![]() |
![]() |
|
| اخبار و اطلاعات نجومی |
|
... و این سرودیه که از همین کوچه پس کوچه های کنارمون داره صداش میاد... از وجودش بوی سرما از نفسش بوی پاییز.. آره بازم خورشید این شانس رو به زمین داد تا بازم زیبا تر بشه و واسه ما انسانها یه عرض اندام کنه... که بازم افسوس که ما قدرشو نمیدونیم از همه مهم تر داره یه رایحه ی دیگم به مشام میرسه ... بازم بوی ماه مهر امیدوارم امسال بهترین سال تحصیلیت باشه... فقط ستاره ها رو فراموش نکن....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 31 شهریور1386ساعت 19:22 توسط |
|
|
هنوز آنقدر هوا تاریک نبود تنها در بالای تپه ای خشک نشسته بودم...این بار ماه با من یار نبود و هر چه به انتظارش نشستم سر قرارش نیامد... چشم به راه به آسمان نگاه کردم نا گهان نوری با چشمانم بازی کرد یک شهاب!!! صدایی شنیدم!!! شهاب با من سخن گفت..... ای آدم ...ماه به من گفت که به تو بگویم ابرهای سیاه دستانم را گرفته اند و من سیاه شده ام... چشمان بستخ شد و در تاریکی چشمانم مهتاب را دیدم... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 11:55 توسط |
|
|
اکنون که خورشید در میان زاویه ی کوهها در افق با چهره ای سرخ و گرفته روشنایی را از چشم من و تو می گیرد در عوض سیاهی را به تو هدیه میدهد! سیاهی که ساهیش با نقطه های سفید پراکنده چشم تو را نوازش میدهد.. ولی در عجبم از این خورشید!!! با مهربانی خود روز را به تو هدیه می دهد و اکنون که شب است..... واکنون که شب است گرمای مهربانی اش را به مهتاب می دهد تا اکنون در این سیاهی چراغی بس کم نور گره گشای تو در سیاهی شب باشد!!! به کدامین وظیفه؟؟؟به کدامین...؟؟؟ و باز منتظریم که صبح شود چرا که خورشید گرمای وجودت را دوست داریم.... و خداوند.... ....اینک با دست هایی به سوی تو بلند کرده درخواست میکنم که نماز گزار تو باشم و تو را به روش اشَهَ «حق نظم درست» با منش «وهُومَنَه» ستایش می کنم... گاثاها۱/۲۸ (اوستا)
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 22 تیر1386ساعت 18:40 توسط |
|
|
اینجا سیاره ی ماست...زمین... از اینجا تا آسمان پر از ستاره است . ستارهها ی کوچک و بزرگ در میان سیاهی بی پایان ... ولی آسمان تنها تو نیستی که ستاره ها را در میان دل سیاه خود جا دادی! ما انسانها در زمین ستاره هایی بس پر نور تر و زیبا تر داریم... و هیچ گاه نتوانسیم روشنایی این ستاره ها را به زبان بیاوریم. این ستاره ها خود یک خورشید هستند....در میان منظومه خانواده در فضای بی کران مهر و محبت خورشید... و بهترین و نیک ترین کلمه برای تو،ای خورشید، واژه مقدس "مادر" است. و باز هم مادرم ای ستاره شبهای تاریک من و ای مهتاب همیشه بیدار... روزت مبارک و من میتوانم بگویم....تو را دوست دارم به اندازه تمام...تمام...تمام.... مهر و محبتت....ای مادرم. تقدیم به مادرم و همه مادران .... روز مادر مبارک....
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 15 تیر1386ساعت 9:42 توسط |
|
|
آنقدر تا آسمان دور نیستیم که آن را نبینیم یا... آنقدر به آسمان نزدیک نیستیم چون برای دیدن ماه باید سرمان را بالا ببریم ... در میان جستجوی ماه و قایم باشکهای ستارگان مجبوریم سرمان را بچرخانیم!!! و این چرخش ادامه دارد تا شبمان به روز برسد و عمرمان در ماشین زمان به چرخش در بیاید و باز هم ما سرمان را مچرخانیم ... چرا که در چرخش ستارگان ما هم مچرخیم و عمر را به چرخ زمانه میسپاریم.... پس نمی دانیم نزدیک آسمان هستیم یا دور از آن!!!! فقط میتوانیم بگوییم: هر کجا هستم باشم آسمان مال من است...
تقدیم به «اشکان» «مهران» |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 15:46 توسط |
|
|
مهتاب شاید تو تنها ناجی ما انسانهای نابینا در شب باشی... شاید تو بهترین نور در عالم باشی... وقتی که تنهایم "ماه" تو هستی که مرا آرامش می دهی... مهتاب... سالهاست که ما را از بالا میبینی ، ولی ما تو را حتی نگاه نمی کنیم تنها جمله که به تو می گویم: تو چقدر زیبا هستی... و مهتاب ... خدا نگهدار..
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1 تیر1386ساعت 20:3 توسط |
|
|
یک امتیاز خوب!
-ممکن است که زندگی روی زمین برایتان خیلی دشوار و گران باشد اما یادتان نرود که هر سال یک سفر مجانی به دور خورشید دارید! رهیاب! ـناسا اگر چا مطمئن نیست اما معتقد است که رهیاب مریخش نشانه هایی از اثبات وجود زندگی روی مریخ پیدا کرده است چون دستگاه صوتی سی دی آنها دزدیده شده است! سوال و جواب! ـسوال:در یک روز آفتابی و روشن تا چه مسیری را میتوانی به خوبی ببینی؟ ـجواب:خوب!راستش...۹۳میلیون مایل مسافت را میتوانم ببینم یعنی از اینجا تا خورشید! -سوال:اگر گفتی از کجا می شود فهمید زحل بیش از یک بار ازدواج کرده است؟! -جواب:خوب معلوم است دیگر!... از روی حلقه هاش!کلی حلقه دارد!... ـسوال:کدام مفید تر است؟خورشید یا ماه؟چرا؟ -جواب:ماه مفید تر است.زیرا شب ها وقتی به نور احتیاج داریم ماه می درخشد اما در روز که هیچ نیازی به نور نداریم خورشید بی خودی به ما میتابد! -سوال:به نظر تو چه ستاره ای عینک آفتابی میزند؟! -جواب:ستاره ی سینما!...
کاری از انجمن نجوم آماتوری مشهد |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1 تیر1386ساعت 9:44 توسط محمد حسین باقریان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
وبلاگ نجوم و ادبیات(مهران فرزادمهر) آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
| نویسندگان |
|
محمد حسین باقریان امیرحسین |
|
RSS
|