي مقابله با خطر آماده مي‌سازند، در صورتي كه براي مدت طولاني در بدن جريان داشته باشند مي‌توانند به بسياري از دستگاه‌ها نظير مغز و سيستم ايمني صدمه بزنند. گياهان مانند انسانها دچار اضطراب نمي‌شوند؛ اما آنها نيز در مقابل استرس آسيب‌پذيرند و به شيوه‌اي مشابه با آن رو در رومي‌شوند. توليد مي‌كنند كه به ساير قسمتهاي گياه اعلام خطر مي‌كند. بر اساس چشم‌انداز اكتشاف فضا، انسان‌ها در دهه‌هاي آينده به مريخ خواهند رفت و در آنجا به كاوش خواهند پرداخت. شرايط سفر به مريخ و بعد مسافت دانشمندان مهاجر را ناگزير مي‌نمايد گياهان را نيز با خود ببرند. گياهان غذا و اكسيژن توليد مي‌كنند و همدم و يادگاري سبز از خانه هستند. شرايط موجود در مريخ، مانند سرماي شديد، خشكي، فشار كم هوا، و خصوصيات متفاوت خاك، گياهان را با استرس زيادي مواجه مي‌كند. اما وندي باس، متخصص فيزيولوژي گياهي، و امي گروندن، ميكروب ‌شناس از دانشگاه كاروليناي شمالي بر اين باورند كه گياهاني را پرورش داده‌اند كه قادر به زندگي در اين شرايط سخت مي‌باشند. راه‌حل عبارت است از مديريت استرس: شايد از شنيدن اين نكته تعجب كنيد كه در حال حاضر موجوداتي در زمين وجود دارند كه در شرايطي شبيه مريخ زندگي مي‌كنند. البته آنها گياه نيستند بلكه نمونه‌هايي از ابتدايي‌ترين اشكال حيات در زمين هستند؛ ميكروب‌هايي كهن كه در اعماق اقيانوسها، يا زير يخهاي قطبي زندگي مي‌كنند.  

     

باس و گروندن اميدوارند تا با قرض‌گرفتن برخي ژنها از اين ميكروب‌هاي سخت‌زي، بتوانند گياهاني با قابليت زندگي در مريخ توليد كنند. اولين ژنهايي كه آنها استخراج كردند، ژنهايي هستند كه توانايي گياهان در مقابله با استرس را افزايش مي‌دهند. گياهان معمولي غالباً روشهايي را براي خنثي كردن سوپراكسيد دارا هستند، اما پژوهشگران بر اين باورند كه روشي كه ميكروبي به نام پيروكوكوس فوريوسوس بكار مي‌برد، ممكن است كارايي بيشتري داشته باشد. اين ميكروب در دهانه‌هاي آتشفشاني بسيار داغ در اعماق اقيانوس زندگي ميكند. اما به صورت متناوب با فوران‌ها به آبهاي سرد دريايي وارد مي‌شود. بنابراين بر خلاف سيستم خنثي سازي گياهان، اين سيستم در پيروكوكوس در محدوده خارق‌العاده 100 درجه سانتيگراد اختلاف حرارت عمل مي‌كند. اين نوسان مشابه چيزي است كه گياهان در يك گلخانه مريخي با آن روبرو مي‌شوند. در حال حاضر پژوهشگران ژن پيروكوكوس را داخل گياهي كوچك و با رشد سريع به نام آرابيدوپسيس نموده‌اند. باس مي‌گويد " حالا ما اولين جوانه را داريم. ما آنها را پرورش مي‌دهيم و دانه‌ها را استخراج مي‌كنيم تا نسل‌هاي دوم و سوم را توليد كنيم." در يكسال و نيم تا دو سال آينده آنها اميدوارند كه گياهاني را با دو نسخه از ژن جديد داشته باشند. در آن هنگام بررسي عملكرد ژنها امكان‌پذير مي‌شود: آيا آنها آنزيمهايي خاص با وظايف مشخص را مي‌سازند، آيا آنها واقعاً به بقاي گياه كمك مي‌كنند، و يا حتي موجب آسيب رساندن به آن مي‌شوند. در ادامه، آنها اميدوارند كه ژنهاي ديگري را نيز از ميكروب‌هاي سخت‌زي استخراج كنند؛ ژنهايي كه گياه را در مقابل خشكي، سرما، فشار هواي كم، و امثالهم مقاوم مي‌سازند. مطمئناً هدف تنها توليد گياهاني با توانايي بقا در مريخ نيست.                                     

موفقيت اصلي اين است كه اين گياهان به رشد و نمو خود ادامه دهند يعني محصول توليد كنند، در فرآيند بازيابي پسماندها نقش داشته باشند و به توليد اكسيژن در خانه جديد كمك كنند. به قول باس "چيزي كه ما از يك گلخانه در مريخ مي‌خواهيم پرورش و تقويت گياهان در يك محيط با شرايط مرزي است."  گروندن عقيده دارد كه اين شرايط حقيقتاً پرتنش هستند. اغلب گياهان تا حدودي غير فعال مي‌شوند، يعني رشد و توليد مثل متوقف مي‌شوند و تمام فعاليت‌هاي گياه تنها بر ادامه بقا متمركز مي‌شوند. باس و گروندن اميدوارند كه با وارد كردن ژنهاي ميكروبي به گياهان بتوانند وضعيت را تغيير دهند. گروندن مي‌گويد "با استفاده از اين ژنها، ما در حقيقت گياه را فريب مي‌دهيم زيرا گياه قادر نيست كه اين ژنها را مانند ژنهاي خودش تنظيم كند. ما اميدواريم كه از اين راه توانايي گياه در خاموش كردن بعضي فعاليتها را دور بزنيم." اگر باس و گروندن موفق شوند، كار آنها زندگي بسياري از افرادي كه روي زمين و در محيط‌هاي با شرايط سخت ساكن هستند، را نيز تغيير خواهد داد. باس مي‌گويد " در بسياري از كشورهاي جهان سوم، اگر هنگامي كه خشكسالي فرا مي‌رسد تنها يك تا دو هفته ديگر بتوانيد درو را عقب بياندازيد،به اين معنا خواهد بود كه ميزان محصول لازم براي گذراندن زمستان را خواهيد داشت.  

                                         

اگر ما بتوانيم مقاومت به خشكي يا سرما را افزايش بدهيم، دوره محصل‌دهي طولاني‌تر مي‌شود و اين موضوع بر زندگي انسان‌هاي بيشماري تأثير خواهد گذاشت." اين دو دانشمند تأكيد دارند كه پروژه طولاني در پيش دارند. "يكسال و نيم به طول خواهد انجاميد تا ما بتوانيم گياهاني حاوي ژن داشته باشيم كه بتوانيم روي آنها آزمايش انجام دهيم." مدت زمان طولاني‌تري لازم خواهد بود تا مثلاً گياه گوجه‌فرنگي سرمازي و خشكي‌زي در مريخ و يا حتي صحراي داكوتا داشته باشيم. اما گروندن و باس معتقدند كه اين كاري است كه سرانجام به نتيجه خواهد رسيد.  گروندن مي‌گويد " گنجينه غني از ميكروب‌هاي سخت‌زي وجود دارد. بنابراين اگر يكي مؤثر واقع نشد، مي‌توانيد به سراغ ديگري برويد تا در نهايت به آنچه مورد نظرتان است برسيد."امي هم با باس هم عقيده است "اين گنجينه واقعاً بسيار غني و همچنين بسيار هيجان‌انگيز است."  

به نقل از آسمان پارس

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 خرداد1386ساعت 20:36  توسط محمد حسین باقریان | 
ردومين جشنواره ملی ساعت‌های آفتابی به همت انجمن نجوم ایران- شاخه آماتوري ، ۳۱ خرداد ماه ۱۳۸۶،‌ در تهران و در پارک سئول و همچنین چند شهر دیگر کشور برگزار می‌شود. 

افتتاحيه  اين برنامه ها در ساعت ۱۰ صبح در تالار اجتماعات اين پارک واقع در خيابان ملاصدرا ،‌ خيابان شيراز شمالي،‌ انتهاي خيابان پرديس،‌ برگزار خواهد شد.   

علاقمندان مي توانند ضمن بازديد از ساعتهاي آفتابي گوناگوني  که از سراسر ايران براي شرکت در اين جشنواره به تهران ارسال شده است از ساعت ۱۴ تا ۱۷ نيز در جلسات سمينار علمي که درباره اين ابزارهاي تاريخي و علمي  و همچنين نحوه  ساخت ساعت آفتابی تدارک ديده شده است،‌شرکت نمايند. پايان بخش اين جشنواره مراسم بررسي آرا و معرفي ساعتهاي برگزيده دومين جشنواره ساعتهاي آفتابي ايران خواهد بود.

 

همزمان با برگزاری این جشنواره، برنامه‌های گوناگونی در سراسر ایران، به مناسبت روز ساعت‌های آفتابی برقرار است. در تهران، موزه زمان با همکاري رصدخانه زعفرانيه تهران و موسسه توسعه مطالعات علمي،‌ برنامه‌ای را بدین منظور ترتیب داده است. در اصفهان، تاکنون دو مرکز برای برگزاری این جشنواره اعلام آمادگی  کرده‌اند. مرکز نجوم ادیب اصفهان در برنامه‌ای ابتکاری،‌ توری درون شهری را برای بازدید عموم از ساعت‌های آفتابی و شاخص‌های سطح شهر بین ساعات ۹ الی ۱۲ در نظر گرفته است. موسسه آسمان پارس نیز، گروه دیگری است که به برگزاری روز ساعت‌های آفتابی در ميدان زيبا و تاريخي نقش جهان اصفهان و در ضلع غربی مسجد امام اصفهان از ساعت 11 تا 13 خواهد پرداخت.

 

در مشهد،‌دبیرستان فاتح، محل برگزاری باشگاه‌های نجوم اين شهر ، تا ساعت ۴ بعد از ظهر میزبان برنامه روز ساعتهاي آفتابي خواهد بود،‌ که همراه با کارگاه ساخت و نمایش ساعت آفتابی برگزار مي شود. کتابخانه عمومی سعادت شهر از ساعت ۹ صبح تا ۵ بعد از ظهر برنامه ای را برای بازدید عموم تدارک دیده است.

 

به مناسبت جشنواره ساعت آفتابي برنامه هاي متنوعي در بوستان ملت رشت برپا خواهد شد، از جمله نمايشگاه مدل هاي مختلف ساعت آفتابي نمايش عکس های ساعت آفتابي سراسر دنيا و نيز مدل های آموزشي جهت معرفي مفاهيمي چون انقلاب تابستاني ، دايره البروج ، آنالمای خورشيدي و ... کارگاه عمومي (ساخت کيت ساعت آفتابي براي عموم مردم) و ... . باشگاه نجوم خرداد ماه گيلان نیز در همین رابطه، از ساعت ۱۱ الی ۱۳ روز پنج شنبه ۳۱ خرداد، مقارن با سالروز تاسيس انجمن نجوم ثاقب گيلان و جشنواره ملي ساعت آفتابی، در ساختمان انجمن نجوم ثاقب واقع در همین بوستان برگزار مي شود. سخنران اصلي اين برنامه استاد جناب آقاي دکتر محمد باقري هستند که با موضوع ساعت های آفتابي به ارائه سخنراني مي پردازند، اين برنامه هم چنين شامل ارائه تازه ترين خبرهاي نجومي ، کارگاه ساعت آفتابي اوريگامي ، معرفي کتاب ، ارائه سخنراني با موضوع جهت يابي به کمک خورشيد ، نگاهي به عملکرد انجمن نجوم ثاقب گيلان و ... خواهد بود. همچنين کارگاه آموزشي ۲ ساعته ساخت ساعت آفتابي شامل آموزش ساخت و مدرج کردن چند نوع ساعت و ساخت نمونه کيت هاي ساعت آفتابي نیز در این روز برگزار می شود.

 

در شهر ري نيز با همکاري پژوهشسراي دانش آموزي ناحيه ۱ اين شهر ،‌برنامه متنوعي اي به مناسبت اين روز برگزار خواهد شد.

 

لازم به ذکر است که علاوه بر گروه نجوم مهبانگ در زاهدان در شهرهای کرمانشاه،‌ تبریز و بسطام  نیز برنامه‌هایی به این مناسبت از طرف گروه های فعال این شهرها تدارک دیده شده است

به نقل از آسمان پارس

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 خرداد1386ساعت 20:32  توسط محمد حسین باقریان | 
سوفیا نسل جدید رصدخانه های هوائی ناسا است که. 

" سوفیا " نسل جدید رصدخانه های هوائی ناسا است که در مدت کوتاه فعالیت های خویش، کمک های زیادی به اخترشناسان کرده است. در این طرح یک تلسکوپ 2.5 متری در هواپیمای بوئینگ 747 نصب می شود. سوفیا چهار شب در هفته اخترشناسان را به فاصله حدود 12 کیلومتری از سطح زمین می برد تا در نور فروسرخ رصد کنند.

در این فاصله تلسکوپ از بخار آب موجود در جو که امواج فروسرخ را جذب می کند در امان است و اخترشناسان به خوبی می توانند به رصد پدیده هایی بپردازند که مشاهده آن ها از روی زمین مشکل است، مانند بررسی ماهیت سیاهچاله های مرکز کهکشان ها، ترکیب شیمیائی گازهای میان ستاره ای، مولکول های پیچیده در دنباله دار ها، چگونگی شکل گیری ستاره ها و منظومه شمسی و... همان طور که در تصویر می بینید با تغییر در این بوئینگ 747، تلسکوپ 2.5 متری در انتهای آن نصب شده است. 
به نقل از آسمان پارس
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 خرداد1386ساعت 20:30  توسط محمد حسین باقریان | 
اگر خواهان آن باشید که به دورترین نقاط فضا دست یابید، طبیعتا با تلسکوپ های معمولی نمی توانید. شما نیاز دارید تا کهکشانی پرجرم و قدرتمند را مهار کنید تا نور را از کهکشان های دور خمیده کند 

اگر خواهان آن باشید که به دورترین نقاط فضا دست یابید، طبیعتا با تلسکوپ های معمولی نمی توانید. شما نیاز دارید تا کهکشانی پرجرم و قدرتمند را مهار کنید تا نور را از کهکشان های دور خمیده کند (لنز گرانشی). گروهی از اخترشناسان اروپایی توانستند یکی از بهترین موارد لنزهای گرانشی را ثبت کنند (حلقه اینشتن)، لنز گرانشی و کهکشانی بسیار دور از ما که به صورت رشته ای ثبت شده اند، این ثبت زیبا را نعل اسب کیهانی نامیدند.
این کشف توسط تنی چند از اخترشناسان اروپایی (از دانشگاه های اروپا تا روسیه) انجام شد و نتایج آن با عنوان "نعل اسب کیهانی : کشف حلقه اینشتن حول کهکشان غول پیکر و درخشان قرمز." در نشریه Astrophysics انتشار یافت.
این پدیده هنگامی آشکار شد که اطلاعات سنگین در نقشه برداری دیجیتال از آسمان (Sloan Digital Sky Survey) ثبت شدند. این نقشه برداری به وسیله تلسکوپ روباتیک و تصویر برداری از آسمان شب (که سرانجام نقشه ای حاوی 25% آسمان شامل 100 میلیون جرم منتشر کرد) حاصل شد. اخترشناسان به طور منظم به آسمان می نگرند و از میان پهنه وسیعی از اطلاعات، اجرامی شگرف را ثبت می کنند.
نعل اسبی کیهانی، ای چنین...
در آن هنگام، آنها مشاهدات خود را با تلسکوپ 2.5 متری آیزاک نیوتن در لاپالما و 6 متری BTA در روسیه پیگیری کردند. همچنین جزئیات درعکس آن نیز سبب شد که به تصمیم در مورد اطلاعات ساختار شیمیایی لنز و جرم مورد تاثیر آن کمک شود.
به تصویر نگاه کنید، شما می توانید کهکشانی کروی و قرمز را که توسط حلقه ای آبی رنگ احاطه شده است را مشاهده کنید. درحقیقت این نسبیتی است کنار یک کهکشان، کهکشان قرمز در فاصله 4.6 بیلیون سال نوری از ما واقع است (لنز) و حلقه آبی یا همان کهکشان دیگر، در فاصله 10.9 بیلیون سال نوری از ما قرار دارد ( جرم تحت تاثیر لنز).
در نگاه ما دو رشته قابل دید است، که در حقیقت همان نور است که به سبب لنز گرانشی کانونی شده است. نور در تمایل خود به سمت زمین می آید. تمام نورها به منجمان اجازه می دهد که آنچه را که تمایل به مرئی بودن دارد، ببینند. در حقیقت، دو رشته از نور همان کهکشان اند که تحت تاثیر لنز گرانشی قرار گرفته اند و به صورت 300 درجه، اطراف لنز را احاطه کرده اند.
لنز بسیار پرجرم است، و به صورت کهکشان قرمز که دارای 5 تریلیون جرم خورشید است، می درخشد. برای مقایسه کهکشان راه شیری ما جرمی معادل 580 بیلیون جرم خورشیدی دارد.
و جرمی فقط برای تلسکوپ...
در فاصله بسیار دور، کهکشان تحت تاثیر لنز، کهکشانی با ستارگان انفجاری و دستخوش تلاطم سرعت شکل گیری ستارگان است، اینها مدارکی به دست آمده از طیف نور آبی کهکشان است. اگر چنین لنزی در این ناحیه قرار نداشت منجمان هرگز نمی توانستند چنین اطلاعاتی را از آن کهکشان بدست آورند. اما به علت وجود لنز، نور در اثر گرانش کانونی شده و به صورت حلقه ای دور لنز درآمده است. در صورتی که این جرم 10.9 بیلیون سال نوری از ما فاصله دارد، آن را اکنون مشاهده می کنیم، در زمانی که جهان 3 بیلیون سال کوچکتر بود.
این کشف به منجمان کمک می کند تا در دو مورد پیشرفت کنند، توزیع ماده تاریک اطراف کهکشان قرمز و شکل گیری ستارگان در اوایل جهان.
به نقل از آسمان پارس
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 خرداد1386ساعت 10:36  توسط محمد حسین باقریان | 
ستاره شناسان چگونه فاصله ستارگان تا زمین را محاسبه می کنند؟

همانطور که می دانید فاصله برخی از ستاره ها تا زمین به هزاران سال نوری می رسد. اگر اخترشناسان می خواستند با محاسبه زمان ارسال و برگشت پرتوهای نوری یا امواج فاصله زمین تا ستاره ها را اندازه بگیرند می بایست هزاران و حتی میلیونها سال منتظر می ماندند.

دانشمندان ریاضیدان راه حل ساده ای به نام اختلاف منظر یافته اند که با این شیوه می توان به راحتی فاصله اجسام دور را محاسبه کرد.برای فهم بهتر ابتدا مثالی می زنیم : مدادی را مقابل چشمان خود بگیرید. ابتدا چشم چپ را ببندید و با چشم راست به آن نگاه کنید. بعد چشم راست را ببندید و با چشم چپ به آن نگاه کنید. حتما" به نظرتان آمده که مداد چند سانتی متر جابه جا شده است. با همین روش ساده بود که اخترشناسان توانستند شعاع کره زمین و به دنبال آن فاصله ماه و خورشید از زمین را پیدا کنند.با دانستن فاصله زمین تا خورشید می توان به راحتی فاصله زمین تا ستاره ها را محاسبه کرد.

اخترشناسان از یک ستاره مشخص دو عکس به فواصل 6 ماه از هم می گیرند. مقتی این دو عکس را با هم مقایسه می کنند به نظر می رسد که ستاره چند درجه در آسمان جابه جا شده است. با داشتن فاصله زمین تا خورشید و زاویه ( نصف زاویه ای که به نظر ستاره جابه جا شده ) و به کمک فرمول مثلثاتی ساده می توان فورا" فاصله چند سال نوری از زمین تا این ستاره را محاسبه کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 خرداد1386ساعت 15:41  توسط محمد حسین باقریان | 

- عكاسي نجومي

عكاسي نجومي يكي از لذت بخش ترين فعاليت هاي نجوم آماتوري است . هرچند در نجوم حرفه اي هم بي كاربرد نيست . اما در نجوم حرفه اي به ابزار و روشهاي متفاوتي نياز داريم . براي آشنايي با عكاسي نجومي بايد با ابزار و روشها و تكنيك هاي متفاوتي با اهداف متفاوت در عكاسي نجومي وجود دارد . اين روشها عبارتند از :

1 ـ روش عادي 2 ـ پيگي بك 3 ـ پرايم فوكوس و روشهاي ابداعي ديگر در اينجا به روش عادي عكاسي نجومي مي پردازيم . در اين روش به ابزار زير نيازمنديم . 1 ـ دوربين عكاسي مكانيكي 2 ـ سه پايه دوربين عكاسي 3 ـ فيلم عكاسي با حساسيت مناسب 4 ـ سيم دكلانشور ( وسيله اي كه به كمك آن شاتر دوربين را به مدت دلخواه باز نگه مي داريم ) .حال به دلايل لزوم استفاده از ابزار فوق مي پردازيم .
دوربين مكانيكي امكان تنظيم فاصله ، مدت نور دهي ، استفاده از لنزهاي مختلف را به ما مي دهد . معمولاَ در عكاسي از آسمان فاصله بينهايت را انتخاب مي كنيم تا ستارگان به صورت نقطه اي و در حالت فوكوس ثبت شوند. لازم به ذكر است كه مدت زمان نوردهي و حساسيت فيلم و درجه ديافراگم را با توجه به ميزان تاريكي و روشنايي آسمان و انچه در نظر داريم به روي فيلم عكاسي ثبت كنيم انتخاب خواهيم كرد . ( در اين مقاله منظور از تاريكي و روشنايي آسمان بيشتر ميزان آلودگي نوري آسمان است )

معمولاً به روي دوربين هاي مكانيكي سرعتهاي متفاوت از تا ثانيه و B ثبت شده است . به اين معني كه شاتر دوربين مي تواند از تا ثانيه باز و بسته شود و تصوير را ثبت كند . اما به توجه به نور بسيار كمي كه از ستارگان دريافت مي شود و با توجه به تاريكي زمينة آسمان اين مدتهاي نوردهي كافي نيستند يعني حتي در مدت ثانيه هم ثبت نور ستارگان ممكن نيست ( البته اين مسئله به حساسيت فيلم هم بستگي دارد ) .
از اين رو در عكاسي نجومي از سيم دكلانشور استفاده مي كنيم كه مدت نوردهي را به ميزان دلخواه افزايش مي دهد و امكان ثبت نور ستارگان و جزئيات بيشتري از آسمان را فراهم مي سازد . در اين حالت دوربين را روي سرعت B تنظيم مي كنيم . هنگامي كه مدت نوردهي را افزايش مي دهيم ناچار بايد از سه پايه دوربين عكاسي استفاده كنيم در غير اين صورت تصوير دچار لغزش خواهد شد حساسيت فيلم هايي كه در عكاسي معمولي و روزمره بكار مي روند معمولاً 100 است اما در عكاسي نجومي همانطور پيش از اين گفته شد بايد حساسيت فيلم را با توجه به تاريكي و روشنايي زمينه آسمان انتخاب كرد و معمولاً براي يك آسمان تاريك فيلم با حساسيت 400 توصيه مي شود .

روش كار :
در اين روش كافي است دوربين را روي سه پايه سوار كرده ، هدف عكاسي را مشخص كنيم . دكلانشور را در محل مخصوص آن نصب كرده سرعت B را انتخاب مي كنيم سپس فاصله را تنظيم مي كنيم ( معمولاً ) و ديافراگم را هم معمولاً روي بازترين حالت قرار مي دهيم تا صفحة حساس نور بيشتري را جذب كند سپس به مدت زمان دلخواه نوردهي مي كنيم .

در اين روش ستارگان به صورت رد ستاره اي ثبت مي شوند و اين به دليل حركن وضعي زمين است .
يكي از بهترين هدفهايي كه مي توان براي اين روش انتخاب كرد صور فلكي دور قطبي هستند كه تصاوير بسيار زيبايي را در نوردهي هاي بلند مدت ايجاد مي كنند در اين تصاوير ستاره قطبي كه در امتداد محور زمين قرار دارد بصورت نقطه اي و باقي ستارگان دور قطبي به صورت دو ابر متحدالمركز حول ستاره قطبي ثبت مي شوند .

براي زيبايي بيشتر عكسها مي توان از تلفيق مناظر طبيعي و يا آثار باستاني با زمينه آسمان استفاده كرد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 خرداد1386ساعت 15:21  توسط محمد حسین باقریان | 

 TinyPic image
تيمي از اخترشناسان حرفه اي با استفاده از رصد خانه فرو سرخ آريزونا (متشكل از سه تلسكوپ اپتيكي مرتبط)موفق شدند خورشيد را در چهار ميليارد سال آينده مجسم كنند، زماني كه خورشيد در آن هنگام تبديل به يك غول سرخ خواهد شد.
در واقع سه ابزار اپتيكي مرتبط به هم كار يك تداخل سنج بسيار بزرگ و مجهز را انجام مي دهند.اخترشناسان با استفاده از اين ابزار توانستند تعداد بسيار زيادي از ستارگان غول سرخ را مشاهده نمايند.يكي از نتايج مهم اين مشاهدات كشف اين نكته بود كه ستارگان غول سرخ داراي سطوح متفاوتي مي باشند،همچنين تعداد و محل لكه ها نيز در آن ها پراكنده مي باشد. بيش از يك سوم ستارگان غول سرخ مشاهده شده از لحاظ درخشندگي سطح يكساني نداشتند، به عبارت ديگر در برخي نقاط از سطح آن ها لكه هايي ابر مانند ديده مي شد كه شايد قابل مقايسه با لكه هاي خورشيدي باشند. به عقيده دانشمندان عامل پديد آمدن اين لكه ها شايد ناشي از موج هاي تكان دهنده اي باشد كه توسط تپيدن ستاره ايجاد مي شود و يا با گذر يك سياره همدم از نزديكي ستاره پديد مي آيد. سام راگلند كه مسئوليت اين پروژه را بر عهده داشته است در اين باره مي گويد:در اين روش با استفاده از سه تلسكوپ و روشي تداخل سنجي در عملي بي سابقه، داده هاي بسيار دقيق و ارزشمندي را پيرامون ستارگان غول سرخ در دور دست هاي كهكشان بدست آورديم.در حقيقت ما با اين كار به آينده خورشيد نگريسته ايم.باور عادي ما از ستارگان اين بوده است كه آنها بايد به صورت يك توپ گازي متقارن باشند.اما بيش از 30% از ستارگاني كه ما روي آن ها تحقيق و بررسي انجام داده ايم داراي شكلي نا متقارن و نا موزون مي باشند،اين موضوع حاكي از آن است كه اين ستارگان در مراحل پاياني عمر خود دچار دگرگوني شده اند.اين درست زماني است كه خورشيد تبديل به يك سحابي سياره نما خواهد شد. از جمله مزاياي ديگر اين تحقيقات كه توسط راگلند و همكارانش صورت گرفت، اثبات اين موضوع بود كه با بكار گيري چند تلسكوپ اپتيكي مرتبط به جاي يك ابزار بزرگ، مي توان تصاويري با وضوح بسيار بالا حتي بسيار بهتر از موارد قبلي بدست آورد.در حال حاضر دانشمندان مشغول بررسي امكان به كار گيري پنج و يا حتي شش تلسكوپ فرو سرخ به طور مرتبط مي باشند. پروفسور لي آن ويلسون از دانشگاه ايالتي آيوا كه مسئوليت ثبت و نگارش تحقيقات را بر عهده داشته است،مي گويد:استفاده از سه تلسكوپ گام بسيار بزرگي در زمينه رصد هاي اپتيكي مي باشد.زماني كه شما از چنين ابزارهايي استفاده مي كنيد،نه تنها مي توانيد اندازه يك ستاره را بيان كنيد، بله مي توانيد متقارن بودن و يا عدم تقارن آن را نيز تشخيص دهيد.اگر ما از تلسكوپ هاي بيشتري استفاده كنيم قادر خواهيم بود تا تصويري حقيقي از اين ستارگان بدست آوريم. راگلند و ويلسون به طور مشترك از سازمان فضايي ناسا و فرانسه نتيجه تحقيقات خود را ارائه دادند كه توسط ژورنال اختر فيزيك نيز تاييد شده است. تداخل سنج ها با تركيب نور هاي دريافتي سه تلسكوپ ،جزئيات بيشتري را به نمايش مي گذارند.مي توان اين گونه تصور كرد كه تلسكوپي به بزرگي فاصله سه تلكسوپ از يكديگر پديد مي آيد.در ستاره شناسي راديويي به دليل بلند بودن طول امواج راديويي گسيل شده (چند سانتي متر تا چند متر) نمايان ساختن تفاوت هاي بسيار ناچيز طول موج ها در زمان دخول نور در تلسكوپ هاي مختلف بسيار ساده است. در حالي كه تداخل سنجي فرو سرخ براي امواجي كه طول آن ها در حدود يك و نيم ميكرون و يا يك صدم ميليمتر است،كار را بسيار مشكل مي كند.(اين طول موج ها در مقايسه با طول موج هاي راديويي چيزي در حدود يك ميليون بار كوچك ترند).
سحابى حلقوى(عكس از رصد خانه كك) در طول موج هاي كوتاه ثبات و پايداري استقرار ابزار نقش حياتي دارد،زيرا كوچكترين لرزشي كل سنجش ها را مختل مي كند.علاوه بر اين دانشمندان در اين پروژه تكنولوژي را نويني به كار بردند. آنها يك تراشه نيم اينچي يونيك(اپتيك يكپارچه براي جمع آوري پرتو هاي نور )*استفاده نمودند.اين تفاوت بارز اين تحقيق با ساير پژوهش هاي انجام شده بود كه در آن ها از تعداد زيادي آينه براي هدايت پرتو هاي پراكنده نور به يك گيرنده مركزي استفاده مي شد. هدف اصلي راگلند تمركز بر روي ستاره هايي با جرم كم و متوسط بود. ستارگاني كه از سه چهارم تا سه برابر خورشيد جرم داشتند.اين ستارگان زماني كه به مراحل پاياني عمر خود (ميليون ها سال پيش)نزديك مي شدند، بسيار حجيم شده و شروع به سوزاندن هليوم مي كنند.در زمان فعاليت يك ستاره درخشندگي و گرماي آن از سوختن هيدروژن و تبديل شدن آن به هليوم حاصل مي شود.در مراحل پاياني اين ستارگان از هسته اي بسيار چگال از كربن و اكسيژن تشكيل شده اند كه توسط پوسته اي ضخيم احاطه مي شود.در يك چرخه مداوم هيدروژن به هليوم تبديل مي شود و هليوم به كربن و اكسيژن.در بيشتر اين نوع ستارگان چرخه تبديل هيدروژن به هليوم براي مدت صد هزار سال ادامه خواهد داشت و موجب درخشندگي ستاره مي گردد.در بسياري از موارد ستارگان دويست هزار سال پايان عمر خود را همچون يك ستاره متغيير مي گذرانند.ميزان درخشندگي اين ستارگان هر هشتاد تا هزار روز تغيير مي كند.اين گونه از ستارگان را ستاره نخستين نيز مي نامند.ستاره ميرا در صورت فلكي قيطس(نهنگ) نمونه اي بارز از يك ستاره متغيير است. راگلند مي افزايد:يكي از دلايل علاقه من براي بررسي اين گونه از ستارگان،سرنوشت مشابه اي است كه خورشيد نيز در آينده دچار آن خواهد شد. در همين زمان است كه ستارگان در اثر بادهاي بسيار عظيمي در سطح ،لايه هاي بيروني خود را از دست مي دهند.پس از آن سحابي سياره نمايي در حال گسترش پديد مي آيد كه كوتوله اي سفيد را در ميان خود نگاه مي دارد.هنگامي كه ستاره لايه هاي خود را به اطراف مي پراكند مانند يك سو پاپ شروع به تپيدن مي كند.زمان تپش هم ماهانه آغاز شده و به صورت سالانه ادامه مي يابد.راگلند و گروهش در اين پروژه توانستند سي و پنج ستاره متغيير(ميرا مانند)،هجده ستاره متغيير نيمه منظم و سه ستاره متغيير نامنظم را مشاهده و ثبت كنند.تمامي اين ستارگان در فاصله در حدود 1300 سال نوري از زمين قرار دارند.دوازده عدد از ستارگان متغيير (ميرا مانند) درخششي نا متقارن داشتند،اين در حالي است كه تنها سه عدد از ستارگان ستاره متغيير نيمه منظم و يك ستاره متغيير نامنظم چنين حالتي داشته اند. راگلند در پايان افزود :دليل اين عدم تقارن در درخشندگي هنوز در پرده اي از ابهام قرار دارد.مدلي كه توسط ويلسون ارائه شده است بيان مي دارد كه وجود يك سياره همدم با اندازه اي در ابعاد مشتري شيار هايي در باد هاي ستاره اي پديد مي آورد.اين شيارها از لحاظ ظاهري باعث ايجاد شكلي نا متقارن مي شوند.گمان مي شود كه سياره اي در ابعاد زمين نيز در فاصله بسيار نزديك به ستاره ، قادر به ايجاد چنين شيار هايي مي باشد.اگر چه كه سياره اي چنان نزديك به يك غول سرخ پس از مدت كوتاهي توسط خود ستاره بلعيده مي شود. تفاوت ميزان موادي كه توسط ستاره به بيرون رانده مي شوند نيز مي تواند به صورت ابر هايي متراكم(هم چگال) مانع از رسيدن نور بخشهايي از ستاره شود. ويلسون مي افزايد:دليل اين موضوع هر چيزي كه هست،يك موضوع مهم را به ما يا آوري مي كند،نظريه اي كه در آن ستارگان به طور يكنواخت مي درخشند ،كاملا اشتباه است.ما بايد مدل هاي سه بعدي جديدي را ارائه نمايم.
Integrated-optics beam-combiner IONIC
منبع : Keck Observatory
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 خرداد1386ساعت 15:17  توسط محمد حسین باقریان | 

 

امیدوارم خوشتون اومده باشه.(نظر یادتون نره)

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 خرداد1386ساعت 13:13  توسط محمد حسین باقریان | 

 

مهم‌ترين اطلاعاتی كه بايد در مورد يك ستاره بدانيم، چيست؟ شايد قدر ستاره در صدر فهرست دانسته‌ها قرار گيرد، اما درست در پشت آن رده طيفی ستاره قرار می ‌گيرد. بدون رده طيفی، ستاره چيزی جز يك چشمه نور نيست. با اضافه شدن حروف كوتاهی چون V”2“G يا IVshne”5“B ستاره، موردنظر به‌سرعت دارای شناسنامه‌ای خاص مي‌شود. افرادی كه قادر به‌درك معني اين كُدها هستند، مي‌توانند ماهيت ستاره موردنظر را كه شامل رنگ، اندازه و ميزان درخشندگي آن نسبت به‌خورشيد و ديگر انواع ستارگان، خصوصيات منحصربه‌فرد و گذشته و آينده آن را مشخص كنند.
 
رده‌هاي طيفي ستارگان
مهم‌ترين اطلاعاتی كه بايد در مورد يك ستاره بدانيم، چيست؟ شايد قدر ستاره در صدر فهرست دانسته‌ها قرار گيرد، اما درست در پشت آن رده طيفی ستاره قرار می ‌گيرد. بدون رده طيفی، ستاره چيزی جز يك چشمه نور نيست. با اضافه شدن حروف كوتاهی چون V”۲“G يا IVshne”۵“B ستاره، موردنظر به‌سرعت دارای شناسنامه‌ای خاص مي‌شود. افرادی كه قادر به‌درك معني اين كُدها هستند، مي‌توانند ماهيت ستاره موردنظر را كه شامل رنگ، اندازه و ميزان درخشندگي آن نسبت به‌خورشيد و ديگر انواع ستارگان، خصوصيات منحصربه‌فرد و گذشته و آينده آن را مشخص كنند.
شيوه جديد رده‌بندی طيفی ستارگان آن‌چنان موفق بوده است كه از سال ۱۳۲۲/۱۹۴۲ تاكنون تقريباً بدون تغيير باقی مانده است. اين شيوه طبقه‌بندی فقط بر دو خاصيت فيزيكی يعنی فشار جوّی و دمای سطحی ستاره كه در طيف ستاره ظاهر مي‌شوند، استوار است.
اين خواص، اطلاعات فراوانی را در اختيار ما مي‌گذارد كه به‌كمك آنها مي‌توان چهره و داستان زندگي يك ستاره را به‌تصوير كشيد. دماي سطحی، نشان‌دهنده رنگ و روشنايي سطحي ستاره است (روشنايي سطحي بيانگر ميزان نور تابش شده از واحد سطح ستاره است). فشار جوّي بستگي مستقيم به‌ميزان گرانش در سطح ستاره دارد. بنابراين اين فشار بيانگر اندازه و جرم ستاره است. اندازه و روشنايي سطح ستاره تعيين‌كننده درخشندگي واقعي آن است (درخشندگي، مقدار كل نوري است كه ستاره تابش مي‌كند) عموماً اين دو خاصه مي‌توانند موقعيت ستاره در دوره زندگي خود را نيز نشان دهند (جوان، ميان‌سال يا نزديك به‌مرگ). با مقايسه درخشندگي و درخشندگي ظاهري ستاره در آسمان (قدر ظاهري) مي‌توان به‌فاصله ستاره از زمين پي‌برد. همچنين به‌پيوست رده طيفي اصلي يك ستاره مي‌توان با افزودن حروفي، خواص ويژه شيميايي، گستردي جو، فعاليت‌هاي سطحي غيرمعمول، حركت چرخشي سريع يا ديگر ويژگي‌هاي مخصوص را نشان داد.
همه رصدگران آسمان بايد اطلاعات مختصري درباره رده‌هاي طيفي ستارگان داشته باشند.

كالبدشكافي نور ستاره
داستان را از سال ۱۸۰۲، يعني زماني آغاز مي‌كنيم كه دانشمند انگليسي ويليام ولستون، پرتويي از نور خورشيد را ابتدا از شكافي باريك عبور داد و بعد آن را از منشوري گذراند. شكاف باريك سبب مي‌شود كه رنگين كمان آشناي ايجاد شده پس از گذر از منشور، بسيار واضح و عاري از تداخل‌هاي رنگي مرسوم باشد. ولستون با استفاده از اين طيف نسبتاً دقيق متوجه خطوط تاريك باريكي با ضخامت‌هاي متفاوت در طيف خورشيد شد. با گذشت زمان، تغييري در اين خطوط تاريك مشاهده نشد و تقريباً در درون طيف ثابت ماندند. بعدها اين خطوط را جوزف وان فرانهوفر دسته‌بندي و مشخص كرد. از اين‌رو به‌ «خطوط فرانهوفر» معروف‌اند.
بعد از اين تجربه خطوط طيفي مشابه با خطوط تاريك طيف خورشيد در آزمايشگاه‌هاي فيزيك نيز به‌ثبت رسيد، با استفاده از يك شكاف و منشور، دانشمندان دريافتند كه وقتي ماده‌اي چه جامد، مايع يا حتي گاز چگال تا اندازه‌اي گرم شود كه نور از خود منتشر كند، طيف نورِ تابيده شده آن پيوسته بدون خط است. در عوض يك گاز منبسط شده داغ فقط در يك رنگ خاص يا چند طول موج خاص نور مي‌تاباند كه به‌شكل خطوط روشن و باريكي در طيف گرفنه شده از آن نمايان مي‌شوند (زمينه بقيه طيف تاريك است). اگر نمونه‌اي از همين گاز اما به‌صورت سرد را در راه نور يك چشمه تابان كه طيفي پيوسته در تمام طول‌موج‌ها دارد قرار دهيم، در طيفِ پيوسته نورِ تابان، خطوط جذبي تاريكي (در همان طول موجي كه خطوط نشري اين گاز را ديديم) ايجاد مي‌كند.
در سال ۱۸۹۵ ماهيت اين جريان مشخص شده بود، درواقع ما سطح نسبتاً چگال و داغ را از بين جوّ سرد و رقيق كه بين راه تابش قرار گرفته مشاهده مي‌كنيم و اين را از خطوط تاريك طيف خورشيد متوجه شديم. آنها حاصل جذب نور سطح خورشيد در جوّ آن هستند. درحقيقت دانشمندان موفق به‌بررسي خورشيد در آزمايشگاه‌هاي روي زمين شدند. تمام عناصر با پيوندهاي شيميايي متفاوت و در دماهاي متفاوت خطوط طيفي مخصوص به‌خود را دارند و اين خطوط مانند اثر انگشت منحصربه‌فردند.
آنها نه‌فقط بيانگر اتم‌ها و ملكول‌هاي تشكيل دهنده مواد هستند، بلكه مشخص‌كننده شرايط فيزيكي موجود در آن محيط (ازجمله دماي محيط) نيز هستند.
هنگامي كه منجمان اين ابزار متشكل از منشور و شكاف (طيف‌سنج) را بر تلسكوپ خود سوار كردند موفق به‌مشاهده اين خطوط طيفي در نور ستارگان نيز شدند و اين يكي از باورنكردني‌ترين پيشرفت‌هاي نجومي قرن نوزدهم بوده است. سال‌ها اخترشناسان بر اين باور بودند كه چگونگه تكامل و تشكيل ستاردگان، وراي ادراك بشر است. اما حالا ساختار خورشيد و ستارگان فقط با مقايسه خطوط طيفي مشاهده شده در تلسكوپ با خطوط جذبي مشاهده شده در آزمايشگاه‌هاي روي زمين به‌دست مي‌آيند. و بدين‌سان اخترفيزيك نوين متولد شد.

طبقه‌بندي طيف ستارگان

 (H-R) نمودار هرتسپرونگ - راسل

آنجلوسچي، نخستين شخصي بود كه به‌صورت جِدّي دست به‌طبقه‌بندي طيف ستارگان زد. او كه يك كشيش اخترشناس بود، در دهه ۱۸۶۰ با بررسي طيف صدها ستاره به‌صورت بصري از پشت تلسكوپي مجهز به‌طيف‌سنج، طيف ستارگان را در ۵ دسته اصلي قرار داد كه با پُرنورترين ستاره در هر دسته شناخته مي‌شدند. به‌عنوان مثال ستارگان يك دسته كه داراي طيفي شبيه ستاره شباهنگ يا شِعراي يماني بودند كه مملو از خطوط جذبي مربوط به‌اتم‌هاي هيدروژن است، به‌نام رده شباهنگ نامگذاري مي‌شدند. اما دسته‌بندي اصلي و پايه‌گذار رده‌هاي طيفي امروز در رصدخانه‌ دانشگاه‌ هاروارد انجام شده است. در سال ۱۸۸۶ ادوارد سي.‌پيكْرينگ كه كارمند اين رصدخانه بود با استفاده از عكاسي به‌دسته‌بندي طيف هزاران ستاره پرداخت. مجموعه‌اي از فعالان در رصدخانه هاروارد نيز او را ياري مي‌كردند. دسته‌بندي آنها به‌اين صورت بود كه به‌ترتيب حروف از A تا G ستارگان را از ساده‌ترين طيف تا پيچيده‌ترين آنها دسته‌بندي مي‌كردند. اما به‌زودي روش طبقه‌بندي طبيعي بهتري در بين اين طيف‌ها آشكار شد. اين گروه با تركيب و آرايش دوباره رده‌بندي‌هاي پيشين متوجه شدند كه مي‌توان طيف‌هاي شبيه به‌هم را در يك رشته پيوسته قرار داد. هر رشته حاوي ستارگان با رنگ‌ها و دماهاي مختلف‌اند كه از ستارگان داغ آبي-‌سفيد در انتهاي اين رشته تا ستارگان نارنجي- قرمز در طرف ديگر آن تشكيل مي‌شوند. اما هنوز براي علامتگذاري دوباره حروف خيلي زود بود. وقتي تمام ابهامات برطرف شد، اين طبقه‌بندي از داغ‌ترين ستاره تا سردترين به‌صورت

O B A F G K M
تدوين شد.
رده طيفي ستارگان آبي را «اولي» و ستارگان سردِ قرمز را «آخري» مي‌ناميم. اين اصطلاحات كه برپايه يك تصور نادرست (ستارگان با روند ساده‌اي با گذر سرد مي‌شوند و رنگشان از آبي تا سرخ تغيير مي‌كند) استوار است. اما هنوز كاربرد دارد. هركدام از اين رده‌هاي طيفي مي‌توانند به‌قسمت‌هاي كوچكتري تقسيم شوند، آني‌جِي كانُن هر رده طيفي را به‌زيررده‌هايي از o تا ۹ تقسيم كرد. مثلاً طيفي كه بين Go و Ko استاندارد قرار مي‌گرفت را ۵G ناميد.
با استفاده از اين رَويِه، كانن سرپرستي رده‌بندي ۳۰۰ و ۳۲۵ طيف ثبت شده بر روي عكس‌هاي ميدان ديد باز را برعهده گرفت كه نتيجه اين دسته‌بندي فهرست هِنري دِريپِر (HD) و پيوسته فهرست او (HDE) بود كه براي نخستين بار در سال ۱۹۱۸ به‌چاپ رسيد و تاكنون نيز يكي از منابع اصلي باقي مانده است. هنري راسل براي به‌خاطر سپردن رده‌هاي طيفي، جمله راهنمايي را ارائه كرد كه تمام حروف رده‌هاي طيفي در اول هريك از كلمات اين جمله بودند:

“Ok Be A Fine Girl Kiss Me.”

انتخاب جمله يادآوري اين طيف‌ها به‌دست شماست. مثلاً مي‌توانيد از جملة بداهه ساخته شده بابك امين‌تفرشي در كلاس‌هاي درس او استفاده كنيد:

« او بيا اي فندق گِرد كوچك من! »

كشف اجرام بسيار كم‌نور و قرمز (از كوچكترين كوتوله‌هاي قرمز سرد گرفته تا كوتوله‌هاي قهوه‌ايي كه در مرز ستاره و سياره قرارمي‌گيرند) باعث شده است كه اخيراً دو رده طيفي جديد بعد از حرف M در طبقه‌بندي طيفي ستارگان به‌كار گرفته شود.
از بين حروف باقي‌مانده به‌كار برده نشده در پارامترهاي نجومي، حروف L و T براي اين رده‌هاي طيفي انتخاب شدند (دليل پيچيده و خاص ديگري هم براي اين انتخاب وجود نداشت).

O B A F G K M L T

رده‌هاي طيفي ديگري نيز به‌طور موازي به‌رده‌هاي طيفي قديمي اضافه شدند ولي نتوانستند خود را با رده‌بندي كلاسيك گفته شده تطبيق دهند.
به‌عنوان مثال رده طيفي لما براي ستارگان ولف-‌رايه (Wolf-Rayet) تقريباً مشابه آبي‌ترين و داغ‌ترين ستارگان رده O هستند، اما خطوط نشري بسيار قوي نيتروژن (WN) ، كربن و اكسيژن (WC) دارند يا هيچ‌كدام از اين دو را ندارند كه ستارگان (WR) را نمايان مي‌سازند. خطوط نشري بيانگر وجود لايه‌اي ضخيم از گاز داغ در اطراف اين‌گونه ستاره‌هاست. اين‌طور به‌نظر مي‌آيد كه ستاردگان رده لما، ليه هيدروژن اطراف خود را به‌خارج دميده باشند و از اين‌رو لايه‌هاي داغ مواد زيرين اين ستارگان آشكار شده‌اند.
ستارگان بسيار پير و غول سرخ انتهاي رشته نيز مقدار زيادي كربن را در طيف خود نشان مي‌دهند. آنها به‌ستاره‌هاي R و N معروف‌اند كه دانشمندان گونه ادغام شده اين دو را “C” مي‌نامند.
ستاره‌هاي كربني به‌علت سرخي بيش از حدّي كه دارند، با يك نگاه كوتاه با تلسكوپ، قابل شناسايي‌اند. نمونه درخشان اين‌گونه در آسمان پاييز ستاره ۱۹-حوت (TX -حوت) در شكل حلقه‌مانند يكي از دو شاخه صورت فلكي حوت با رده طيفي ۵C مي‌درخشد.
خطوط جذبي بارز اين گروه، خطوط روي هم افتاده مربوط به‌پيوندهاي كربن ۲C ، CN وCH است كه انتهاي آبي طيف را تاريك مي‌كنند. به‌بيان ديگر جوّ ستارگان كربني همانند يك صافي قرمز عمل مي‌كند. برعكس در بررسي طيف نشري آن(به‌جاي جذبي) اين نوار طيفي با خطوطي آبي‌رنگ شناسايي مي‌شود. اين ملكول‌ها (كه باعث قرمزيِ رنگِ ستاره‌هاي كربني مي‌شود) در طيف جذبي دنباله‌دارها نيز وجود دارند كه سبب درخشش طيف نشري دنباله‌دارها در رنگ آبي-‌سبز هستند. درواقع جوّ ستاره‌هاي رده C چنان از كوره گرمابخش مركزي ستاره دور شده‌اند و دمايشان چنان كم شده كه امكان پيوند بين اتم‌ها و ايجاد ملكول‌هاي خاص ميسر شده است.
رده طيفي نادر S نيز معمولاً شامل غول‌هاي سرخ مي‌شود. اين گروه موازي رده طيفي M قرار مي‌گيرد اما خطوط اكسيد تيتانيومي كه در ستاره‌هاي M مشاهده مي‌شود را ندارند. به‌جاي آن طيف اين‌گونه داراي آثاري مربوط به‌اكسيد زيركونيم و اكسيد لانتانيم هستند.
سياره‌هاي احتمالي منظومه‌هاي S ستاره‌هاي با بادهاي قوي ستاره‌اي متشكل از تركيبات شيميايي عجيب و غريبي روبه‌رو مي‌شوند كه سطح اين كُرات را پوشيده از سنگ‌هاي آغشته به‌تركيبات عنصر زيركونيم مي‌كند.

غول‌ها و كوتوله‌ها
ستاره‌هاي با رده طيفي مشابه نيز در همه موارد خطوط جذبي كاملاً مشابه يكديگر ندارند. در بعضي از ستاره‌ها خطوط، باريك و واضح‌اند و در بعضي ديگر به‌علت عوامل مختلف، اين خطوط پهن مي‌شوند. در رأس اين عوامل، تأثير فشار جوّ ستاره است. تغييرات فشار در جوّ ستاره سبب تغيير شدت شعاع‌هاي خطوط حساس به‌فشار مي‌شود. يادآور مي‌شويم كه فشار جوّي يك ستاره بيان‌كننده ميزان گرانش در سطح آن است. بنابراين با درنظر گرفتن اين عامل مي‌توان اندازه ستاره را نيز تخمين زد. خطوط باريك نشان‌دهنده اين هستند كه ستاره موردنظر بسيار پهناور و بادكرده است و جوّ آن رقيق است و در فاصله نسبتاً زيادي از مركز گرانش ستاره قرار گرفته است. در فهرست هنري دريپر رده‌هاي طيفي داراي پيشوندهايي چون d براي كوتوله‌ها (dwarf)، S براي غول‌ها و C براي اَبَرغول‌ها است.
اين حروف هم‌اكنون نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرند، اما در سال ۱۹۴۱ اين حروف را ويليام مُرگان و فيليپ كنان با علامت‌هايي كه جزييات بيشتري از ستاره را بيان مي‌كردند عوض كردند. اين روش جديد (روش MK) با تغييراتي كم هنوز هم روش استاندارد طبقه‌بندي ستاره‌هاست. در اين روش ستاره‌ها نسبت به‌درخشندگي‌شان با اعداد رومي علامتگذاري شده‌اند. به‌اين صورت كه شماره I براي اَبَرغول‌ها (معمولاً به‌ترتيب كم‌شدن درخشندگي كلي به‌چهار زيردستهO به‌ترتيب Iab, Ia, Ia و Ib تقسيم مي‌شوند). II براي غول‌هاي درخشان، III براي غول‌هاي معمولي، IV براي غول‌هاي كوچك، V براي ستاره‌هاي متوسط و كوتوله‌هاي درون رشته اصلي (اين گروه در تصوير پايين مشخص نشده‌اند) و نيز VI براي كوتوله‌هاي كوچك به‌كار مي‌روند.
وقتي كه اين خصوصيات پشتِ سرِ هم و در نموداري كشيده شوند، نمودار حاصل، نمودار H-R يا هِرتْسْپرونگ-‌راسِل ناميده مي‌شود. اين نمودار از آغاز پيدايش خود يعني در سال ۱۹۱۱ ابزار علمي بي‌مانندي در اخترفيزيك بوده است.
بيشتر ستاره‌ها باتوجه به‌جرم و سنّ‌شان در يك منطقه مشخص و رشته‌مانندي از نمودار H-R قرارمي‌گيرند. بيشتر ستارگان درست بعد از تولد، در رشته اصلي جاي مي‌‌گيرند. ستاره‌هاي اين رشته وضعيت پايداري دارند و درخشندگي‌شان تغييرات شديدي در بازه‌هاي كوتاه‌مدت ندارد. اين دوراني است كه ستاره بيشتر طول زندگي خود را در آن حالت سپري مي‌كند. ستارگان پُرجرم در قسمت‌هاي آبي و داغ در رشته اصلي نور افشاني مي‌كنند. اين ستارگان سوخت هسته‌اي خود را فقط در چند ميليون سال آغاز حيات به‌پايان مي‌رسانند. اما ستارگاني با جرم كمتر مانند ستارگان زرد، نارنجي، كوتوله‌هاي سرخ كه در بخش پايين و سمت راست رشته اصلي قرار مي‌گيرند ميلياردها سال طول مي‌كشد تا اين دوران زندگي خود را به‌پايان برسانند.
هنگامي كه ذخيره هيدروژن هسته يك ستاره رو به‌تمام شدن مي‌گذارد، ستاره از رشته اصلي خارج مي‌شود و به‌قسمت بالاي سمت راست نمودار يعني محل غول‌هاي سرخ و اَبَرغول‌ها مي‌رود. ستارگاني كه آغاز تولد خود را با بيشتر از هشت برابر جرم خورشيد شروع كرده‌اند، دوران تكامل خود را در مراحل پيچيده‌تري و در خارج از رشته‌هاي مختلف درون نمودار مي‌گذرانند تا انرژي خود را به‌مصرف برسانند. اين‌گونه ستارگان در پايان عمر خود به‌صورت اَبَرنواختر منفجر مي‌شوند. غول‌هايي با جرم كمتر از اين گروه در آخر عمر خود به‌طرف پايين سمت چپ نمودار حركت مي‌كنند و به‌كوتوله‌هاي سفيد مبدل مي‌شوند.
خورشيد تا حدود ۸ ميليارد سال ديگر به‌اين نقطه از جدول مي‌رسد.

استثناها
طيف، اين نوار جادويي حتي مي‌تواند مطالبي بيش از آنچه گفته شد را نيز نمايان كند. حروف جدول زير براي بيان حالات ويژه ستارگان در ادامه رده طيفي آنها استفاده مي‌شوند. جدول زير بخشي از اين حروف را نشان مي‌دهد:

برخي از كدهاي طيفي ويژه عبارتند از :
Comp : طيف تركيبي كه دو رده طيفي در يكديگر آميخته شده‌اند و ممكن است نشانگر ستاره دوتايي طيفي باشد كه از يكديگر تفكيك نشده‌اند.
e : نشانگر خطوط نشري در طيف است (معمولاً مربوط به‌هيدروژن)

m :
داراي خطوط طيفي قوي غيرعادي فلزات (عناصر به‌غير از هيدروژن و هليم) است كه براي ستاره‌اي كه گونه طيفي آن مشخص شده است به‌كار مي‌رود. اين خاصه معمولاً در ستاره‌هاي رده طيفي A ديده مي‌شود.
n : نشان‌دهنده خطوط جذبي پهن و محو كه حاصل سرعت زياد چرخش ستاره است.
nn : خطوط جذبي بسيار پهني كه حاصل سرعت بسيار زياد چرخش ستاره است و طيف آن ديده مي‌شود.
p : خاصيت ويژه غيرقابل تشخيص كه معمولاً در مورد گونه طيفي A كاربرد دارد كه به‌طور غيرعادي داراي خطوط قوي فلزات هستند (مربوط به‌ستارگان Am).
s : نشانگر خطوط بسيار باريك و واضح جذبي
sh : ستاره داراي پوسته است (ستاره‌هاي B تا F رشته اصلي كه داراي خطوط نشري تابش شده از يك پوسته گازي خارجي‌اند).
Var : گونه طيفي متغير
WL : خطوط ضعيف (ستاره‌هاي پير و كم‌فلز)

مي‌توان شناسه عناصري را كه خطوط غيرعادي قوي در طيف ستاره ايجاد مي‌كنند را نيز در ادامه رده طيفي اضافه كرد. براي مثال ستاره اپسيلون-دب‌اكبر ستاره‌اي از رده AoPIV:(CrEU) است كه در آن خطوط قوي كروميوم و يوروپيوم ديده مي‌شود و نيز دو نقطه نشان دهنده عدم اطمينان در عدد رومي مربوط به‌درخشندگي آن يعني IV است.
ريزه‌كاري‌هاي مربوط به‌تعيين دقيق رده طيفي در بين آماتورها چندان رواج ندارد. بعضي از رصدگران ادعا مي‌كنند كه قادر هستند رده طيفي ستارگان را با استفاده از مشاهده رنگ آنها در چشمي با دقت خوبي تعيين كنند. هرچند كه رنگ عامل بسيار تعيين‌كننده در رده‌هاي طيفي اوليه (داغ‌تر) يعني تا ۵K است (البته تا هنگامي كه سرخي حاصل از غبار بينْ‌ستاره‌اي در آن اثر نداشته باشد). اما عامل رنگ در ستاره‌هاي گونه‌هاي طيفي K تا m چندان تعيين كننده نيستند. چون آنها همه سرخ‌اند.
مثلاً با مقايسه ته‌رنگ مربوط به اِبطُ‌الجوزا (ستاره درخشان شانه شكارچي) كه از رده طيفي Iab۲M و دَبَران (ستاره پُرنور ثور) با رده طيفي III۵K، هيچ‌گاه نمي‌توان به‌صورت بصري اين اختلاف را تشخيص داد. به‌علاوه كوتوله‌هايي با رده‌هاي طيفي G، K و M به‌سرخي غول‌ها و اَبَرغول‌هاي اين رده نيستند. با كمي تقريب هميشه مي‌توان ستاره‌هاي يك رده طيفي و يا نيمي از يك رده طيفي را با يكديگر همرنگ به‌حساب آورد.
تفاوت بين طيف‌ها فراتر از تفاوت در تركيبات شيميايي واقعي ستاره است. ستاره رده طيفي A ممكن است به‌نظر آيد كه كاملاً از هيدروژن تشكيل شده است و نيز ستاره‌اي از رده طيفي K فقط داراي رد پايي از هيدروژن در بين خطوط فلزات باشد. ولي ستارگان A و K درواقع از يك تركيب تشكيل شده‌اند.
تفاوت اتم‌ها و يون‌هاي متفاوت فقط در دماهاي متفاوت در طيف اين ستارگان آشكار مي‌شود. حتي ستارگان كربني نيز عمدتاً از هيدروژن و هلیوم ساخته شده‌اند. آمار مقدار واقعي هر عنصر را فقط در درون ستاره مي‌توان اندازه‌گيري كرد. بسيار دشوار است كه خطوط معين در يك طيف ديده شده را با طيف پيش‌بيني شده از آن كه با نظريه‌هاي اتمي بسط داده شده است مقايسه كنيم.
در قرن بيستم بيشتر پژوهش‌ها مربوط به‌طيف مرئي ستارگان بود. اما دهه‌هاي اخير با وارد شدن آشكارسازهاي طول‌موج‌هاي غيرمرئي و ديگر پيشرفت‌هاي هيجان‌انگيز اخترشناسي توجه به‌طيف نورمرئي كم‌تر شده است. با اين‌حال هنوز هم طيف‌سنجي نورمرئي سنگِ بناي اخترشناسي نوين به‌حساب مي‌آيد.

منبع:مجله نجوم

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 خرداد1386ساعت 22:42  توسط محمد حسین باقریان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
وبلاگ نجوم و ادبیات(مهران فرزادمهر)
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
آرشیو موضوعی
عکس های فضایی
كيهان شناسي
منظومه شمسی
فضا و ماهواره ها
اختر فيزيك
عمومی
ستارگان
سیر تحول ستارگان
صورت های فلکی
رویداد های نجومی
مقالات انگلیسی
گزارشات
ابزار های کهن نجومی
ابزار های نوین نجومی
ماموریت های فضایی
عکاسی نجومی
ساخت تلسکوپ
آلودگی نوری
رصد آسمان
ماه
رویت هلال
کهکشان ها
سیارات
اقمار
اجرام غیر ستاره ای
نام آوران نجوم
سازمان های فضایی
اخبار وبلاگ و انجمن
نجوم و ادبیات
دانلود فیلم-نرم افزار
نویسندگان
محمد حسین باقریان
امیرحسین
پیوندها
نجوم پارسی
وبلاگ نجوم و ادبیات(مهران فرزادمهر)
شاخه آماتوري انجمن نجوم ايران
سازمان فضایی ایران
مجله نجوم
آسمان پارس
انجمن نجوم مشهد
انجمن نجوم ایران
آسمان پارسی
دانش فضایی
دفترچه نجوم
فروشگاه آسمان شب
نجوم فضا ستاره کویر و...
<**((00فروغ00))**>
عكسهاي نجومي
آسمان شب ایران
ستاره پارسی
اجرام مسيه
آژانس فضايي آپادانا
انجمن نجوم کرمانشاه
کوارک و کوازار
کاربران هوا فضا
آسمون پرستاره
وب سايت استيون هاوكينگ
نجوم ويجر
نجوم و تلسكوپ تبريز
نجوم اماتوري
چشم نجوم
نجوم امبا
دايره المعارف نجوم
فرزانگان تربت حيدريه
::ويندوز::
گرافيك و كامپيوتر
دایره المعارف علوم
مرز هاي فضا و زمان
معرفی بهترین سایت های ��8%�$�F�B2یک جهان
آسمان ایران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM